امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

عقب‌نشینی ایران و خلأ قدرت در غرب آسیا

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «عقب‌نشینی ایران و خلأ قدرت در غرب آسیا» نوشته عبدالخالق عبدالله (Abdulkhaleq Abdulla) و منتشرشده در نشنال (National)، به بررسی کاهش نفوذ منطقه‌ای ایران پس از تحولات اکتبر ۲۰۲۳ و پیامدهای آن برای موازنه قدرت در غرب آسیا می‌پردازد. نویسنده با اشاره به تضعیف محور مقاومت و چالش‌های داخلی ایران، نقش‌آفرینی سه بازیگر اصلی یعنی اسرائیل، ترکیه و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را در پرکردن این خلأ تحلیل می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


امروز غرب آسیا شاهد عقب‌نشینی ژئوپلیتیکی ایران است؛ قدرتی که پیش‌تر نقش محوری داشت، اما پس از حوادث ۷ اکتبر ۲۰۲۳، با کاهش نفوذ جدی روبه‌رو شده است. «محور مقاومت» دچار آشفتگی است. ایران عملاً سوریه را از دست داده و رهبری جدید این کشور به ریاست احمد الشرع با پیوستن به «محور اعتدال عربی» در برابر تهران قرار گرفته است. برنامه هسته‌ای ایران که اهرم فشار مهمی بود، بر اثر حملات اسرائیل و آمریکا به‌شدت آسیب دیده و آینده آن نامعلوم است. هرچند توان بازدارندگی باقی مانده، اما موقعیت ژئوپلیتیکی ایران دچار عقبگرد قابل‌توجهی شده است.

در داخل، ایران با بحران بقا مواجه است. اقتصاد زیر فشار تحریم‌ها فرسوده شده، تورم به چهل درصد رسیده و آمار بیکاری به‌ویژه در میان فارغ‌التحصیلان، بالاست. فساد و سوء‌مدیریت، مشکلاتی مانند کمبود شدید آب در تهران را تشدید کرده است. نسل جدید با مطالبه اصلاحات، به‌طور علنی‌تر ساختار محافظه‌کار مذهبی را به چالش می‌کشد. همزمان، ایران با تضعیف حزب‌الله در لبنان، کاهش قدرت حماس در غزه و دشواری در پیشبرد اهداف فرقه‌ای در عراق روبه‌روست.

با وجود این چالش‌ها، نشانه‌ای از فروپاشی قریب‌الوقوع حکومت دیده نمی‌شود و ایران همچنان به‌عنوان یکی از چهار قدرت مهم منطقه در کنار اسرائیل، ترکیه و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس باقی مانده است. با این حال، عقب‌نشینی ایران خلأ قدرتی ایجاد کرده که سه بازیگر عمده آماده پرکردن آن هستند.

اسرائیل پس از پیروزی نسبی بر ایران، به هژمون نظامی منطقه تبدیل شده و تقریباً کنترل کامل هوایی از مدیترانه تا افغانستان را در دست دارد. بنیامین نتانیاهو از «غرب آسیای جدید با محوریت اسرائیل» سخن می‌گوید، اما ادامه جنگ غزه و تلاش برای الحاق کرانه باختری واکنش منفی جهانی را برانگیخته و تردیدها درباره صلح پایدار را افزایش داده است.

ترکیه فرصت‌طلبانه به‌دنبال گسترش نفوذ، به‌ویژه در سوریه است و این کشور را بخشی از حوزه نفوذ خود می‌داند. با وجود این، دامنه نفوذش اغلب به شمال سوریه محدود است و توان نظامی آن با اسرائیل قابل قیاس نیست.

قطب سوم، سه کشور عربی حاشیه خلیج فارس شامل عربستان، امارات و قطر هستند که با ثبات سیاسی، قدرت اقتصادی و جایگاه بین‌المللی، نفوذ خود را گسترش می‌دهند. این کشورها از کاهش نفوذ ایران استقبال و همزمان با ادامه تعامل محتاطانه با تهران، جایگاه خود را به‌عنوان قدرت‌های میانه نوظهور تقویت می‌کنند. هدف آن‌ها ایجاد غرب آسیا‌یی باثبات‌تر است، نه سلطه‌جویی.

این شرایط به معنای پایان کامل نفوذ ایران نیست، بلکه نشانه تغییر موازنه قدرت از سوی تهران است. فرصت‌های این وضعیت شامل کاهش بازیگران مسلح غیردولتی، گسترش دیپلماسی، تمرکز بر ژئواکونومیک و کاهش ایدئولوژی‌های افراطی است. همه کشورهای منطقه، حتی ایران، می‌توانند از این «دوران پساهژمونی ایران» بهره‌مند شوند، مشروط بر آنکه تهران مسیر همکاری و عملگرایی را انتخاب کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا