در برابر تهدیدهای هستهای، شکست قابل قبول نیست
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «در برابر تهدیدهای هستهای، شکست قابل قبول نیست» نوشتهی لاورنس کادیش (Lawrence Kadish) و منتشرشده در گیتاستون (Gatestone Institute)، به بررسی ضرورت احیای بازدارندگی راهبردی آمریکا در برابر تهدیدات موشکی مافوقصوت از سوی کشورهایی چون ایران، کره شمالی، چین و روسیه میپردازد. مقاله با تمرکز بر طرح «گنبد طلایی»، آن را راهکاری حیاتی برای حفظ امنیت ملی آمریکا ارزیابی میکند. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
در دوران جنگ سرد، زمانی که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی توانایی نابودسازی کامل یکدیگر و حتی جهان را از طریق زرادخانههای هستهای خود داشتند، صلح صرفاً از طریق نوعی توازن هراس یا «بازدارندگی متقابل» حفظ میشد. هر دو طرف میدانستند که آغاز حمله هستهای به معنی نابودی حتمی خود آنها نیز خواهد بود و این درک متقابل مانع از آغاز جنگی فاجعهبار میشد. این سازوکار بازدارنده، از طریق اطمینان به واکنش فوری طرف مقابل، پایهی امنیت جهانی را در آن دوران تشکیل میداد.
امروزه اما این بازدارندگی دیگر وجود ندارد. کشورهایی چون ایران که به تسلیحات هستهای و فناوریهای موشکی پیشرفته مجهز شدهاند یا در مسیر دستیابی به آنها هستند، امکان استفاده از موشکهای مافوقصوت و کمارتفاع را دارند که میتوانند از دید رادارهای هشدار اولیه پنهان بمانند و تنها دقایقی پیش از اصابت شناسایی شوند. این تحولات، تهدیدات جدیدی را متوجه ایالات متحده کرده و نیاز به بازتعریف مفهوم بازدارندگی و ایجاد سامانههای دفاعی نوین را به ضرورتی حیاتی بدل کرده است.
در چنین شرایطی، طرحی با عنوان «گنبد طلایی» برای احیای بازدارندگی استراتژیک معرفی شده که شامل سامانهای چندلایه از موشکهای رهگیر، شبکههای ماهوارهای نظارتی و سیستمهای رایانهای مبتنی بر هوش مصنوعی است که میتوانند در کسری از ثانیه به تهدیدات واکنش نشان دهند. این سامانه که در زمرهی پیشرفتهترین ساختارهای دفاعی قرار میگیرد، با هدف محافظت از ایالات متحده در برابر تهدیدات هستهای طراحی شده است.
ایجاد چنین سامانهای مستلزم صرف هزینههای بسیار بالاست. با این حال، در برابر تهدیداتی که از سوی کشورهایی نظیر کره شمالی، ایران، چین و روسیه مطرح است، کشورهایی که در حال توسعه یا بهرهبرداری از موشکهای مافوقصوت با قابلیت تخریب ناگهانی شهرها هستند، نمیتوان برای بقاء ملی قیمتی تعیین کرد. حفظ امنیت کشور در برابر حملات غافلگیرکنندهی احتمالی، اولویتی بالاتر از مسائل اقتصادی پیدا میکند.
در شرایطی که ایالات متحده با چالشهای متعدد سیاسی و اقتصادی درگیر است، از اختلافات تجاری گرفته تا مسائل بودجهای، تمرکز بر تهدیدهای نظامی جدی و تلاش برای ایجاد ساختارهای دفاعی پیشرفته نشانهای از درک اهمیت بقاء ملی است. انتصاب ژنرال مایکل گاتلاین از نیروی فضایی به ریاست پروژهی گنبد طلایی نیز گامی در راستای عملیاتیسازی این طرح بهشمار میرود و حامل پیامی روشن برای متحدان و دشمنان است: آمریکا قصد دارد از خود در برابر تهدیدات غیرقابل تصور دفاع کند.
پیشرفت در اجرای این طرح میتواند وضعیتی مشابه با دوران بازدارندگی جنگ سرد ایجاد کند. اگر دشمنان ایالات متحده اطمینان نداشته باشند که حملهی غافلگیرکنندهی آنها موفقیتآمیز خواهد بود، ناچار خواهند شد نسبت به تصمیمات نظامی خود تجدید نظر کنند و در محاسبات خود، احتمال شکست و نابودی متقابل را در نظر بگیرند. این عدم قطعیت، یکی از پایههای اصلی بازدارندگی است.
از سوی دیگر، ایجاد سپری دفاعی همچون گنبد طلایی، نهفقط از حیث نظامی، بلکه در عرصهی ژئوپلیتیکی نیز اثرگذار خواهد بود. این سامانه مانعی در برابر تلاشهای کشورهایی است که ممکن است از تهدیدات موشکی بهعنوان اهرم فشار و ابزار باجگیری راهبردی علیه آمریکا استفاده کنند. در صورت وجود چنین سامانهای، این کشورها نمیتوانند با تهدید به حمله، ایالات متحده را وادار به تغییر در سیاستهای بینالمللیاش کنند.
افزون بر این، سرمایهگذاری در پروژههایی با این سطح از پیچیدگی و فناوری میتواند به تقویت زیرساختهای صنعتی و علمی کشور کمک کند. همانگونه که برنامهی فضایی آپولو در دههی ۱۹۶۰ موجب رشد فناوری، صنایع و اشتغال در ایالات متحده شد، پروژهای مانند گنبد طلایی نیز میتواند موتور محرکی برای توسعه فناوریهای پیشرفته در قرن ۲۱ باشد.
البته چالشهای فراوانی پیش روی این طرح وجود دارد؛ از میزان هزینههای مالی گرفته تا پیچیدگیهای فنی و زمانبر بودن اجرای آن. با این حال، این چالشها مانع از ضرورت پرداختن به تهدیدات واقعی و موجود نیستند. در شرایطی که ایالات متحده با دشمنانی مجهز به سلاحهای هستهای و فناوریهای نوین مواجه است، محافظت از امنیت ملی و بقای کشور باید در صدر اولویتها قرار گیرد.
در نهایت، منطق راهبردی چنین طرحی بر یک اصل ساده استوار است: اگر دشمنان احساس کنند که نمیتوانند از یک حمله موفق بیرون آیند، احتمال حمله از سوی آنها کاهش مییابد. این احساس عدم قطعیت در موفقیت حمله، بنیان اصلی بازدارندگی است. نیروهای نظامی آمریکا که وظیفهی حفاظت از کشور را بر عهده دارند، همواره به ما یادآوری کردهاند که در برابر چنین تهدیداتی، شکست گزینهای نیست./منبع



