جنگ گسترده با ایران محقق نخواهد شد
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ گسترده با ایران محقق نخواهد شد» نوشته متیو کرونگ (Matthew Kroenig) در نشریه فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی ابعاد راهبردی و پیامدهای حمله نظامی ایالات متحده به تأسیسات هستهای ایران میپردازد و استدلال میکند که این اقدام نهتنها قابلتوجیه و مؤثر بوده، بلکه برخلاف پیشبینیها، احتمال جنگی فراگیر در منطقه را کاهش داده است. در ادامه چکیده این یادداشت را میخوانید.
برنامه هستهای ایران برای بیش از دو دهه یکی از مهمترین چالشهای امنیتی ایالات متحده و جامعه جهانی بوده است. با این حال، بنا به اعلام دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، این برنامه دیگر وجود ندارد. این تحول میتواند بزرگترین دستاورد سیاست خارجی ایالات متحده از پایان جنگ سرد تاکنون باشد.
از سال ۲۰۱۱ به این سو، دیدگاههایی وجود داشته که معتقد بودند تنها راه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، حمله نظامی به تأسیسات کلیدی این کشور است. اگرچه این دیدگاه با مخالفتهای گستردهای در محافل دانشگاهی و اندیشکدهای مواجه بود، اما وقایع اخیر نشان میدهند که این ارزیابی نادرست نبوده است.
برخی استدلال میکردند که جهان میتواند با یک ایران هستهای زندگی کند و حمله به جمهوری اسلامی از داشتن بمب اتمی نیز بدتر است، اما هیچیک از رؤسای جمهور ایالات متحده چنین باوری نداشتند و همگی اعلام کردهاند که ایران هستهای غیرقابلقبول است. ترامپ نیز بارها تأکید کرده که ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد.
هرچند بسیاری از تحلیلگران به حلوفصل دیپلماتیک مسئله امیدوار بودند، تجربه بیش از دو دهه مذاکره، از جمله توافق هستهای دوره اوباما (برجام)، نشان داد که این مسیر نتیجه قطعی نداشته است. برجام به ایران اجازه داد برنامهای هستهای نسبتاً پیشرفته اما محدود داشته باشد که پس از گذشت ۱۰ تا پانزده سال محدودیتهای آن رفع میشد. در نتیجه، این توافق صرفاً روند دستیابی ایران به بمب را کُند کرد و خبری از متوقفکردن آن نبود.
حتی در شرایطی که ایران درگیر جنگ نیابتی با اسرائیل و تهدید حمله نظامی آمریکا نیز در جریان بود، آیتالله خامنهای همچنان حاضر به توقف برنامه غنیسازی اورانیوم نشد. این در حالی بود که زمان گریز هستهای ایران به حدود دو و نیم روز رسیده بود، بهطوری که در این مدت میتوانست اورانیوم لازم برای ساخت یک بمب را تولید کند.
در حالی که نهادهای اطلاعاتی آمریکا اعلام کرده بودند آیتالله خامنهای هنوز تصمیم نهایی برای ساخت بمب را نگرفته، اما این ارزیابی بهقدری دقیق بود که میتوانست گمراهکننده باشد. آیتالله خامنهای دههها وقت و صدها میلیارد دلار صرف کرده تا ایران را به آستانه هستهایشدن برساند و بهنظر نمیرسید که در این مرحله عقبنشینی کند.
برخی تحلیلگران بر این باور بودند که اسرائیل میتواند بهتنهایی مسئولیت حمله به برنامه هستهای ایران را بر عهده گیرد، اما تنها ایالات متحده دارای بمبهای سنگرشکن و بمبافکنهای سنگین لازم برای تخریب تأسیسات مستحکم و عمقیافته ایران بود.
منتقدان نظامیگری همچنین ادعا کرده بودند که پراکندگی، استحکام و پدافند هوایی تأسیسات هستهای ایران باعث مصونیت آن در برابر حمله میشود، اما حملات اخیر آمریکا خلاف این ادعا را نشان داد. به نظر میرسد بمبافکنهای آمریکایی توانستهاند با چند حمله موشکی، آسیب قابلتوجهی به مراکز کلیدی وارد کنند.
اکنون این پرسش مطرح میشود که پیامدهای این حمله چه خواهد بود. مخالفان این اقدام هشدار دادهاند که ممکن است منجر به جنگی گستردهتر در منطقه، حتی بدتر از عراق و افغانستان، یا حتی جنگ جهانی سوم شود. آنان میگویند این حمله باعث خواهد شد رهبر ایران با قطعیت تصمیم به ساخت بمب بگیرد و تلاشها برای رسیدن به سلاح هستهای را دوچندان کند. بهبیان دیگر، آنها معتقدند که این حملات نهتنها خطر هستهایشدن ایران را رفع نمیکند، بلکه آن را تشدید میکند.
با این حال، این منتقدان پیشتر نیز در پیشبینیهای خود دچار خطا شدهاند و نباید بدون تردید به ارزیابیهای کنونی آنان اعتماد کرد. ایران در حال حاضر گزینههای تلافیجویانه محدودی دارد و بهطور کلی تمایلی به ورود به جنگی تمامعیار با ایالات متحده ندارد. شبکه نیابتی ایران، از جمله حماس و حزبالله، طی سال گذشته بهشدت توسط اسرائیل تضعیف شدهاند و تاکنون در این بحران دخالت مستقیم نداشتهاند./ منبع



