امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟» نوشته جمیله کدیور، در سایت دیپلماسی ایرانی به واکاوی ابعاد سیاسی، نظامی و انگیزه‌های پنهان حمله اسرائیل به ایران می‌پردازد و نقش‌آفرینی و هماهنگی آمریکا و نتایج منطقه‌ای و بین‌المللی آن را بررسی می‌کند؛ این مقاله با نگاهی تحلیلی، اهداف آشکار و پنهان این اقدام و پیامدهای آن برای نظم امنیتی غرب‌آسیا را تشریح می‌نماید. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


اسرائیل حملات خود را به اهداف مختلف در ایران، شامل تأسیسات هسته‌ای، پایگاه‌های نظامی، فرماندهان و دانشمندان، ساعاتی پس از پایان مهلت شصت روزه دونالد ترامپ به ایران برای توافق هسته‌ای و یک روز پس از صدور قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آغاز کرد. پیش از این حملات، گزارش‌هایی از گفتگوی تلفنی پرتنش میان ترامپ و نتانیاهو درباره جنگ غزه و حمله به ایران منتشر شد که بعدها به عنوان ترفندی رسانه‌ای برای غافلگیر کردن ایران و کاهش سطح هشدار آن تلقی شد. همزمان، سفارتخانه‌ها و پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در منطقه به دلیل احتمال حمله اسرائیل به ایران در وضعیت آماده‌باش قرار گرفتند و به شهروندان و نظامیان آمریکایی اجازه خروج از منطقه داده شد که نشانه‌ای جدی برای ایران بود.

حمله اسرائیل به ایران، ورای اظهارات نتانیاهو مبنی بر کاهش تهدید ایران علیه بقای اسرائیل، اهداف متعددی را دنبال می‌کرد. یکی از این اهداف، انحراف توجهات جهانی از جنگ غزه و جنایات ۲۰ ماهه در آن منطقه بود. هدف دوم، متوقف کردن هرگونه معامله و توافق دیپلماتیک میان ایران و آمریکا و دیگر کشورهای غربی و کشاندن آمریکا به جنگ با ایران بود که آرزوی دیرینه نتانیاهو محسوب می‌شود. اسرائیل با انجام حمله‌ای پیشگیرانه، عملاً از راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز برای برنامه غنی‌سازی هسته‌ای غیرنظامی ایران جلوگیری کرد.

سومین هدف، مانور قدرت و اعلام این پیام بود که «می‌توانیم هر کاری را در هر زمان و هر مکان انجام دهیم»، تا آزموده شود که آیا اسرائیل همچنان از مصونیت کامل بین‌المللی برای اقدامات خود برخوردار است یا خیر. چهارم، این حملات تنها به قصد ضربه زدن به تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران نبود، بلکه برای ضربه زدن به نظام حاکم در ایران تا سرنگونی آن و ایجاد بی‌ثباتی و تنش در کشور طراحی شده بود. نتانیاهو خطاب به مردم ایران، خواستار قیام برای آزادی از آنچه «رژیم شیطانی و ستمگر» می‌خواند، شد.

پنجم، حمله به ایران برای کسب مشروعیت داخلی نتانیاهو انجام شد، زیرا این حملات مورد ستایش تمام طیف‌های سیاسی اسرائیل قرار گرفت و نتانیاهو جنگ را تنها تضمین برای ادامه حکومت خود می‌دانست. ششمین هدف، دلایل شخصی نتانیاهو بود؛ شعله‌ور نگه داشتن جنگ در منطقه وسیله‌ای برای نجات او از مخالفت‌های داخلی و اتهامات فساد محسوب می‌شد.

هفتم، این حمله فرصتی عملیاتی و تاریخی برای تحت‌الشعاع قرار دادن و به فراموشی سپردن شکست عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ ناموفق ۲۰ ماهه در غزه، برای مقامات ارشد سیاسی و ارتش رژیم صهیونیستی بود. هشتم، اسرائیل بر این باور بود که نه تنها ایران، بلکه متحدین منطقه‌ای آن به‌ویژه حزب‌الله به شدت ضعیف شده‌اند و این ضعف هژمونی ایران در منطقه فرصتی طلایی و تاریخی است که نباید از دست برود.

ترامپ که با سیاست «اول آمریکا» و وعده پایان دادن به «جنگ‌های بی‌پایان» به ریاست جمهوری رسید، اکنون شاهد یک جنگ جدید است که احتمال کشیده شدن پای آمریکا به آن، فراتر از حمایت‌های نظامی و دفاعی، بعید نیست. او در تحقق وعده‌های قبلی خود در مورد اوکراین و غزه نیز ناکام مانده است. حمایت ضمنی ترامپ از حملات اسرائیل به ایران، نشان‌دهنده اولویت «اول اسرائیل» برای آمریکا بود، هرچند بخش‌هایی از نظام سرمایه‌داری آمریکا، از جمله صنعت تسلیحاتی، از این درگیری‌ها سود می‌برند.

شواهد حاکی از آن است که اسرائیل حمله خود را به طور کامل با کاخ سفید هماهنگ کرده بود. دولت ترامپ از زمان‌بندی و اهداف مطلع بود و این عملیات از حمایت آمریکا برخوردار بود. کمک‌های نظامی ایالات متحده مدت‌هاست که از قابلیت‌های تهاجمی اسرائیل حمایت می‌کند و آمریکا حتی ذخایر موشکی گنبد آهنین اسرائیل را نیز تامین کرده است. ترامپ حملات اسرائیل به ایران را «عالی» توصیف کرد و به ایران هشدار داد که اگر به توافق هسته‌ای نرسد، اوضاع بدتر خواهد شد. او به نپذیرفتن اظهارنظر درباره مشارکت آمریکا در این حملات اشاره کرد، اما گفت که از قبل مطلع بوده و به ایران هشدار داده است که «این بسیار بدتر از هر چیزی خواهد بود که آنها می‌دانستند، پیش‌بینی می‌کردند یا به آنها گفته می‌شد.»

ترامپ با اشاره به ساخت «بهترین و کشنده‌ترین تجهیزات نظامی» توسط آمریکا، گفت که اسرائیل تعداد زیادی از این سلاح‌ها را دارد و تعداد بیشتری نیز در راه است. او همچنین در پست‌های شبکه‌های اجتماعی خود تهدید کرد که «ایران باید قبل از اینکه چیزی باقی نماند، توافقی انجام دهد و آنچه را که زمانی به عنوان امپراتوری ایران شناخته می‌شد، نجات دهد.» ترامپ در دور جدید ریاست جمهوری، سیاست «هویج و چماق» را در قبال ایران اعمال کرده است؛ از یک سو باب مذاکره را باز گذاشته و تمایل خود را برای انعقاد توافقی که مانع از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای شود تکرار کرده، و از سوی دیگر چماق اسرائیل را به عنوان یک گزینه مهم علیه ایران در صورت اصرار بر ادامه غنی‌سازی اورانیوم به اهتزاز درآورده است. او این حمله را اهرمی فشار برای وادار کردن ایران به پذیرش شرایط خود در توافق هسته‌ای می‌بیند و امیدوار است ایران پس از حمله به میز مذاکره بازگردد.

حمله اسرائیل به ایران، به‌رغم خسارت‌های انسانی و هزینه‌های فراوان، بر راهبرد آینده هسته‌ای ایران تأثیر خواهد گذاشت. پیش از تغییر این راهبرد، باید به عمق نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در ایران توجه کرد و از خسارت‌های بیشتر جلوگیری کرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا