آینده، حزب و کشور
بازتعریف حزب دموکرات و ساختن آیندهای عدالتمحور در آمریکا امری ضروی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آینده، حزب و کشور» نوشته جسی واترز (Jesse Watters) در نیشن (Nation)، به بررسی بحران ساختاری در حزب دموکرات و نظام سیاسی آمریکا میپردازد و با نقد روند تاریخی سیاستهای نئولیبرال و فاصله گرفتن از مطالبات اقتصادی طبقات متوسط و فرودست، بر ضرورت بازسازی یک پروژه سیاسی عدالتمحور و بازگشت به سیاست اقتصادی متمرکز بر رفاه عمومی تأکید میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
وضعیت کنونی سیاست در آمریکا نتیجه چند دهه تحول درونی حزب دموکرات و همگرایی عملی آن با ساختارهای اقتصادی و امنیتی نظام سرمایهداری آمریکایی است. در این نگاه، پس از دوران رونالد ریگان، سیاست دموکراتها بهجای مقابله با نظم اقتصادی موجود، به مدیریت آن محدود شده است؛ بهگونهای که دولتهای مختلف این حزب در دورههای کلیدی، از جمله کلینتون و اوباما، سیاستهایی را دنبال کردهاند که به تقویت جهانیسازی اقتصادی، تضعیف تولید داخلی، گسترش نظام مالی و تداوم ساختارهای امنیتی و نظامی انجامیده است. این روند باعث شده شکاف میان وعدههای سیاسی و تجربه زیسته مردم افزایش یابد.
در این چارچوب، سیاستهای اقتصادی مانند توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی، اصلاحات نظام رفاهی و مقرراتزدایی مالی بهعنوان اقداماتی معرفی میشوند که به تمرکز ثروت، تضعیف طبقه کارگر و افزایش نابرابری انجامیدهاند. در کنار آن، تداوم سیاستهای جنگی و امنیتی، از جمله مداخلات خارجی و گسترش نظارت داخلی، نشاندهنده استمرار ساختار قدرتی است که فراتر از تفاوتهای حزبی عمل میکند و عملاً نوعی همگرایی در سیاستهای کلان دو حزب ایجاد کرده است.
در سطح اجتماعی، تمرکز حزب دموکرات بر مسائل هویتی و حقوق فردی، مانند حقوق اقلیتها و آزادیهای مدنی، اگرچه دستاوردهای مهمی داشته، اما در این تحلیل بهعنوان جایگزینی ناکافی برای پاسخ به بحرانهای اقتصادی معرفی میشود. استدلال اصلی این است که تمرکز بر حقوق فرهنگی بدون حل مشکلات معیشتی، مانند مسکن، بهداشت و اشتغال پایدار، موجب نارضایتی گسترده در میان طبقات متوسط و پایین شده است.
در مقابل این روند، ظهور گفتمانهای پوپولیستی راستگرا، بهویژه در قالب دونالد ترامپ، بهعنوان واکنشی به همین نارضایتی تفسیر میشود. این گفتمان با نقد نخبگان سیاسی و رسانهای، توانسته بخشی از احساسات عمومی را جذب کند، اما در عین حال، این احساسات را به سمت گروههای آسیبپذیر مانند مهاجران و اقشار ضعیف هدایت کرده و شکافهای اجتماعی را تشدید کرده است.
در این میان، بخشهایی از جریان چپگرا جدید در آمریکا تلاش دارند مسیر متفاوتی را پیشنهاد دهند؛ مسیری که بر بازگشت به سیاست اقتصادی متمرکز بر عدالت اجتماعی، کاهش نابرابری و بازسازی طبقه متوسط تأکید دارد. این جریان معتقد است که بحران کنونی نه صرفاً سیاسی، بلکه ساختاری و اقتصادی است و نیازمند بازتعریف نقش دولت در تأمین رفاه عمومی است.
از منظر تاریخی، به دورههایی اشاره میشود که در آن ائتلافهای سیاسی گسترده میان دموکراتها و نیروهای ترقیخواه به ایجاد نهادهای رفاهی، توسعه زیرساختها، گسترش آموزش و کاهش فقر منجر شد. این تجربه بهعنوان نمونهای از امکان همزمانی رقابت سیاسی و پیشرفت اجتماعی مطرح میشود.
آینده حزب دموکرات و بهطور کلی سیاست آمریکا به توانایی آن در بازسازی رابطه با طبقات اجتماعی وابسته است. بدون این بازسازی، شکاف میان نخبگان سیاسی و جامعه عمیقتر خواهد شد و فضای سیاسی بیش از پیش به سمت قطبیسازی و بیثباتی حرکت خواهد کرد./منبع



