چرا حوثیها از صحنه ناپدید شدند؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا حوثیها از صحنه ناپدید شدند؟» نوشته گرگوری دی. جانسن (Gregory D. Johnsen) و منتشرشده در مؤسسه کشورهای عربی خلیج (Arab Gulf States Institute)، به تحلیل عدم واکنش فعالانه حوثیها در جریان درگیری دوازدهروزه میان اسرائیل و ایران میپردازد. بررسی سه سناریوی محتمل توضیح دهد چرا یکی از مهمترین متحدان منطقهای ایران، برخلاف انتظار، نقش فعالی در این بحران ایفا نکرد. در ادامه، گزیده این مطلب آمده است.
در جریان جنگ دوازدهروزه میان اسرائیل و ایران که با حملات آمریکا به سه سایت هستهای و سپس آتشبس پایان یافت، غیبت تقریبی حوثیها، متحد توانمند ایران، از چشم ناظران دور نماند. در حالی که این گروه در اکتبر ۲۰۲۳ بهسرعت در پاسخ به حمله اسرائیل به غزه، کارزار گستردهای علیه کشتیرانی تجاری در دریای سرخ به راه انداخت و در عملیات «رافرایدر» در ۵۲ روز بمباران بیوقفه از سوی آمریکا، دوام آورد و پس از آن نیز به حملات موشکی علیه اسرائیل ادامه داد، در این دور از درگیریها تنها در ۱۴ و ۱۵ ژوئن چند موشک بهسوی اسرائیل پرتاب کرد و در ۲۱ ژوئن تهدید به حمله به آمریکا کرد. با این حال، پس از حمله هوایی آمریکا به سه سایت هستهای ایران، واکنش حوثیها محدود به یک بیانیه محکومیت بود.
سه احتمال برای این غیبت مطرح است: ناتوانی در حمله، بیمیلی به حمله یا در حال انتظار برای حمله بودن. سناریوی نخست این است که عملیات «رافرایدر» آمریکا بسیار مؤثرتر از برآورد اولیه بوده و توان نظامی حوثیها را بیش از حد تصور تحلیل برده است. بر اساس ارزیابی اولیه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، حوثیها دچار «برخی تضعیفها» شدهاند ولی قادر به بازیابی توان خود خواهند بود. اما ممکن است این ارزیابی اشتباه بوده و بمبارانهای گسترده که در آن بیش از ۱۱۰۰ حمله صورت گرفت، زرادخانهها و انبارهای تسلیحاتی حوثیها را نابود کرده باشد. با توجه به اتکای حوثیها به قطعات موشکی قاچاقشده از سوی ایران، اگر این ذخایر تخلیه شده و هنوز جایگزین نشده باشند، ممکن است آنها از نظر لجستیکی قادر به پاسخگویی نبوده باشند.
سناریوی دوم مبتنی بر بیمیلی حوثیها به ورود به نبرد است؛ به این معنا که رهبران حوثی با مشاهده نفوذ عمیق اسرائیل در ساختار امنیتی ایران و موفقیت اولیه اسرائیل در ترور فرماندهان ارشد سپاه و دانشمندان هستهای، نگران امنیت خود شدهاند. به نقل از الیزابت کندال، کارشناس یمن، حوثیها ممکن است در این مقطع تصمیم گرفته باشند از دیده شدن پرهیز کنند.
این ترس با حمله اسرائیل در ۱۴ ژوئن که محمد الغماری، رئیس ستاد ارتش حوثیها را هدف قرار داد، تقویت شده است. منابع یمنی میگویند وی در این حمله زخمی شده ولی جان به در برده است. با این حال، این سناریو دارای ایراداتی است. از جمله اینکه اسرائیل سالها در حال نفوذ به ساختار ایران بوده، اما تهدید حوثیها تنها در یکی دو سال گذشته برای اسرائیل برجسته شده است، لذا سطح نفوذ اطلاعاتی بهمراتب کمتر است. همچنین اسرائیل پیش از این بارها به حوثیها حمله کرده و اگر نفوذی مؤثر در این گروه داشت، پیشتر از آن بهره میبرد. افزون بر این، حوثیها میدانند که برای بقا و پیشبرد جاهطلبیهای منطقهای خود بهشدت به حمایت و فناوری موشکی ایران وابستهاند.
سناریوی سوم که محتملترین گزینه است، این است که حوثیها در انتظار فرصت مناسب برای حمله بودهاند. بهویژه آن که این گروه، به عنوان بازیگری تابع ایران، ممکن است آزادی عملی برای واکنش مستقل نداشته و درصدد هماهنگی با تهران بوده باشد. اما موفقیت اسرائیل در ترورهای اولیه و عقبنشینی آیتالله خامنهای، رهبر ایران به پناهگاه که ارتباط با او را دشوار کرده، این هماهنگی را مختل ساخته است. در این چارچوب، حوثیها انگیزه و تسلیحات لازم برای حمله را داشتهاند، اما منتظر زمان و فرمان مناسب از سوی ایران بودهاند. گزینههای احتمالی شامل انسداد هماهنگ دریای سرخ و تنگه هرمز، حملات موشکی مشترک برای فرسودن سامانههای دفاعی اسرائیل یا حملات تروریستی غیرمتقارن بوده است.
آنچه در ادامه رخ خواهد داد، تعیینکننده است. حوثیها در ۲۴ ژوئن اعلام کردند که آتشبس میان اسرائیل و ایران شامل حال آنها نمیشود. اگر ذخایر تسلیحاتی آنها کافی باشد، ایران احتمالاً همچنان از این گروه برای اعمال فشار بر اسرائیل و آمریکا بهره خواهد گرفت، امری که میتواند زمان لازم برای بازسازی راهبرد ایران و ترمیم شبکه نیروهای متحد تضعیفشدهاش را فراهم کند./ منبع



