آمریکاایالات متحدهخارجیسیاسی

آشنایی با ضدیهودی‌های جدید، همانند ضدیهودی‌های قدیمی

جریان جدید ضدیهودی‌گری در محافظه‌کاری آمریکا، هویت سیاسی راست‌گرا را تغییر می‌دهد

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آشنایی با ضدیهودی‌های جدید، همانند ضدیهودی‌های قدیمی» نوشته برت استیفنز (Bret Stephens) در نیویورک تایمز (New York Times) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی چگونگی بازگشت ضدیهودی‌گری در دنیای سیاست محافظه‌کاران آمریکا و پیوند آن با حرکت‌های جدید سیاسی و اجتماعی می‌پردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

جدیدترین جنجال‌ها حول مصاحبه تاکر کارلسون با نیک فوئنتس، طرفدار هیتلر با پایگاه اجتماعی وسیع، این فرصت را فراهم کرده است که محافظه‌کاران به واقعیت نفرت‌پراکنی ضدیهودی در میان خود پی ببرند. در این شرایط، بسیاری از شخصیت‌های محافظه‌کار به واکنش پرداخته‌اند؛ از جمله تد کروز، سناتور جمهوری‌خواه که به هم‌حزبی‌های خود انتقاد کرد که از محکوم کردن کارلسون ترس دارند؛ هیئت تحریریه «وال استریت ژورنال» این نفرت‌پراکنی درون صفوف خود را محکوم کرد و برخی از اعضای بنیاد هریتیج پس از دفاع کوین رابرتس، رئیس این بنیاد، از کارلسون، از سازمان استعفا دادند. حتی خود رابرتس نیز مجبور به برائت‌جویی از دفاعش شد، اگرچه همچنان کارلسون را «دوست خود» می‌خواند.

با این حال، مشکل این است که این قضایا به سادگی از بین نخواهند رفت. ضدیهودی‌گری، دو بار از جهان محافظه‌کاران طرد شده بود؛ ابتدا در دهه ۱۹۵۰ توسط ویلیام اف. باکلی جونیور که اعلام کرد هیچ فردی از طرفداران نشریه ضدیهودی «آمریکن مرکوری» نباید در نشریه «نشنال ریویو» حضور داشته باشد، و دومین بار در دهه ۱۹۹۰ که او اعلام کرد از اتهامات ضدیهودی به پت بوکانون نمی‌توان دفاع کرد. اما اکنون همان بوکانون با فشار برخی از محافظه‌کاران و رسانه‌های راست‌گرا در حال دریافت مدال آزادی ریاست جمهوری است. باورهایی مانند اینکه وینستون چرچیل، نه آدولف هیتلر، دشمن اصلی در جنگ جهانی دوم بود و دیدگاه‌های ضد اسرائیلی بوکانون دوباره در میان محافظه‌کاران جایگاهی پیدا کرده است.

این تغییرات به دلایلی از جمله بدبینی و پیوندی که میان مسیحیت و محافظه‌کاری ایجاد شده است، رخ داده است. به گفته لئو اشتراوس، فیلسوف، ضدیهودی‌گری همیشه برای نادان‌ها جذاب است و برای آنان که تمایل به تکرار این کلیشه‌ها دارند، سیاسی‌سازی آن بسیار سودآور است. کاندیس اوینز، پادکست‌ساز راست‌گرا، از جمله افرادی است که به‌وضوح از این احساسات بهره برده و محبوبیتش افزایش یافته است.

علاوه بر این، محافظه‌کاران امروز بیشتر به‌دنبال تلفیق مسیحیت با ایدئولوژی سیاسی خود هستند. به جای اینکه اسناد سیاسی بنیادین مانند اعلامیه استقلال یا قانون اساسی ایالات متحده را مبنای خود قرار دهند، حالا نگاهشان به کتاب مقدس جدید است. این تغییرات باعث شده تا برخی از محافظه‌کاران این‌گونه باور کنند که رژیم مسیحی باید یهودیان را تحمل کند، اما به جز آنها، دیگر گروه‌ها از این تحمل برخوردار نباشند.

عامل دیگر این است که بسیاری از اعتقادات اصلی جنبش (MAGA) به‌نوعی به ضدیهودی‌گری نزدیک است. مخالفت با تجارت آزاد، سیاست‌های مهاجرتی باز، و قوانین بین‌المللی که حاکمیت ملی را محدود می‌کنند، هرچند که مواضعی مشروع در دنیای سیاست هستند، اما تمایل دارند با کلیشه‌های قدیمی درباره «یهودیان بین‌المللی» که علیه منافع آمریکایی‌ها عمل می‌کنند، پیوند بخورند. این افکار در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود و در نتیجه، هویت‌گرایی راست‌گراهایی که به جای هدف سیاسی، بیشتر به ملیت و ریشه‌ها می‌پردازند، رشد می‌کند. در نهایت، ضدیهودی‌گری تنها یک پیش‌داوری نیست، بلکه نظریه توطئه‌ای است که یهودیان را به‌عنوان مسئول بسیاری از بحران‌ها و مشکلات اجتماعی و سیاسی جهان معرفی می‌کند. این‌که چه کسانی مسیح را کشتند یا باعث شیوع طاعون شدند و یا ایالات متحده را در جنگ‌های بی‌مورد در غرب آسیا گرفتار کردند، جزو باورهای رایج در این نظریه‌ها هستند. این باورها هم‌راستا با دیدگاه‌های افراطی چپ‌گرا در مورد صهیونیست‌ها و دلالان میلیاردر آن‌ها است. در نهایت، یهودیان نمی‌توانند به‌راحتی از این تهدیدات غافل شوند. موج ضدیهودی‌گری که پس از حملات ۷ اکتبر آغاز شد، به‌سرعت توسط موج دیگری از همین دست دنبال می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا