آمریکاامنیت و دفاعخارجی

چگونه اعتراض‌ها به خشونت و تروریسم بدل می‌شوند؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چگونه اعتراض‌ها به خشونت و تروریسم بدل می‌شوند؟» نوشته‌ی بن کوهن (Ben Cohen)، و منتشرشده در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD)، روند تبدیل اعتراضات ضداسرائیلی به خشونت و اقدامات تروریستی علیه یهودیان را بررسی می‌کند. این مقاله با تحلیل نمونه‌های تاریخی و معاصر، رابطه بین ایدئولوژی‌های رادیکال و ظهور خشونت‌های تروریستی را واکاوی می‌نماید. در ادامه، چکیده مطلب را می‌خوانید.


تاریخ نشان داده است که الگوهای ضدیهودیت و خشونت علیه یهودیان بارها و بارها تکرار شده‌اند و هیچ چیز جدیدی در این زمینه زیر آفتاب وجود ندارد. اگرچه اتهامات و تهمت‌های ضدیهودی ممکن است در هر دوره تاریخی تفاوت‌هایی داشته باشند، مانند اتهامات مربوط به قتل‌های فصلی، خیانت یا سرقت سرزمین‌ها، اما روش بیان و اعمال این اتهامات و خشونت‌ها در طول زمان عمدتاً ثابت باقی مانده است.

جنبش‌های معاصر طرفدار حماس و ضداسرائیلی ممکن است از رویدادهای تاریخی مانند شورش‌های «هپ-هپ» در آلمان که ۲۰۰ سال پیش رخ داد، بی‌خبر باشند، اما این جنبش‌ها ریشه‌هایی مشابه دارند. آن شورش‌ها در واکنش به رد حقوق مدنی یهودیان صورت گرفت، درست همان‌گونه که امروزه آزار و اذیت دانشجویان یهودی در دانشگاه‌ها ناشی از مخالفت با حق تعیین سرنوشت ملی یهودیان است. شعارهایی مانند «هپ-هپ» در آن زمان، امروز در قالب شعارهایی چون «ما زایونیست‌ها را نمی‌خواهیم» تکرار می‌شوند.

ویژگی پایدار و اصلی این جنبش‌ها خشونت است. خشونت علیه یهودیان هدف نهایی پیام‌آوران ضدیهودیت است، کسانی که از مباحثات و جدل‌های کلامی خسته شده و خواهان اقدام عملی هستند. برخی این موضوع را به صراحت اعلام می‌کنند و بسیاری دیگر به‌رغم ترس و ریاکاری، خشونت را پاسخی طبیعی و مشروع به آنچه جرائم دولت اسرائیل و یهودیان در خارج از آن کشور می‌نامند، توجیه می‌کنند. مسئله نه این است که آیا جنبش‌های طرفدار حماس به خشونت روی خواهند آورد، بلکه سؤال اصلی زمان وقوع آن است.

در دو ماه اخیر، مواردی چون تلاش برای قتل فرماندار پنسیلوانیا و خانواده‌اش با آتش، قتل یک زوج جوان یهودی که برای سفارت اسرائیل در واشنگتن کار می‌کردند و بمب‌گذاری در تجمعی برای حمایت از گروگان‌های حماس در کلرادو، همگی به نام «فلسطین» انجام شده‌اند. تاریخ معاصر می‌تواند راهنمایی برای فهم چرایی و چگونگی تکرار این وقایع و واکنش مؤثر به آن‌ها باشد.

یکی از شخصیت‌های مهم در این زمینه ویل‌فرید بوزه است. او که در آلمان پس از شکست نازی‌ها متولد شد، در دهه ۱۹۶۰ در اعتراضات دانشجویی شرکت داشت و پس از آن به جنبش‌های چریکی چپ رادیکال پیوست. او در یمن جنوبی تحت آموزش نظامی قرار گرفت و در سال ۱۹۷۶ رهبری ربودن یک هواپیمای ایرفرانس را برعهده داشت که از تل‌آویو به پاریس می‌رفت. هواپیما در نهایت به فرودگاه انتبه در اوگاندا رسید، جایی که وی و همراهانش مسافران اسرائیلی را جدا کردند؛ اتفاقی که یادآور جداسازی زندانیان در اردوگاه‌های نازی بود. در نهایت، با حمله نیروهای اسرائیلی به انتبه، بوزه و هم‌پیمانانش کشته شدند.

اگر به تیراندازی در واشنگتن نگاه کنیم، می‌توان روح ویل‌فرید بوزه را در آن دید. قاتل، ایلیاس رودریگز، فردی باهوش است که با دقت آموزه‌های جریان طرفدار حماس را می‌خواند و تکرار می‌کند اما قادر به پرسشگری نیست. او نه تنها از خشونت و قتل ابایی ندارد بلکه از آن لذت می‌برد. خودکشی‌های او در تیراندازی و رفتارهایش، چهره‌ای از خشونت‌طلبی و خودبزرگ‌بینی را نشان می‌دهد که در بخش‌هایی از چپ رادیکال تبدیل به قهرمانی عامیانه شده است.

این نکته با تئوری مارکسیستی در تضاد است که نقش فرد را در تحولات تاریخی کم اهمیت می‌داند و تاریخ را محصول مبارزه طبقاتی می‌داند، نه تلاش‌های فردی؛ اما چپ رادیکال معاصر به روایتی رمانتیک و اشرافی از تاریخ گرایش دارد که فردی با اراده قوی می‌تواند جرقه تغییرات بزرگ را بزند. ترکیب این دیدگاه با ارزش‌های اخلاقی منحرف شده که قتل جوانان را جشن می‌گیرند، به محبوبیت فردی مانند رودریگز کمک می‌کند. کسانی که توان استفاده از اسلحه را ندارند، می‌توانند مانند هم‌فکرشان، محمد سلیمان، بمب‌گذار بولدر، از سلاح‌های خانگی استفاده کنند.

یک شبکه آشکار وجود دارد که افراد را به پیروی از مسیر رودریگز و سلیمان تشویق می‌کند. این شبکه شامل یک جناح مائوئیستی در دموکرات‌های سوسیالیست آمریکا است که محل فعالیت سیاستمدارانی چون رشیده طلیب و گزینه‌های شهرداری نیویورک مانند زهران ممدانی است و همچنین گروه فعال «Unity of Fields» که وب‌سایتی برای تجلیل از رودریگز با تصویر او و شعار «برای غزه از ایلیاس» راه‌اندازی کرده است. این گروه‌ها اعلام می‌کنند که خشونت متقابل علیه صهیونیسم نه تنها یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر بلکه نوعی عدالت است.

این گروه‌ها و جناح‌ها از تروریسم حمایت می‌کنند و احتمالاً با سایر سازمان‌هایی که پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ یهودیان را آزار داده‌اند، ارتباط دارند. سازمان‌هایی مانند «دانشجویان برای عدالت در فلسطین»، «Within Our Lifetime» و «جنبش جوانان فلسطین» نمونه‌هایی از این فعالان هستند که دریافته‌اند اعتراضات صرفاً محدودیت‌هایی دارند و هدف اصلی‌شان، نابودی اسرائیل، تنها با اقدامات تروریستی قابل تحقق است. این گروه‌ها مانند بوزه ممکن است به زیرزمینی شدن و الهام‌بخشی از طریق خشونت و قتل‌ها روی آورند.

هیچ گفت‌وگو یا درکی با این گروه‌ها ممکن نیست، زیرا آن‌ها خشونت را مشروع می‌دانند و خواهان نابودی اسرائیل هستند. با این حال، اگرچه تاریخ ممکن است تکرار شود، انسان‌ها هنوز در تصمیم‌گیری‌ها و واکنش‌ها دارای اختیارند. این بدین معنی است که باید در جامعه خود هوشیار بود، حق دفاع از خود را شناخت، برای سخت‌گیرانه‌ترین مجازات‌ها از جمله اعدام، در صورت لزوم، لابی کرد و فشار بر مقامات محلی و فدرال برای قطع منابع حمایتی این گروه‌ها را افزایش داد.

جنبش طرفدار حماس، درست مانند خود حماس، جنگی علیه یهودیان خارج از اسرائیل اعلام کرده است. در این جنگ، جبهه‌ی یهودیان در خارج از اسرائیل ضعیف‌ترین حلقه به شمار می‌آید. برای مدتی، مبارزات عمدتاً در حوزه رسانه‌ها ادامه خواهد یافت، اما آموخته‌ایم که خطرهای واقعی و مرگبارتری از پیام‌ها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی وجود دارد. خون یهودیان ممکن است ریخته شود، اما باید مانع پیروزی خشونت‌طلبان شد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا