امنیت و دفاعخاورمیانه

طرح ترامپ برای وادارکردن ایران به تسلیم

ترامپ دنبال جنگ و نتیجه فوری است، ولی باید بداند که ایران ‌ونزوئلا نیست.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با ‌عنوان «طرح ترامپ برای وادار کردن ایران به تسلیم» به قلم دیوید هرست (David Hearst)  در میدل‌ایست ‌آی (Middle East Eye) منتشر شده است که به بررسی راهبرد ادعایی دولت دونالد ترامپ در قبال ایران و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی آن می‌پردازد و استدلال می‌کند این رویکرد بر ارزیابی نادرست از توان، جایگاه و واکنش ایران استوار است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

دونالد ترامپ با وجود مشکلات داخلی، خود را در عرصه بین‌المللی در موقعیت برتر می‌بیند و تصور می‌کند با فشار و تهدید نظامی می‌تواند ایران را وادار به تسلیم کند. او کارهایی اینچنینی مانند فشار بر ناتو و اروپا برای افزایش هزینه‌های دفاعی گرفته تا تحمیل تصمیم‌هایی به ونزوئلا و اسرائیل مثال می‌زند. به باور ترامپ، همان الگویی که در قبال ونزوئلا به کار رفت، می‌تواند درباره ایران نیز تکرار شود.

طرح مورد نظر ترامپ شامل حمله‌ای سریع و محدود برای حذف بخشی از رهبری ایران، بدون فروپاشی کامل نظام، و سپس تحمیل توافقی است که در آن ایران غنی‌سازی اورانیوم را کنار بگذارد و نفت خود را صرفاً به آمریکا بفروشد. عناصر اصلی این طرح، سرعت، خشونت شدید و وادار کردن بازماندگان حاکمیت به پذیرش دستورات واشنگتن است.

ترامپ زمان کنونی را مناسب می‌داند زیرا معتقد است ایران در پی حملات سال گذشته و ناآرامی‌های داخلی تضعیف شده است. این ارزیابی متکی بر اطلاعات ناقص آمریکا و اسرائیل است و اهداف اطلاعاتی اسرائیل با هدف تغییر حکومت گره خورده است. اغراق‌های موساد نه‌تنها حکومت ایران را نترسانده بلکه به تضعیف مخالفان داخلی انجامیده است.

تفاوت‌های بنیادین بین ایران و ونزوئلا وجود دارد. ایران دارای نفوذ منطقه‌ای گسترده است و رهبر جمهوری اسلامی علاوه بر جایگاه سیاسی، مرجعیت مذهبی میلیون‌ها شیعه را دارد. سپاه پاسداران با صدها هزار نیرو، توان دریایی و موشکی قابل توجه و قابلیت بستن تنگه هرمز، بازیگری است که قابل مقایسه با ساختار نظامی ونزوئلا نیست. این تنگه روزانه محل عبور حدود بیست میلیون بشکه نفت و بیست درصد تجارت جهانی گاز مایع است.

سپاه پاسداران به یک قدرت اقتصادی تبدیل شده و حدود نیمی از صادرات نفت ایران را کنترل می‌کند و شبکه‌ای برای دور زدن تحریم‌ها ساخته است. هر تلاشی برای تصرف یا تغییر مسیر نفت ایران پیامدهای ژئوپلیتیکی جدی، به‌ویژه برای چین به‌عنوان خریدار اصلی نفت ایران، خواهد داشت.

در صورت حمله دوباره آمریکا و اسرائیل، ایران این اقدام را تهدیدی وجودی تلقی می‌کند و پاسخ آن محدود و نمادین نخواهد بود. ایران دارای بیش از سه هزار موشک کوتاه‌برد و میان‌برد است و ممکن است اهدافی در منطقه، از جمله شرکای اسرائیل، را هدف قرار دهد. چنین جنگی به‌سرعت گسترش می‌یابد و مهار آن دشوار خواهد بود.

به‌رغم تلاش‌های دیپلماتیک جاری، از جمله مذاکرات برنامه‌ریزی‌شده، اختلاف بر سر دستورکار، مکان و تهدید همزمان نظامی، شانس موفقیت گفت‌وگوها را کاهش داده است. ایران خواهان مذاکرات طولانی و تدریجی است، در حالی که ترامپ به‌دنبال نتایج فوری است. احتمال جلوگیری مذاکرات از جنگ بسیار اندک است.

در پایان، ایران کشوری با حافظه تاریخی عمیق است و به‌سادگی تسلیم فشار خارجی نخواهد شد و ترامپ را ادامه همان الگوی سلطه‌طلبانه می‌داند که پیش‌تر نیز شکست خورده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا