آمریکاخارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

روابط آمریکا و اسرائیل در حال گذر از یک تحول عمیق است

ترامپ اهرم فشار بر نتانیاهو دارد و برخلاف پیشینیانش، از استفاده از آن نمی‌ترسد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «روابط آمریکا و اسرائیل در حال گذر از یک تحول عمیق است» به قلم دانیل سی. کرتزر (Daniel C. Kurtzer) و آرون دیوید میلر (Aaron David Miller) در اندیشکده کارنگی (Carnegie Endowment)  منتشر شده است. نویسندگان استدلال می‌کنند که روابط دوجانبه آمریکا و اسرائیل دستخوش تغییری بنیادین و احتمالاً برگشت‌ناپذیر شده است که ناشی از دو تحول عمده است. اول، فشار بی‌سابقه و استفاده ابزاری دونالد ترامپ از نفوذ خود بر بنیامین نتانیاهو برای تحمیل طرح صلح بیست‌ماده‌ای (از جمله آتش‌بس در غزه) و همچنین مداخله مستقیم در امور داخلی اسرائیل (تقاضای عفو نتانیاهو از رئیس‌جمهور اسرائیل) است. این امر نشان می‌دهد که ترامپ، و نه نخست‌وزیر اسرائیل، تعیین‌کننده دامنه روابط است. دوم، افراط اسرائیل در عملیات غزه و سیاست‌های الحاق کرانه باختری باعث ایجاد شکاف‌های جدی در جامعه سنتی طرفدار اسرائیل در آمریکا شده است. این تحولات، آزادی عمل اسرائیل را محدود کرده و قیمتی گزاف را بر نتانیاهو تحمیل خواهد کرد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

روابط آمریکا و اسرائیل به دلیل دو تحول بی‌سابقه، دچار تغییری عمیق و احتمالاً برگشت‌ناپذیر شده است. تحول اول، استفاده ابزاری دونالد ترامپ از اهرم فشار خود بر بنیامین نتانیاهو است. ترامپ با تحمیل طرح بیست‌ماده‌ای خود که شامل آتش‌بس غزه بود و با استفاده از حمایت بی‌اندازه خود از نتانیاهو -از جمله تلاش برای لغو اتهامات فساد وی و درخواست رسمی عفو نتانیاهو از رئیس‌جمهور اسرائیل-، عملاً سلطه آمریکا بر تعیین مسیر روابط را آشکار کرده است. این مداخله‌ها بی‌اهمیت نیستند، زیرا ترامپ در اسرائیل به مراتب محبوب‌تر از نتانیاهو است و توانایی او در برقراری آتش‌بس غزه، محبوبیت او را به‌صورت تصاعدی افزایش داده است. این امر باعث شده که نتانیاهو، که زمانی با نادیده گرفتن رؤسای جمهور دموکرات مانند اوباما به موفقیت سیاسی رسیده بود، امروز به فردی محتاج و تابع امیال سیاسی ترامپ تبدیل شود.

تحول دوم به کاهش حمایت عمومی و کنگره‌ای در آمریکا از سیاست‌های اسرائیل مربوط می‌شود. افراط نتانیاهو در پیگیری اهداف نظامی در غزه (بمباران گسترده و تخریب زیرساخت‌ها) و سیاست‌های الحاق در کرانه باختری، شکاف‌هایی عمیق در جامعه سنتی طرفدار اسرائیل آمریکا ایجاد کرده است. تصاویر تخریب گسترده در غزه و آوارگی فلسطینی‌ها، برای بسیاری از حامیان سنتی اسرائیل در کنگره و میان افکار عمومی، غیرقابل تحمل شده است. در نتیجه، رأی‌گیری‌های کنگره در مورد فروش تسلیحات به اسرائیل دیگر یک امر قطعی نیست و تعداد فزاینده‌ای از قانون‌گذاران دموکرات و حتی برخی جمهوری‌خواهان خواستار رهنمودهای سخت‌گیرانه در مورد استفاده از تسلیحات آمریکایی هستند. این در حالی است که نتانیاهو در طول جنگ، بایدن را علناً مورد انتقاد قرار داد و عملاً از ترامپ حمایت کرد.

پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت این تحولات قابل توجه است. مرحله اول آتش‌بس غزه به‌صورت لرزان در حال اجرا است، اما موفقیت مرحله دوم (طرح صلح منطقه‌ای) که نیازمند تصمیمات سخت نتانیاهو در مورد فلسطینی‌ها و کنترل کرانه باختری است، به‌شدت به فشار مستمر ترامپ وابسته است. علاوه بر این، دولت ترامپ برخلاف رویه سنتی آمریکا که همیشه به خواسته‌های اسرائیل احترام می‌گذاشت، قطعنامه‌ای بلندپروازانه در شورای امنیت سازمان ملل برای تأیید یک نیروی ثبات‌ساز چندملیتی و تعیین نقش دو ساله حکمرانی در غزه مطرح کرده است. این امر نشان می‌دهد که ترامپ، که رویکردی ابزاری به اسرائیل دارد و محدود به وابستگی عاطفی یا قیود حزبی (به‌دلیل کنترل او بر حزب جمهوری‌خواه) نیست، در حال تعریف مجدد مسیر روابط است. در نهایت، نتانیاهو در حال درک این موضوع است که تکیه صرف به یک رئیس‌جمهور غیرقابل پیش‌بینی به قیمت کاهش آزادی عمل اسرائیل در غزه و جاهای دیگر تمام خواهد شد و حمایت یهودیان آمریکا از اسرائیل که مغایر با ارزش‌ها و منافع مهم آمریکا باشد، کاهش خواهد یافت./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا