شکاف در جنبش ماگا بر سر اسرائیل، توازن سیاسی جناح راست آمریکا را دگرگون میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «تاکر برای ریاستجمهوری؟ شورشیان جنبش ماگا استقلال خود را از اسرائیل اعلام میکنند» نوشته طارق سیریل عمار (Tarik Cyril Amar) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است و به شکاف فزاینده در جنبش «ماگا» (MAGA) و شکلگیری جریان مخالف دونالد ترامپ میپردازد؛ جریانی که با محوریت تاکر کارلسون، مسئله حاکمیت آمریکا و نفوذ اسرائیل و لابی آن را در مرکز اعتراض خود قرار داده است. نویسنده این تحول را نشانه تغییر نگرش بخشی از محافظهکاران آمریکایی نسبت به ترامپ و اسرائیل میداند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
از زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دومین و آخرین دوره ریاستجمهوری خود را آغاز کرد، جنبشی که دو بار او را به قدرت رسانده بود، بهتدریج دچار شکاف شد و اکنون این اختلاف به جدایی آشکار میان حامیان «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» یا همان جنبش ماگا انجامیده است. در یک سوی این شکاف، کسانی قرار دارند که ماگا را همچنان با ترامپ یکی میدانند و در سوی دیگر، افرادی هستند که خود را وفادار به آرمانهای ماگا میدانند، اما معتقدند ترامپ به این آرمانها خیانت کرده است. مخالفان میگویند باید ماگا و در نتیجه آمریکا را از ترامپ نجات داد.
این جریان هنوز ساختار رسمی ندارد، اما تاکر کارلسون، روزنامهنگار و مجری محبوب پادکست، عملاً رهبر آن شده است. در خانه کارلسون در ایالت مین، شماری از چهرههای اصلی این جریان گرد هم آمدند و شکاف را علنی کردند. مارجری تیلر گرین، نماینده پیشین کنگره، با انتشار تصویری از خود، جو کنت، توماس مَسی و کارلسون، این اتحاد را به نمایش گذاشت. چند روز بعد، کارلسون در شبکه اجتماعی خود ویدئویی با عنوان «زمان نجات آمریکا فرا رسیده است» منتشر کرد که تنها در یک روز بیش از یک میلیون بازدید در یوتیوب داشت.
کارلسون در این سخنرانی، وضعیت کنونی آمریکا را بنبستی ناشی از انحطاط، زوال و گسست نخبگان از واقعیت توصیف کرد و از «فلج و غارت» سخن گفت. او هشدار داد که بدون تغییر سیاسی، آمریکا ممکن است با «پایان همهچیز» در قالب جنگ هستهای یا هوش مصنوعی کنترلنشده روبهرو شود و حتی جلوگیری از چنین وضعیتی میتواند به خشونت گسترده و انقلاب منجر شود. او برای جلوگیری از این آینده، ده اصل از «عدالت» تا «وحدت» را مطرح کرد که بیشتر فراخوانی برای نوسازی ملی بود تا برنامهای سیاستی و مشخص.
بخش عمده این اصول، نوعی نسخه دوم ماگا بدون ترامپ بود و بر سلامت جسمی و روانی، تولید کالاهای مفید، حفاظت از مناظر و معماری آمریکا و احیای ارزشهای محافظهکارانه تأکید داشت. با این حال، مهمترین تفاوت در مفهوم «حاکمیت» بود که کارلسون آن را آزادی از نفوذ خارجی تعریف کرد. از دید او، این مفهوم بهمعنای استقلال آمریکا از اسرائیل و لابی قدرتمند آن نیز هست. کارلسون جنگ ایران را «فاجعهای راهبردی» خواند و آن را با فشار یا تهدید اسرائیل مرتبط دانست. او همچنین اسرائیل را به ارتکاب نسلکشی متهم کرد و ادامه حمایت آمریکا را مورد اعتراض قرار داد. به باور او، نفوذ لابیها، بهویژه لابی اسرائیل، ایده دموکراسی نمایندگی را تضعیف میکند، زیرا تصمیمگیری را از رأیدهندگان دور میسازد.
کارلسون در نهایت شکست نظامی آمریکا، مشارکت آن در جنگ و حمایت از اسرائیل و همچنین کاهش حاکمیت و دموکراسی آمریکا را به رابطه نادرست ساختار سیاسی آمریکا با اسرائیل مرتبط میداند. این موضع واکنش سریع رسانههای اسرائیلی را بهدنبال داشت و هاآرتص او را به «یهودستیزی» متهم کرد؛ اتهامی که البته بیاساس است. با این حال، هاآرتص بهدرستی دریافته است که اسرائیل و حامیان آمریکایی آن برای جنبش کارلسون نماد مهمی از خیانت ترامپ به ماگا هستند.
تصویر کارلسون از تاریخ آمریکا و غرب همراه با نوستالژی و ایدهآلسازی است، اما معتقد است مسئله مهمتر، تغییر افکار عمومی آمریکا درباره اسرائیل است. نظرسنجیها از افزایش بیسابقه مخالفت با اسرائیل حکایت دارند و کتابی درباره لابی اسرائیل در آمریکا نیز توجه گستردهای جلب کرده است. در پایان، جو کنت احتمال نامزدی کارلسون برای ریاستجمهوری را مطرح میکند و این تحول میتواند برای اسرائیل و حامیان آن نگرانکننده باشد./منبع



