دیدگاه پیونگیانگ درباره اقدام نظامی آمریکا علیه برنامه هستهای ایران
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دیدگاه پیونگیانگ درباره اقدام نظامی آمریکا علیه برنامه هستهای ایران» نوشته سیدنی سیلر (Sydney Seiler) و منتشرشده در اندیشکده مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، به بررسی پیامدهای راهبردی حمله هوایی آمریکا به تأسیسات هستهای ایران میپردازد و در این چارچوب، تأثیر این اقدام بر محاسبات کرهشمالی، آینده دیپلماسی خلع سلاح و اعتبار بازدارندگی آمریکا را ارزیابی میکند. چنین حملاتی نهتنها باعث تغییر بنیادین در محاسبات کرهشمالی نشده، بلکه بیشتر تأییدی بر درستی راهبرد هستهای پیونگیانگ بوده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
حمله هوایی آمریکا به سایتهای کلیدی برنامه هستهای ایران بحثهایی گسترده درباره اهداف، اثربخشی، پیامدهای راهبردی و آینده دیپلماسی هستهای در سطح جهانی برانگیخته است. این پرسشها مطرحاند که آیا این حمله موجب تسریع حرکت ایران به سوی سلاح هستهای شده و آیا مسیر دیپلماسی به درستی طی شده بود یا صرفاً ابزاری برای کاهش فشارها و تداوم پنهانی برنامه بوده است؟ همچنین این بحث مطرح است که با وجود نابودی کامل برنامه هستهای ایران، آیا این اقدام آمریکا به عنوان نمایش آمادگی برای اقدامات جسورانه نظامی تلقی میشود؟ پاسخ به این سؤالات نیازمند دادههای بیشتر و ارزیابیهای غیرسیاسی است.
از منظر کرهشمالی، هرچند این کشور طی سه دهه گذشته با استناد به تهدید آمریکا، توجیهی برای برنامه هستهای خود ارائه داده، اما روند کند توسعه این برنامه حاکی از عدم احساس بحران وجودی فوری بوده است. در مواردی چون سالهای ۱۹۹۴، ۲۰۰۲ و ۲۰۱۷، رؤسایجمهور وقت آمریکا گزینه حمله نظامی را بررسی کردند ولی در نهایت به دلیل نگرانی از تشدید غیر قابل کنترل تنش و تردید در اثربخشی بازدارنده آن، از این اقدام صرف نظر کردند. بنابراین، تجربه سه دهه گذشته نشان میدهد که نه واشنگتن و نه سئول علاقهای به اتخاذ مسیر نظامی علیه پیونگیانگ ندارند.
از منظر دیپلماسی خلع سلاح، اقدام اخیر آمریکا ممکن است بهزعم برخی موجب تضعیف مسیر مذاکره با کرهشمالی شود. اما شواهد نشان میدهد که از زمان شکست مذاکرات هانوی، کیم جونگاون علاقهای به گفتوگو با واشنگتن نداشته و تلاشهای دولت بایدن نیز بیپاسخ ماندهاند. برخلاف برخی انتقادات، مشکل در رویکرد سختگیرانه آمریکا نیست، بلکه در بیمیلی کرهشمالی به گفتوگو با کشورهایی است که حاضر به پذیرش موقعیت هستهای این کشور نیستند. در نتیجه، حمله آمریکا به ایران تأثیر عمدهای بر رویکرد دیپلماتیک کرهشمالی نداشته و بیشتر موجب تقویت حس امنیت در پیونگیانگ به دلیل داشتن سلاح هستهای شده است.
در بعد بازدارندگی، این اقدام ممکن است پیام روشنی به کرهشمالی و متحدان منطقهای چون کرهجنوبی ارسال کند. اعتبار بازدارندگی هستهای آمریکا نزد سئول، در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ به دلیل تردید در اراده واشنگتن برای استفاده از این ظرفیت، دچار فرسایش شد. «بیانیه واشنگتن» در آوریل ۲۰۲۳ و جلسات مشورتی هستهای بعدی تلاشهایی در جهت تقویت این بازدارندگی بودند. اکنون با رویکارآمدن دولت ترامپ و دولت لیجهمیونگ در کرهجنوبی، نیاز به بازنگری در سطح تعهدات و انتظارات در حوزه بازدارندگی افزایش یافته است.
استفاده آمریکا از بمبافکن بی-۲ برای حمله به اهداف زیرزمینی در ایران، نمایش قدرتی بود که به پیونگیانگ یادآوری میکند زیرساختهای مستحکم این کشور نیز در تیررس هستند. این اقدام نشان میدهد که آمریکا توانایی هدفگیری دقیق مراکز فرماندهی، تسلیحات کشتار جمعی و تأسیسات کلیدی را دارد؛ قابلیتی که ممکن است مانع تصمیمگیری برای جنگ از سوی کرهشمالی شود، حتی اگر آن را به میز مذاکره نکشاند.
در حوزه تعامل دوجانبه، هماهنگی میان دولتهای واشنگتن و سئول برای ایجاد توازن میان دیپلماسی و بازدارندگی ضروری است. تفاوت دیدگاه رهبران جدید دو کشور نسبت به کرهشمالی مستلزم باز طراحی راهبردهاست. بازدارندگی موفق نیازمند سه عنصر است: تهدید مشخص به مجازات، اطمینانبخشی به متحدان و تضمین به دشمن در صورت رفتار سازنده. اما پرسشهایی باقی میمانند: چه زمانی باید قدرت بازدارندگی به نمایش گذاشته شود؟ چگونه باید حسن نیت به پیونگیانگ منتقل شود؟ چطور باید با واکنشهای منفی چین، روسیه و کرهشمالی به رزمایشهای سهجانبه آمریکا، کرهجنوبی و ژاپن مواجه شد؟
تجربه چند دهه گذشته نشان میدهد که نه سیاستهای سختگیرانه به پیشرفت شتابان برنامه هستهای کرهشمالی انجامیدهاند و نه تلاشهای تعاملجویانه موجب فروپاشی آمادگی نظامی شدهاند. مجموعه سیاستهای سئول و واشنگتن ترکیبی از بازدارندگی، تضمین به متحدان و تلاش برای ایجاد زمینه گفتوگو بودهاند که اگرچه مانع رشد برنامه هستهای پیونگیانگ نشده، اما از تشدید تنشها جلوگیری کردهاند.
در نهایت، بررسی خواستههای کرهشمالی از دولت مونجائهاین در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹، نشان میدهد که پیونگیانگ خواهان حذف تهدیدات نظامی و تضمین امنیتی برای حکومت خود است. در پاسخ، اقدامات نمادینی چون توقف رزمایشها، تعطیلی بلندگوهای تبلیغاتی و محدودسازی فعالیت گروههای فراری انجام شد، ولی بیپاسخ ماندند. تجربه نشان داده که بازدارندگی در برابر کرهشمالی تاکنون مؤثر بوده و مسیر دیپلماسی هنوز کاملاً مسدود نشده است.
پیام نهایی حمله ۲۲ ژوئن به ایران، نه تهدید به تهاجم علیه کرهشمالی، بلکه نمایش اراده و توانمندی آمریکا بود. بر خلاف تصور رایج، دونالد ترامپ از استفاده از قدرت نظامی برای تأمین منافع امنیتی آمریکا ابایی ندارد. هرچند این اقدام احتمالاً کیم جونگاون را پای میز مذاکره نمیآورد، اما میتواند او را از رفتن به اتاق جنگ باز دارد./ منبع



