رقابت در قطب شمال؛ چرا همکاری با روسیه همچنان ضروری است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «رقابت در قطب شمال؛ چرا همکاری با روسیه همچنان ضروری است؟» نوشته کریستوفر مکنایت نیکولز (Christopher McKnight Nichols) و منتشرشده در فارن پالیسی (Foreign Policy)، به بررسی پیامدهای راهبردی سیاست تقابلی آمریکا در قبال روسیه با تمرکز بر منطقه قطب شمال میپردازد. این یادداشت بر ضرورت حفظ نوعی همکاری گزینشی در چارچوب نهادهای چندجانبه برای مقابله با نفوذ چین و حفظ ثبات در شمالگان تاکید دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
با تشدید تنشها میان ایالات متحده و روسیه در پی جنگ اوکراین، دولت ترامپ در دوره دوم خود اقدام به اعلام تعرفههای ثانویه علیه روسیه کرد؛ اقدامی که قرار بود ظرف پنجاه روز اعمال شود، اما سپس این مهلت به کمتر از دو هفته کاهش یافت. این موضعگیری تهاجمی حاکی از تغییر در سیاست خارجی آمریکا نسبت به روسیه است، اما در عین حال خطرات راهبردی قابلتوجهی بهویژه در منطقه قطب شمال به همراه دارد.
قطب شمال بهعنوان منطقهای حیاتی در رقابتهای راهبردی بر سر منابع انرژی، مسیرهای دریایی و فرصتهای توسعه، جایگاه ویژهای یافته است. روسیه با در اختیارداشتن بیش از نیمی از این منطقه، بازیگر مسلط آن بهشمار میرود. چین نیز در پی تثبیت جایگاه خود بهعنوان قدرتی در حال ظهور در این منطقه است. در این میان، آمریکا رویکردی فزاینده برای کاهش چندجانبهگرایی در قطب شمال اتخاذ کرده و بهدنبال کسب جای پای راهبردی جدید است.
سیاستی که منجر به انزوای کامل روسیه شود، میتواند پیامدهایی ناخواسته داشته باشد، از جمله تقویت همکاری میان چین و روسیه در منطقه و برهمخوردن توازن قدرت در مسیرهای مهم قطب شمال. این روند همچنین میتواند امنیت متحدان شمالی آمریکا مانند نروژ، فنلاند، دانمارک، ایسلند و سوئد را با خطر مواجه کند. به همین دلیل، همکاری گزینشی با روسیه در موضوعات حیاتی، رویکردی مؤثرتر از تقابل حداکثری بهنظر میرسد.
سابقه سیاستگذاری آمریکا در قطب شمال نشان میدهد که ابهام راهبردی در این منطقه همواره بر مواجهه مستقیم ترجیح داده شده است. از دهه ۱۹۸۰، با سخنرانی مشهور گورباچف و حمایت آمریکا از ایده «منطقه صلح» در قطب شمال، یک رویکرد مبتنی بر همکاری چندجانبه شکل گرفت. نتیجه این روند، شکلگیری شورای قطب شمال در سال ۱۹۹۶ بود که عمداً مسائل امنیتی را از دستور کار خود حذف کرد.
در این ساختار، آمریکا نقش محوری داشت و همکاری با روسیه در موضوعاتی مانند پایش اقلیم، جستوجو و نجات و حقوق بومیان را تسهیل کرد. اما این همکاریها هیچگاه عاری از سیاست نبود، بلکه راهبردی برای کاهش تنش در منطقهای با مخاطرات بالای درگیری مستقیم بهشمار میرفت. تعادل در قطب شمال پیش از جنگ اوکراین نیز شروع به تزلزل کرده بود. دولت اول ترامپ با نپذیرفتن اصطلاحات مربوط به تغییرات اقلیمی در بیانیههای شورا و ایراد سخنرانیهای تند علیه چین و روسیه، رویکرد سنتی را دگرگون کرد.
این تحولات به تضعیف نهادهای چندجانبه و افزایش رقابت راهبردی در منطقه منجر شد. اقدامات جنجالی مانند صحبت درباره خرید گرینلند، ایده الحاق کانادا یا خروج رسمی از توافق اقلیمی پاریس نیز نشاندهنده دیدگاهی بود که دیگر چندجانبهگرایی را بهعنوان دارایی دیپلماتیک تلقی نمیکرد.
با افزایش تمایل آمریکا برای قطع همکاری با روسیه، بهویژه پس از حمله به اوکراین، خطر ازدسترفتن سازوکارهای بازدارنده در قطب شمال افزایش یافته است. در این منطقه، بازدارندگی نه بر مبنای تسلط، بلکه بر مبنای مدیریت خطر، همکاری محدود و اجتناب از بحران عمل میکند. اشتراکات جغرافیایی میان آمریکا و روسیه، بهویژه در دریای برینگ، آنها را به همکاری در زمینههایی مانند نجات دریایی، حفاظت محیط زیست و مدیریت کشتیرانی وامیدارد.
چنانچه آمریکا مسیر تقابل کامل را در پیش گیرد، احتمال وابستگی بیشتر روسیه به چین وجود دارد. این موضوع میتواند موازنه قدرت را در مسیرهای دریایی مهم قطب شمال برهم زده و آمریکا را از منطقهای که خود در ساختارش نقش داشته، کنار بزند. متحدان شمالی آمریکا نیز بیش از پیش به استمرار حضور واشنگتن و همکاریهای چندجانبه وابستهاند.
هرچند سیاست سختگیرانه ترامپ علیه روسیه میتواند مرحلهای جدید در سیاست خارجی آمریکا باشد، اما در قطب شمال چنین تغییراتی میتواند در زمانی کوتاه آثار بلندمدتی داشته باشد. همکاری گزینشی با روسیه، نه از سر ضعف، بلکه بهمثابه راهبردی منطقی برای حفظ نفوذ، مدیریت ریسکها و مهار چین در منطقه است.
در نهایت، حفظ تعامل محدود و سازنده با روسیه از طریق سازوکارهایی مانند شورای قطب شمال، میتواند راهی کمهزینه برای تامین منافع مشترک در منطقه باشد. قطب شمال همچنان یکی از معدود حوزههایی است که در آن، ابهام راهبردی نه ضعف، بلکه نوعی ابزار سیاستگذاری است. این منطقه میتواند فضای تعامل دیپلماتیک و بازدارندگی همزمان باشد و در شرایطی که ترامپ رویکردی ترکیبی از مطالبهگری پرصدا و بیتوجهی راهبردی اتخاذ میکند، فرصتی برای حفظ نقش آمریکا بهعنوان قدرتی تاثیرگذار و حافظ ثبات منطقهای فراهم آورد./ منبع



