نارضایتی از ترامپ؛ آیا معادلات سیاسی آمریکا در حال تغییر است؟
شکستهای انتخاباتی و موج نارضایتی عمومی چالشهای عمیقی را برای آینده جناح راست ایجاد کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نارضایتی از ترامپ؛ آیا معادلات سیاسی آمریکا در حال تغییر است؟» نوشته نیک کاتوگیو (Nick Catoggio) در دیسپچ (Dispatch) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی پیامدهای تداوم نارضایتی عمومی از رئیسجمهور، چالشهای ساختاری محافظهکاری آمریکایی و پویاییهای سیاسی پدیدآمده در آستانه تحولات انتخاباتی میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دونالد ترامپ در بخش عمده پنج سال و نیم حضور خود در کاخ سفید با سطحی از نارضایتی عمومی روبهرو بوده است و تنها هفت هفته نخست دوره دوم ریاستجمهوری او از این روند متفاوت بوده است. این وضعیت، زمینهای برای بررسی رابطه میان کاهش رضایت از رئیسجمهور و پیامدهای سیاسی آن فراهم میکند؛ بهویژه در شرایطی که انتخابات میاندورهای آمریکا در پیش است و هر دو حزب تلاش میکنند نارضایتیهای موجود را به حمایت انتخاباتی تبدیل کنند. با این حال، تجربه سیاسی سالهای گذشته نشان میدهد که کاهش محبوبیت یک رئیسجمهور لزوماً به معنای رد کامل حزب یا جریان سیاسی وابسته به او نیست و پیامدهای انتخاباتی آن میتواند پیچیدهتر از یک تغییر مستقیم در ترجیحات حزبی باشد.
تجربه موج انتخاباتی دموکراتها در انتخابات میاندورهای گذشته یکی از نمونههایی است که برای درک این مسئله اهمیت دارد. در چنین شرایطی، تغییر رفتار رأیدهندگان تنها به میزان رضایت از رئیسجمهور وابسته نیست و عواملی مانند مشارکت انتخاباتی، وضعیت نامزدها، مسائل مورد توجه رأیدهندگان و میزان تمرکز رقابت بر عملکرد دولت نیز میتوانند بر نتیجه اثر بگذارند. از این منظر، وجود فاصله میان میزان رضایت و نارضایتی از ترامپ بهتنهایی نمیتواند نشان دهد که این نارضایتی چگونه و تا چه اندازه به تغییر در موازنه سیاسی منجر خواهد شد.
یکی از نکات مهم، تفاوت میان مخالفت با شخص رئیسجمهور و مخالفت با ساختار سیاسی گستردهتری است که او نمایندگی میکند. ممکن است بخشی از رأیدهندگان از عملکرد ترامپ ناراضی باشند، اما همچنان در برخی موضوعات داخلی با سیاستهای جمهوریخواهان همراه بمانند یا در برابر نامزدهای دموکرات موضعی متفاوت داشته باشند. در مقابل، اگر نارضایتی از دولت با مسائل اقتصادی، عملکرد سیاسی، رقابتهای انتخاباتی و بسیج رأیدهندگان مخالف همراه شود، میتواند آثار گستردهتری بر رقابت حزبی داشته باشد. بنابراین، سنجش افکار عمومی باید در کنار رفتار واقعی رأیدهندگان و نتایج انتخاباتی بررسی شود.
در این چارچوب، سابقه رضایت عمومی از ترامپ اهمیت دارد، اما بهتنهایی برای توضیح مسیر آینده سیاست آمریکا کافی نیست. وضعیت کنونی را باید در پیوند با روندهای گستردهتر قطبیشدن سیاسی، تغییرات درون حزب جمهوریخواه و واکنش جریانهای مختلف به ریاستجمهوری ترامپ بررسی کرد. ممکن است نشانههایی از رد یا فاصلهگیری سیاسی از یک رئیسجمهور دیده شود، بدون آنکه این روند الزاماً به معنای رد کامل جریان سیاسی یا ایدئولوژیک مرتبط با او باشد.
در نهایت، اهمیت انتخابات میاندورهای در این است که میتواند نشان دهد نارضایتی عمومی تا چه اندازه به رفتار سیاسی واقعی تبدیل شده است. تجربههای قبلی نشان میدهد که «موج» انتخاباتی تنها زمانی قابل ارزیابی است که میزان مشارکت، توزیع آرا، عملکرد نامزدها و مسائل تعیینکننده برای رأیدهندگان نیز در نظر گرفته شود. از این منظر، فاصله میان سنجش رضایت از ترامپ و پیامدهای سیاسی آن همچنان موضوعی مهم برای بررسی فضای انتخاباتی آمریکا است./ منبع



