پایان تخریب متقابل تضمینشده؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «پایان تخریب متقابل تضمینشده؟» به قلم سم وینتر-لوی (Sam Winter-Levy) و نیکیتا لالوانی (Nikita Lalwani) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. نویسندگان با بررسی اثرات بالقوه هوش مصنوعی بر موازنه هستهای جهان استدلال میکنند که اگرچه این فناوری میتواند قابلیتهای شناسایی، فرماندهی و دفاع را متحول کند، موانع فنی، فیزیکی و نهادی مانع از فروپاشی کامل بازدارندگی هستهای میشوند. با این حال، تصور تهدیدات ناشی از هوش مصنوعی میتواند به رقابت تسلیحاتی، افزایش بیاعتمادی و خطر تشدید بحرانها بین قدرتهای هستهای دامن بزند. در ادامه، بهره سخن این مطلب آمده است.
توسعه سریع هوش مصنوعی در سالهای اخیر برخی تحلیلگران را به پیشبینی تغییرات بنیادین در سیاست بینالملل و توازن قدرت نظامی واداشته است. برخی حتی معتقدند هوش مصنوعی پیشرفته میتواند یک کشور را به سلطه کامل بر رقبا برساند. با وجود ظرفیت تحولآفرین هوش مصنوعی، بازدارندگی هستهای همچنان مانع اعمال اراده مطلق یک قدرت بر دیگری است. نمونه بارز، ناتوانی ایالات متحده در تحمیل خواست خود بر روسیه و کره شمالی، با وجود برتری بزرگ اقتصادی، بهدلیل زرادخانههای هستهای آنهاست. برای تضعیف این بازدارندگی، هوش مصنوعی باید توان دومین حمله هستهای را از بین ببرد؛ از جمله از طریق شناسایی و نابودی کامل تسلیحات دشمن در حمله اول یا مختل کردن شبکههای فرماندهی و کنترل، یا تقویت دفاع موشکی.
با این حال، تحقق چنین سناریویی دشوار است. حتی پیشرفتهترین سامانههای هوش مصنوعی برای شناسایی پرتابگرهای متحرک یا زیردریاییهای هستهای با محدودیتهای جدی فنی روبهرو هستند. در دریا، شفافسازی کامل اقیانوسها و ردیابی مطمئن زیردریاییها با وجود نویز محیطی و تغییرات اقیانوسی دشوار است. رقبا نیز با استفاده از ضدماهوارهها، جنگ الکترونیک، اختفا، فریب، افزایش تحرک و حتی تزریق اطلاعات کاذب، قابلیت بقا را افزایش میدهند.
در حوزه فرماندهی و کنترل، هوش مصنوعی میتواند شناسایی و هدفگیری مراکز فرماندهی سیار و ماهوارههای هشدار اولیه را تسهیل یا با عملیات سایبری پیشرفته ارتباطات را مختل کند. اما این شبکهها با تکرارپذیری، پدافند چندلایه و استحکامات عمیق طراحی شدهاند و نابودی کامل آنها بهصورت یکباره بسیار دشوار است.
در زمینه دفاع موشکی، هوش مصنوعی ممکن است تمایز کلاهک واقعی از فریب، پیشبینی مسیر و بهبود رهگیرها را ارتقا دهد. اما سامانههای دفاعی با محدودیتهای زمانی، فیزیکی و اقتصادی روبهرو هستند و مهاجمان میتوانند آنها را با شلیک انبوه، جهت غیرمنتظره یا روشهای نامتعارف دور بزنند.
حتی اگر بازدارندگی هستهای پابرجا بماند، برداشت تهدید ناشی از هوش مصنوعی میتواند به رقابتهای پرهزینه و خطرناک منجر شود؛ از جمله افزایش تعداد کلاهکها، جابهجایی سریعتر پرتابگرها یا کاهش مراحل صدور دستور شلیک که احتمال خطا و تشدید بحران را بالا میبرد. همچنین امکان جهش ناگهانی توانمندیهای هوش مصنوعی و اثرات پیشبینینشده بر بازدارندگی وجود دارد.
در نهایت، هوش مصنوعی هرچند قوانین فیزیک و محدودیتهای نهادی را دور نمیزند، میتواند امنیت ملی را از طریق تسلیحات خودکار، توانمندیهای سایبری تهاجمی و دفاعی و تسهیل دسترسی بازیگران غیردولتی به سلاحهای کشتارجمعی متحول کند. ایالات متحده باید با ادغام کارشناسان هوش مصنوعی در فرایندهای سیاستگذاری هستهای، ارزیابی آسیبپذیریها، تعمیق مهارتهای تخصصی و تقویت گفتمانهای مربوط به کنترل تسلیحات، برای کاهش خطرات و حفظ ثبات راهبردی اقدام کند./ منبع



