آورده بن سلمان از دفتر ترامپ چه خواهد بود؟
سفر بنسلمان به واشنگتن، چرخشی تازه در معادله امنیت و اقتصاد غرب آسیا رقم میزند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آورده بنسلمان از دفتر ترامپ چه خواهد بود؟» نوشته کامران کرمی در اندیشکده تهران منتشر شده است. نویسنده با نگاهی تحلیلی، سفر ولیعهد عربستان به واشنگتن را در سهبعد امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیک بررسی کرده و آن را تلاشی برای تثبیت نقش منطقهای ریاض در نظم نوین غرب آسیا و ایجاد پیوند پایدار با دولت جمهوریخواه آمریکا میداند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
سفر محمد بنسلمان ولیعهد عربستان به واشنگتن در شرایطی صورت میگیرد که منطقه با مجموعهای از بحرانها و تغییرات در سطوح امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیک مواجه است. هدف اصلی این سفر، گفتوگو درباره امضای یک پیمان دفاعی و بازتنظیم روابط راهبردی با آمریکا در بستر شکافهای نوظهور اقتصاد سیاسی جهان عنوان شده است. در فضای رقابت چین و آمریکا، ریاض بهدنبال تضمین امنیت پایدار برای تأمین ثبات سیاسی و حمایت از برنامههای توسعه اقتصادی خود است. تجربه حمله به تأسیسات آرامکو در سال ۲۰۱۹، حملات پهپادی به امارات در سال ۲۰۲۲ و حمله اسرائیل به دوحه، موجب شده عربستان به این جمعبندی برسد که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس بهتنهایی کافی نیست. صعود تهدیدات نو و شکنندگی نظم منطقهای، ریاض را بهسمت دستیابی به توافقی سوق داده است که فراتر از تغییر دولتها، چارچوبی پایدار برای همکاری نظامی ایجاد کند. با این حال، تصویب رسمی چنین توافقی در سنا دشوار مینماید و آمریکا نیز نسبت به پذیرش تعهدات الزامآور محتاط است، زیرا آنها میتواند واشنگتن را درگیر بحرانهای تازه در غرب آسیا کند.
در حوزه اقتصادی، عربستان بهدنبال شراکت راهبردی با آمریکا برای تبدیلشدن به اقتصادی پیشرفته است. چشمانداز ۲۰۳۰ و راهبرد تحول اقتصادی این کشور، نیازمند جذب شرکتهای بزرگ فناوری، انرژی، صنایع پیشرفته، بهداشت و سرگرمی است. در این چارچوب، توافقات اقتصادی در سفر بنسلمان نه امری جانبی، بلکه محور اصلی روابط جدید تلقی میشود. عربستان با جسارت و مطالبهگری بیشتر خواستار مشارکت آمریکا در پروژههای متنوع تحول اقتصادی خود است. همکاری در زمینه هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته، اولویت اساسی ریاض محسوب میشود. برای تحقق این هدف، این کشور نیازمند دسترسی پایدار به فناوریهای آمریکایی و ایجاد مراکز داده و تربیت نیروی انسانی متخصص است؛ مسائلی که با محدودیتهای صادرات فناوری از سوی آمریکا مواجه شده است. در مقابل، آمریکا نیز در این همکاری منافع قابل توجهی دنبال میکند: جلوگیری از وابستگی فناوری عربستان به چین، حفظ جایگاه دلار در مبادلات و سرمایهگذاریهای ریاض و اطمینان از اینکه بازتعریف اقتصاد منطقهای با محوریت واشنگتن انجام شود.
در بعد ژئوپلیتیک، سه محور اساسی برای این سفر قابل شناسایی است. نخست، بازتعریف امنیت منطقهای با اتکای بیشتر بر همکاریهای دوجانبه و تلاش برای ایفای نقش عربستان بهعنوان قدرتی باثبات. دوم، ایجاد موازنه در برابر تهدیدات نو از جمله ایران، نه از طریق جنگ، بلکه با ترکیبی از بازدارندگی، دیپلماسی و مدیریت بحرانهای منطقهای در کشورهایی چون یمن، سوریه، لبنان و عراق. سوم، بهرهگیری از مسئله فلسطین برای بازسازی نظم سیاسی غرب آسیا بهگونهای که ریاض در جایگاه محور هدایتگر آن قرار گیرد. طرح این فرایند از دوران بایدن با ایده «تبادل بزرگ» مطرح شده بود که شامل همکاری دفاعی واشنگتن و ریاض در برابر عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل همراه با امتیازاتی به فلسطینیها بود. با این حال، جنگ غزه و تبعات انسانی آن هزینه سیاسی این عادیسازی را افزایش داده است. عربستان اعلام کرده است عادیسازی تنها در صورت خروج اسرائیل از غزه و تعهد به تشکیل کشور مستقل فلسطینی ممکن خواهد بود؛ شرطی که با ترکیب کنونی دولت نتانیاهو همخوانی ندارد.
در جمعبندی، رهآورد احتمالی سفر بنسلمان به واشنگتن شکلگیری پیمانی دفاعی دوجانبه غیرتعهدی اما الزامآور است که هدف آن مقابله با تهدیدات سنتی و نوظهور و فراهمسازی ثبات برای سرمایهگذاریهای کلان عربستان تا افق سال ۲۰۳۰ است. در این چارچوب، پیام اصلی ریاض به واشنگتن بر این نکته استوار است که بدون امنیت پایدار، تحقق اهداف اقتصادی دو طرف ممکن نخواهد بود./ منبع



