ترکیه و تداوم سیاست بمباران کردها
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترکیه و تداوم سیاست بمباران کردها»، منتشرشده در اندیشکده دیپلماسی ایرانی به بررسی پیامدها و زمینههای تشدید درگیری میان دولت موقت سوریه و نیروهای کرد به رهبری قسد، در پرتو تغییرات معادلات سیاسی و خلأ قدرت در سوریه معاصر میپردازد و تحلیل میکند که چشمانداز صلح و ثبات در سایه رقابتهای منطقهای و تضعیف ساختارهای مرکزی، بیش از پیش نامطمئن شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
فصل جدیدی از حیات سیاسی سوریه با قدرتگیری احمد الشرع، در قالب دولت موقت، بر تداوم آتش اختلافات داخلی در این کشور دلالت دارد. در ادامه این مناقشات، تحولات میدانی در شرق سوریه، بهویژه در مناطق منبج و دیرالزور، نشاندهنده ورود سوریه به دور تازهای از درگیریها و ناآرامی مزمن است. نبرد اخیر میان نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) و ارتش منتسب به دولت موقت، یکی از نشانههای بارز این مرحله بحرانی است که پیشتر در سویدا، شهر دارای جمعیت دروزی، خود را نشان داد. درگیریها در منبج، که شهری راهبردی در شرق سوریه است، بار دیگر شکنندگی توافقهای آتشبس و هزینه بالای رقابت بر سر مناطق نفوذ را آشکار ساخت. نیروهای قسد اعلام کردهاند که در واکنش به حملات ارتش دولت موقت در منطقه دیرحافر از حق دفاع مشروع بهره گرفتهاند، حال آنکه جناح مقابل این حملات را تحریکآمیز و بدون دلیل دانسته است. در حال حاضر، منبج به یکی از نقاط بحرانی در معادلات پیچیده قدرت در سوریه میان کردها و احمد الشرع، به نمایندگی از ترکیه بدل شده است. مقارنشدن این درگیریها با ادعاهای متقابل رسانهای، بیانگر آن است که نهتنها آتشبس بیثبات است، بلکه تمایل به رویارویی مستقیم میان گروههای مسلح رو به افزایش نهاده است.
ظهور احمد الشرع، بهعنوان رهبر دولت موقت سوریه که حمایت برخی جریانهای منطقهای و بینالمللی را کسب کرده، نمود نوعی بازآرایی سیاسی در ساختار قدرت سوریه پس از اسد بود؛ اما این تحول به جای ایجاد ثبات، رقابت گروههای مسلح در فضایی بیصاحب را تشدید کرده و موجبات ناآرامی مزمن را فراهم آورده است؛ از درگیری با علویها و نبردهای گسترده با دروزیها تا مواجهه مجدد با کردهای سوریه. با کناررفتن بشار اسد و پیشروی تدریجی دولت موقت، قسد نیز ناگزیر از دفاع از مواضع میدانی و سیاسی خود است، بهویژه در نقاطی که حدود نفوذ دولت موقت و قسد شفاف نیستند؛ و این امر، بستر ساز برخوردهای نظامی میشود.
در ظاهر، طرفین بر پایبندی خود به آتشبس تأکید میکنند. قسد خواهان مهار نیروهای سرکش از سوی دولت احمد الشرع شده و ارتش دولت موقت، قسد را به اقدامات غیرمسئولانه متهم میکند. با این حال، شواهد نشان میدهد هیچیک از بازیگران قصد تخفیف تنش را ندارند. این تقابلها در شرایط فقدان روند مؤثر سیاسی و غیبت طرحهای منطقهای و مذاکرات جامع سوری – سوری رقم خورده و در غیاب اراده میانجیگری بازیگران بزرگ، نبردهای میدانی بهدست فرماندهان محلی و شبهنظامیان و رقابتهای منطقهای سپرده شده است.
حوادث اخیر در منبج، دیرالزور و پیشتر در سویدا، افزایش احتمال شعلهورشدن منازعات را در سراسر سوریه نمایان میکند. قسد و دولت موقت هر دو ساختار مسلح و خطوط لجستیکی مستقل دارند و از حمایت منطقهای برخوردارند؛ این ترکیب میتواند به جنگی فرسایشی در شرق سوریه بینجامد، بهویژه در مناطقی که دولت مرکزی ضعیف یا بیاثر است. در نتیجه، امکان گسترش درگیری به منازعات نیابتی، فرقهای و رقابتهای منابع وجود دارد و «صلح» و حتی «ثبات نسبی» دور از دسترس به نظر میرسد.
همزمان با فروپاشی قدرت سنتی دمشق، سوریه وارد مرحلهای شده که صلح در آن دشوارتر از جنگ به نظر میآید. برخلاف تصور نخستین که پایان حکومت بشار اسد و رویکارآمدن احمد الشرع، نوید آرامش محسوب میشد، اکنون مشهود است که فروپاشی نظم قدیم لزوماً برآمدن نظم نو را بهدنبال ندارد. خلأ قدرت، تکثر بازیگران، گوناگونی هویتی و نفوذ بازیگران خارجی، ساختار جدید سوریه را شکنندهتر از پیش ساخته است. در این وضعیت، هیچ تضمینی برای صلح در سایه رهبری احمد الشرع وجود ندارد و قسد نیز قادر به تحکیم مواضع خود بیهزینه نخواهد بود. رویدادهای اخیر نشان میدهد سوریه در مرحله گذار به وضعیت «بینظمی پایدار» است؛ شرایطی که در آن نه جنگ پایان مییابد و نه صلح آغاز میشود و هر گونه چشمانداز ثبات سیاسی یا آتشبس دائمی، بدون تغییر بنیادین در ساختارهای داخلی و حمایت بینالمللی، موقت و ناپایدار خواهد بود. تداوم تنش و منازعه محتملترین سناریو برای آینده نزدیک سوریه است./ منبع



