استقرار سیاسی و بیهدف گارد ملی در واشنگتن هم ناکارآمد و هم خطرآفرین بود و به فاجعهای قابلپیشگیری انجامید.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فاجعهای دردناک و قابل پیشگیری در واشنگتن» به قلم ژولیت کییِم (Juliette Kayyem) در آتلانتیک (Atlantic) منتشر شده است. یادداشت بر پیامدهای سیاسی و عملیاتی استقرار نیروهای گارد ملی در واشنگتن تأکید میکند و استدلال دارد که این اقدام بدون مأموریت مشخص، هم ناکارآمد و هم خطرآفرین بوده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در واشنگتن، پیش از تیراندازی رحمانالله لکانوال، پناهجوی افغان که دو عضو گارد ملی مستقر به دستور دونالد ترامپ را بهشدت مجروح کرد، فرماندهان نظامی هشدار داده بودند که استقرار این نیروهای آموزشندیده در مأموریتهای انتظامی، آنان را به «هدف آسان» خشونتهای ناشی از نارضایتی تبدیل میکند. گارد ملی برای کاهش جرم در شهر به کار گرفته شده بود، در حالی که وظایف روزانهاش شامل جمعآوری زباله و گشتزنی در خیابانها بود و یادداشتی که در جریان شکایت حقوقی علیه این مأموریت منتشر شد، تأکید میکرد که این حضور میتواند آنان را در وضعیت خطر قرار دهد. وزارت دادگستری این ارزیابی را «فرضی» توصیف کرد، اما حادثه خلاف آن را نشان داد.
انگیزههای لکانوال هنوز روشن نیست. او که در جریان جنگ افغانستان با سازمان سیا همکاری داشت، پس از بازداشت از گفتوگو خودداری میکند. ترامپ در واکنش، ورود اتباع افغانستان را تعلیق کرد، هرچند لکانوال در قالب عملیات «استقبال از متحدان» و پس از طی مراحل امنیتی دولت ترامپ وارد آمریکا شده و وضعیت پناهندگی دریافت کرده بود. ترامپ همزمان دستور اعزام نیروهای بیشتر به واشنگتن را صادر کرد، در حالی که یک قاضی فدرال یک هفته پیش از آن حکم به توقف کل مأموریت داده بود، زیرا احتمال غیرقانونی بودن آن وجود داشت.
افزایش نیرو پاسخی برای این وضعیت نیست. استقرار گارد ملی در چارچوب حملات سیاسی علیه شهرهای ادارهشده بهوسیله دموکراتها انجام شد و این نیروها در معرض خطر قرار گرفتند، زیرا سیاست جایگزین مأموریت نظامی نیست. اصل «آمادگی» در ارتش بر آموزش، وضوح مأموریت و حفاظت از نیروها تأکید دارد و این مشکلات با افزودن نیرو حل نمیشود، بلکه به مأموریتی روشن نیاز دارد.
حتی اگر این استقرار قانونی بود، فاقد دستور صریح، معیارهای موفقیت، قواعد روشن درگیری و دستورالعملهای عملیاتی مشخص بود. روحیه نیز در میان سربازان داوطلبی که خانه را ترک کرده بودند تا در خیابانهای شهری که ترامپ نمیپسندد گشت بزنند، پایین بود. این مأموریت به نام «وضعیت اضطراری امنیت عمومی» آغاز شد، با اینکه آمار جرم پیش از آن در واشنگتن کاهش یافته بود. گارد ملی واشنگتن که تحت فرمان دولت فدرال است، به نخستین هدف ترامپ تبدیل شد و ایالتهای جمهوریخواه نیروهای خود را داوطلبانه اعزام کردند، در حالی که پنتاگون با کمبود نیرو روبهرو بود. دولت برای نمایش موفقیت به انتشار آمار مربوط به جمعآوری زباله، پخش کود و پاکسازی خیابانها روی آورد و برنامه را «گروه زیباسازی» نامید، هرچند حضور سربازان اغلب به انتظار بیهدف میگذشت.
افزایش نیرو برای حفاظت از خود نیروها خطایی مشابه تجربه افغانستان بود؛ همان روندی که با «خطای هزینههای انجام شده» توضیح داده میشود، یعنی ادامه تصمیمی اشتباه بهجای بازنگری آن. هرچند آمریکا اکنون در جنگ نیست، استفاده ترامپ از گارد ملی نشان میدهد که وضعیتی میان جنگ و صلح شکل گرفته است. گارد ملی در میدان سیاست حزبی رها شده و برای چنین نقشی آماده نیست و نباید به آن گماشته میشد./ منبع



