کنترل ایران بر تنگه هرمز
بازگشایی تنگه هرمز با پذیرش کنترل ایران، کمهزینهترین گزینه برای آمریکا ارزیابی میشود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کنترل ایران بر تنگه هرمز» نوشته رزمری کلانیک (Rosemary Kelanic) در نیویورک تایمز (New York Times)، استدلال میکند که جنگ ایران نشان داده تهران قادر به بستن کامل تنگه هرمز و واشنگتن نیز قادر به بازگشایی کامل آن نیست؛ ازاینرو، پذیرش عبور مشروط و دریافت عوارض از سوی ایران میتواند در مقایسه با تداوم انسداد نسبی، گزینهای کمهزینهتر برای اقتصاد جهانی و آمریکا باشد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
جنگ میان ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز نشان داده است که هیچیک از دو طرف قادر نیستند بهطور کامل به هدف مطلوب خود دست یابند. ایران نمیتواند تنگه را برای همیشه و بهصورت کامل مسدود کند، اما آمریکا نیز با وجود برتری نظامی قادر نیست عبور آزاد و پایدار کشتیها را تضمین کند. در چنین شرایطی، بازگشایی تنگه حتی با پذیرش نوعی کنترل و دریافت عوارض از سوی ایران، بهعنوان گزینهای واقعگرایانهتر مطرح میشود.
تنگه هرمز یک مسیر دریایی حیاتی در بازار انرژی جهان است که پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکرد؛ رقمی معادل حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت. موقعیت جغرافیایی این آبراه، میان ایران در شمال و عمان در جنوب، به تهران امکان میدهد با استفاده از موشکهای دقیق، پهپادها و قایقهای تهاجمی، عبور کشتیها را با هزینه نسبتاً پایین مختل کند.
راهبرد ایران لزوماً مستلزم حمله به تمامی کشتیها نیست. کافی است سطح خطر را برای شرکتهای کشتیرانی افزایش دهد تا مالکان کشتیها از پذیرش ریسک برای خدمه و محمولههای خود خودداری کنند. همین مسئله موجب شده است حجم عبور نفت از تنگه بهشدت کاهش یابد. حتی حمایت نظامی آمریکا نیز نتوانسته جریان انتقال انرژی را به سطح پیش از جنگ بازگرداند و در عین حال، فشار قابل توجهی بر ذخایر مهمات و ظرفیت عملیاتی نیروی دریایی آمریکا وارد کرده است.
تداوم عملیات نظامی برای تضمین عبور آزاد از هرمز میتواند هزینههای سنگینی برای واشنگتن داشته باشد. علاوه بر خطر تلفات نیروهای آمریکایی، چنین رویکردی مستلزم صرف منابع مالی قابل توجه است. در این شرایط، پرسش مهم این است که چرا آمریکا باید هزینه تأمین مسیر آزاد انرژی برای کشورهایی را متحمل شود که خود حاضر به مشارکت مالی یا نظامی کافی برای تأمین امنیت این مسیر نیستند.
از منظر اقتصادی، پرداخت عوارض عبور میتواند در مقایسه با ادامه محدودیت شدید تردد، گزینهای کمهزینهتر باشد. ادامه بحران میتواند ذخایر نفتی جهانی را که در طول جنگ بهتدریج کاهش یافتهاند، بیشتر تحت فشار قرار دهد. کسری عرضه در اوج جنگ به حدود ۱۴ میلیون بشکه در روز رسید و کاهش ذخایر راهبردی موجب شده حاشیه امن بازار انرژی محدودتر شود.
افزایش شدید قیمت نفت در صورت تداوم بحران میتواند آثار گستردهای بر اقتصاد جهانی داشته باشد، اما آمریکا به دلیل وابستگی بیشتر اقتصادش به نفت، آسیبپذیری بالاتری خواهد داشت. از این منظر، پذیرش عبور مشروط از هرمز لزوماً به معنای پذیرش برتری ایران نیست، بلکه میتواند تلاشی برای محدودکردن هزینههای جنگ و جلوگیری از شوک بزرگتر انرژی باشد.
در نهایت، مسئله اصلی انتخاب میان «کنترل کامل آمریکا» و «کنترل کامل ایران» نیست؛ بلکه یافتن ترتیبی است که جریان انرژی را با کمترین هزینه نظامی و اقتصادی ممکن حفظ کند. پذیرش نقش ایران در مدیریت عبور، هرچند برای واشنگتن از نظر سیاسی ناخوشایند باشد، میتواند در شرایط فعلی راهی برای کاهش فشار بر بازار نفت و جلوگیری از تشدید بحران باشد./ منبع



