مصاحبه تاکر کارلسن با رئیسجمهور ایران؛ ادامه یک سنت خبری
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مصاحبه تاکر کارلسن با رئیسجمهور ایران؛ ادامه یک سنت خبری» نوشته جک هانتر (Jack Hunter) و منتشرشده در ریسپانسیبل استیت کرفت (Responsible Statecraft)، تحلیلی است بر سنت دیرینه مصاحبههای خبری آمریکایی با رهبران کشورهای مخالف، که ضرورت اطلاعرسانی کامل به مردم آمریکا درباره طرفهای درگیر در مناقشات بینالمللی را نشان میدهد. این یادداشت به دفاع از اهمیت پوشش خبری همهجانبه، حتی در مواجهه با چهرههای جنجالی، میپردازد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در تعطیلات روز استقلال آمریکا، تاکر کارلسن اعلام کرد که با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، مصاحبه کرده است. این خبر با واکنش تند جمهوریخواهان تندرو مواجه شد؛ از جمله دن کرنشاو، سناتور تد کروز و مارک لوین، مجری محافظهکار که این اقدام را نوعی «تریبوندادن» به دشمنان آمریکا خواندند. با این حال، سابقه رسانههای آمریکایی نشان میدهد که گفتوگو با رهبران کشورهایی که در تقابل با آمریکا قرار دارند، نهتنها بیسابقه نیست بلکه در تاریخ روزنامهنگاری آمریکا امری رایج و پذیرفتهشده است.
در سال ۱۹۷۹، روزنامه نیویورکتایمز و برنامههایی مانند مکنیل/لیرر با آیتالله روحالله خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران، گفتوگو کردند. این مصاحبهها درست پیش از بحران گروگانگیری در تهران انجام شد. تنها دو هفته پس از آغاز بحران، مایک والاس از شبکه سیبیاس با آیتالله خمینی مصاحبه کرد و مجله تایم نیز در میانه همان بحران، آیتالله خمینی را بهعنوان «مرد سال» انتخاب کرد؛ لقبی که به معنای تأیید شخصیت او نبود، بلکه به دلیل تأثیرگذاری او در عرصه جهانی بود؛ همانگونه که در سال ۱۹۳۸، آدولف هیتلر نیز این عنوان را دریافت کرد.
از دیگر نمونهها میتوان به مصاحبههای متعدد رسانههای آمریکایی با محمود احمدینژاد در دوران ریاستجمهوریاش، گفتوگو با اسامه بنلادن، صدام حسین در آستانه حمله سال ۲۰۰۳، و معمر قذافی در دورههای مختلف اشاره کرد. این روند محدود به غرب آسیا نبوده و شامل رهبرانی چون فیدل کاسترو نیز میشود؛ شخصیتی که در سال ۱۹۵۹ در برنامه اد سالیوان ظاهر شد و بعدها توسط باربارا والترز، مکنیل/لیرر و حتی مجله سیگار آفیشیونادو در سال ۱۹۹۴ مورد مصاحبه قرار گرفت. جالب آنکه این مجله بهتازگی بهمناسبت ۳۰ سالگی خود، این مصاحبه با کاسترو را بازنشر کرد.
در سال گذشته، مصاحبه تاکر کارلسن با ولادیمیر پوتین نیز بحثبرانگیز شد، با آنکه پیش از او رسانههای جریان اصلی مانند سیبیاس، انبیسی، نیویورکتایمز و باربارا والترز بارها با پوتین مصاحبه کرده بودند. اساس این سنت، بر اصل پایهای روزنامهنگاری یعنی گفتوگو با همه بازیگران اصلی در صحنه بحرانها و منازعات جهانی استوار است.
کارلسن پیش از انتشار مصاحبه با پزشکیان، در ویدئویی کوتاه تأکید کرد که هدفش از انجام این مصاحبه، فراهمکردن دسترسی مردم آمریکا به اطلاعاتی است که بر زندگی و تصمیمگیریهای آنها تأثیر میگذارد؛ بهویژه در شرایطی که تنها ۱۰ روز پیش از آن، آمریکا و ایران در آستانه جنگی تمامعیار قرار داشتند. از نگاه او، دانستن مواضع طرف مقابل، شرط عقل و لازمه شفافیت در تصمیمگیری عمومی است.
در مصاحبه با پزشکیان، موضوعاتی چون مذاکرات هستهای، شعارهای ضدآمریکایی و لقب «شیطان بزرگ» مطرح میشوند. کارلسن نه برای قضاوت، بلکه برای آشکارکردن دیدگاههای طرف مقابل، این پرسشها را مطرح میکند. هدف، قضاوتکردن درباره صداقت یا فریبکاری مصاحبهشونده نیست، بلکه آگاهسازی عمومی برای شکلگیری قضاوت مستقل در جامعه آمریکاست.
مصاحبه با رئیسجمهور ایران، فارغ از هرگونه تأیید یا مخالفت، نمونهای از اجرای وظیفه بنیادین خبرنگاری است. آنچه امروز بیشتر جای سؤال دارد، نه این مصاحبهها، بلکه بیمیلی فزاینده بسیاری از خبرنگاران به انجام چنین گفتوگوهایی است که در گذشته بخشی جداییناپذیر از حرفه روزنامهنگاری محسوب میشد./ منبع



