محور واشنگتن–ریاض: اتحادی که غرب آسیا را شکل میدهد و چالشی که برای اسرائیل میسازد
آثار سفر تاریخی محمد بن سلمان به واشنگتن، هم برای عربستان و هم برای ایالات متحده، چیست و چه ریسکها و فرصتهایی برای اسرائیل ایجاد میکند؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «محور واشنگتن–ریاض: اتحادی که غرب آسیا را شکل میدهد و چالشی که برای اسرائیل میسازد» به قلم الداد شاویت (Eldad Shavit) و یوئل گوزانسکی (Yoel Guzansky) در مؤسسه مطالعات امنیت ملی (Institute for National Security Studies) منتشر شده است. این مقاله، سفر ولیعهد عربستان به واشنگتن را سرآغاز مرحلهای جدید در روابط ایالات متحده و عربستان دانسته و ضمن تشریح اهداف راهبردی دو طرف (مقابله با گرایش عربستان به شرق، تقویت شراکت فناورانه و معماری جدید منطقهای)، فرصتها و تهدیدات این نزدیکی بیسابقه را برای اسرائیل، بهویژه در رابطه با فروش تسلیحات پیشرفته و همکاری هستهای غیرنظامی، مورد بررسی قرار میدهد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
سفر اخیر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به واشنگتن، مرحله جدیدی را در روابط ایالات متحده و عربستان رقم زد. تفاهمات گزارششده شامل ارتقای قابلتوجه همکاریهای امنیتی، تأیید مقدماتی رئیسجمهور برای فروش جنگندههای اف-۳۵ به عربستان، سرمایهگذاریهای عربستان تا یک تریلیون دلار در آمریکا و بحثهای پیشرفته در مورد یک پروژه هستهای غیرنظامی است. از منظر دولت ترامپ، هدف اصلی از این نزدیکی، محکم کردن جایگاه عربستان در اردوگاه آمریکا در بحبوحه رقابت قدرتهای بزرگ و جلوگیری از «تمایل بهسمت شرق» و روسیه و چین است. واشنگتن مشتاق است که با حمایت از جاهطلبیهای عربستان برای تبدیلشدن به «قطب نوآوری منطقه» و جذب سرمایهگذاریهای عظیم در هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال، ضمن تقویت شراکت اقتصادی-فناورانه، ریاض را ملزم به رعایت مقررات آمریکا در مورد فناوریهای حساس نماید. همچنین، دولت ترامپ بهدنبال پیشبرد یک معماری منطقهای جدید است که شامل گسترش توافقات ابراهیم و ادغام عربستان و اسرائیل در یک چارچوب امنیتی-اقتصادی مشترک باشد. عادیسازی روابط با اسرائیل بهعنوان اهرمی برای این معماری جدید مورد تأکید ترامپ بود؛ اما بنسلمان، تضمینهای امنیتی آمریکا، بسته تسلیحات پیشرفته و موافقت اسرائیل با یک طرح «برگشتناپذیر» برای تشکیل کشور فلسطین را بهعنوان پیششرط مطرح کرده است.
از نگاه عربستان، این سفر یک نقطه عطف مهم برای بازسازی وجهه محمد بن سلمان در غرب، بهویژه در ایالات متحده، پس از دوران سرد دولت بایدن بود. دستاورد دیگر، تضمین تعهد آمریکا برای فروش تسلیحات پیشرفته، بهخصوص جنگندههای اف-۳۵ است که این کشور را به اولین دولت عربی دریافتکننده این جنگنده تبدیل میکند. اعطای وضعیت «متحد اصلی غیر ناتو» به ریاض نیز، اگرچه عمدتاً نمادین است، اما مزایایی در تدارکات نظامی فراهم میکند و موقعیت ریاض را بهعنوان یک شریک ارشد امنیتی در سیستم آمریکا بازیابی میکند. همچنین، حذف محدودیتهای آمریکایی برای صادرات تراشههای پیشرفته به عربستان، که بهدنبال موقعیت یک مرکز فناوری جهانی است، نشانه اعتماد بیسابقه آمریکاست. با این حال، دو هدف اصلی عربستان در این سفر محقق نشد: ۱) دستیابی به یک توافق دفاعی رسمی و الزامآور که متضمن تعهد صریح آمریکا برای دفاع از پادشاهی در برابر حمله باشد؛ و ۲) دستیابی به یک «توافق ۱۲۳» که به عربستان اجازه غنیسازی اورانیوم در خاک خود برای زیرساختهای هستهای غیرنظامی را بدهد. کنگره آمریکا با غنیسازی محلی مخالف است و واشنگتن ممکن است هر دو موضوع را بهعنوان اهرم فشار برای دستیابی به عادیسازی کامل روابط با اسرائیل حفظ کرده باشد.
از نگاه اسرائیل، نزدیکی واشنگتن و ریاض همزمان فرصتها و خطراتی پیچیده را در پی دارد. این امر فرصتی برای حضور بلندمدت آمریکا در منطقه، ایجاد یک محیط راهبردی مساعدتر از طریق یک شبکه امنیتی گسترده (با مصر، اردن و امارات) و تحقق عادیسازی روابط با عربستان است که دستاوردی عظیم برای جایگاه اسرائیل در جهان عرب و اسلام خواهد بود. با این حال، خطراتی نیز وجود دارد؛ از جمله فروش تسلیحات پیشرفته به عربستان که میتواند منجر به فرسایش برتری نظامی کیفی اسرائیل شود، یا ایجاد یک مدل برای سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس که خواستار پروژههای هستهای مشابه شوند. اسرائیل نمیتواند مانع روابط امنیتی قوی آمریکا و عربستان شود؛ اما میتواند جزئیات این ترتیبات را تحت تأثیر قرار دهد. اگر اسرائیل بهطور کامل مانع فروش تسلیحات پیشرفته شود، ریاض ممکن است به چین، فرانسه یا بریتانیا روی آورد که منجر به نتیجهای بدتر برای اسرائیل خواهد شد. اسرائیل نباید در مقابل توافقات واشنگتن و ریاض منفعل باشد؛ بلکه باید بهعنوان یک شریک فعال در بحثهای مربوط به معماری دفاعی منطقه مشارکت کند. همچنین، اسرائیل باید خطوط قرمز خود را بهروشنی تعریف کند، از جمله حداقل قوانین حاکم بر استفاده از قابلیتهای هستهای غیرنظامی برای جلوگیری از ریسکهای استفاده دوگانه و تعهدات آمریکا برای تضمین امنیت اسرائیل. در نهایت، اسرائیل باید آماده باشد تا «بهای» منطقی خود را در زمینه فلسطین تعیین کند و از تبدیلشدن به عاملی «مخرب» که ناگزیر به پذیرش شروط دیکتهشده از خارج است، اجتناب ورزد./ منبع



