فشار اسرائیل برای الحاق کرانه باختری، چه معنایی برای توافقات ابراهیمی دارد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فشار اسرائیل برای الحاق کرانه باختری، چه معنایی برای توافقات ابراهیمی دارد؟» نوشته ایتای ملکیور (Itai Melchior)، در شورای آتلانتیک (Atlantic Council) منتشر شده است. این یادداشت بهبررسی دلایل و پیامدهای الحاق احتمالی کرانه باختری توسط اسرائیل و تأثیر آن بر توافقات ابراهیمی میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
آیا توافقات ابراهیمی در حال نزدیکشدن به سختترین آزمون خود هستند؟ تاکنون این توافقات تاریخی میان اسرائیل و کشورهای عربی و مسلمان، که در حال حاضر با جنگ جاری در غزه مواجه هستند، از چالشهای بسیاری عبور کردهاند. اما اگر اسرائیل تصمیم به الحاق کرانه باختری بگیرد، این توافقات ممکن است با چالشی جدید روبهرو شوند. امارات که پیش از این در سال ۲۰۲۰ موفق شد طرحهای الحاق اسرائیل را لغو کند، در ماه گذشته بیانیهای قوی صادر و اعلام کرد که الحاق کرانه باختری اشغالی «خط قرمز» خواهد بود و روح توافقات ابراهیمی را که روابط دو کشور را برقرار کرده است، تضعیف میکند. در حالی که امارات فشار دیپلماتیک را برای این اقدامات افزایش میدهد، فشار داخلی بر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای اعلام حاکمیت و الحاق بخشی از کرانه باختری در حال افزایش است. در گذشته، این خواسته از سوی احزاب راستگرا و اعضای حزب لیکود نتانیاهو مطرح میشد، اما اکنون بسیاری از اعضای لیکود، از جمله برخی از مقامات برجسته این حزب، خواهان الحاق سرزمینهای کرانه باختری هستند.
دلایل مختلفی برای افزایش این تقاضا وجود دارد. دلیل اصلی این است که احساس میشود دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، از چنین اقدامی حمایت خواهدکرد یا حداقل مخالف آن نخواهد بود. این امر یک فرصت نسبی ایجاد میکند تا زمانی که دولت نتانیاهو سقوط کند و ممکن است انتخابات زودهنگام در ماه ژوئن برگزار شود. همچنین، با توجه به افکار عمومی پس از کشتار ۷ اکتبر ۲۰۲۳ توسط حماس، بسیاری از اسرائیلیها، حتی کسانی که پیش از این از راهحل دو دولتی حمایت میکردند، نمیخواهند چنین موجودیتی در نزدیکی مرزهای اصلی اسرائیل قرار داشته باشد.
دلیل دیگر افزایش تقاضا برای الحاق، بیانیههای چندین کشور، از جمله فرانسه، مبنی بر بهرسمیتشناختن یک دولت فلسطینی است. این درخواستها در داخل دولت اسرائیل از دو جنبه بهنفع الحاق است. نخست، تغییر غیرمذاکرهای وضعیت توافقنامههای اسلو از سوی برخی مقامات اسرائیلی بهمعنای لغو این توافقات تلقی میشود و دوم، برخی مقامات اسرائیلی، الحاق را بهعنوان یک اقدام تنبیهی و هشدار برای کشورهای بهرسمیتشناسنده فلسطین میبینند.
امروزه کرانه باختری به سه منطقه تقسیم شده است: منطقه A که بهطور کامل تحت کنترل تشکیلات خودگردان فلسطینی است و ۱۸ درصد از سرزمین را تشکیل میدهد؛ منطقه B که تحت مدیریت تشکیلات خودگردان است اما اسرائیل مسئولیت امنیت آن را بر عهده دارد و ۲۲ درصد از سرزمین را شامل میشود؛ و منطقه C که ۶۰ درصد از سرزمین را تشکیل میدهد و اسرائیل کاملاً بر آن مسلط است. سه سناریوی مختلف برای الحاق وجود دارد. نخستین مورد، الحاق دره اردن است که پیش از این در سال ۱۹۶۷ در چارچوب طرح آلون مطرح شده بود. دومین سناریو، پیشنهاد الحاق بلوکهای شهرکسازی است که ۷ تا ۲۳ درصد از اراضی را در بر میگیرد. سومین گزینه، الحاق ۸۲ درصد از اراضی است که تنها شهرها و بلوکهای فلسطینی باقی خواهند ماند.
دولت اسرائیل با چالشهای مختلفی مواجه است. یکی از مهمترین آنها، تصویب قانون «برابری در تحمیل مسئولیتها» است که طبق آن، باید گروههای مذهبی افراطی نیز ملزم به انجام خدمت سربازی شوند. این احزاب به این قانون اعتراض دارند و تهدید کردهاند که از ائتلاف دولتی خارج میشوند. در این شرایط، نتانیاهو ممکن است الحاق را بهعنوان ابزاری برای حفظ ائتلاف خود بهکار گیرد.
در سطح منطقهای، الحاق ممکن است پیامدهای جدی برای روابط اسرائیل با کشورهای عربی بهویژه عربستان داشته باشد. عربستان و امارات در حال بررسی این موضوع هستند که اگر اسرائیل بهسمت الحاق برود، توافقات ابراهیمی ممکن است به خطر بیفتد. همچنین، ایالات متحده موضع واضحی در خصوص الحاق ندارد، اگرچه ترامپ در گذشته حمایت خود را از این اقدام اعلام کرده بود. اما بهنظر میرسد که در صورت مخالف ترامپ با الحاق، نتانیاهو ممکن است مجبور به عقبنشینی شود./ منبع



