لزوم امید پس از دوران دونالد ترامپ
بهگزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت با عنوان «لزوم امید پس از دوران دونالد ترامپ» که بهقلم نیکولاس کریستوف (Nicholas Kristof) در روزنامه نیویورک تایمز (Newyork Times) منتشر شده است، معتقد است که دونالد ترامپ با تضعیف نهادهای آمریکایی و نظم جهانی، آسیبهایی درازمدت بهویژه در عرصه بینالمللی وارد میکند، اما آمریکا با نهادهای قدرتمند خود میتواند در داخل بهبود یابد و مردم آمریکا با الهام از نمونههایی مانند فیلیپین، باید برای آینده خودشان و جامعه بینالمللی علیه سیاستهای ترامپ و پیامدهای آنها مقابله کنند. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
تنی چند از دوستان من به دلیل سیاستهای دونالد ترامپ در فکر مهاجرت به کانادا هستند. اما من معتقدم که آمریکای امروز چیزی مشابه آلمان ۱۹۳۸ نیست؛ هر چند که آلمان در سال ۱۹۳۵ هنوز شبیه آلمان ۱۹۳۸ نشده بود. من بر این باورم که اقتدارگرایی قرن ۲۱، برخلاف دیکتاتوریهای هیتلری، شکل ظریفتری دارند: رهبرانی کاریزماتیک با رأی مردم انتخاب میشوند و سپس نهادهای دموکراتیک را دستکاری میکنند. نمونههایی مانند مجارستانِ ویکتور اوربان، لهستانِ حزب قانون و عدالت، فیلیپینِ رودریگو دوترته، یا هندِ نارندرا مودی نشاندهنده «اقتدارگرایی رقابتی» هستند؛ جایی که انتخابات ناعادلانه اما مهماند و البته در این ممر و مسیر، اقتدارگرایان گاهی کنار میروند.
پس از سالهای متمادی تجربه پوشش خبری اقتدارگرایان، معتقدم که آنها به دلیل چاپلوسی اطرافیان و فساد، اغلب سیاستهای مخربی اجرا میکنند که اقتصاد را تضعیف میکند. نمونههایی مانند کره جنوبی که از دیکتاتوری به دموکراسی رسید یا فیلیپین که ماریا رسا -روزنامهنگار شجاع- بر دوترته غلبه کرد و جایزه نوبل صلح گرفت، نشان میدهند که اقتدارگرایان شکستپذیرند. حالا دیگر شاهد اتفاقات قابل توجهی هستیم: در برزیل، ژائیر بولسونارو به اتهام کودتا محاکمه میشود و در مجارستان، حزب ویکتور اوربان در نظرسنجیها عقب افتاده است.
دونالد ترامپ با تضعیف ستونهای قدرت آمریکا شامل آموزش عالی، پژوهش علمی، حاکمیت قانون، مهاجرت، جذب استعدادها، دلار قدرتمند، قدرت نرم و معماری جهانی ۱۹۴۵، این کشور را آسیبپذیر کرده است. در داخل، نهادهایی مانند دادگاههای فدرال، دانشگاه هاروارد (که خود من بهعنوان عضو سابق هیئت علمی آن هستم) و رسانههایی مانند آسوشیتدپرس مقاومت کردهاند. اما کاهش پوشش قانون «مدیکید» ممکن است ۱۰ میلیون نفر را محروم کند و بدبینی به واکسن میتواند بیماریهایی مانند سرخک را بازگرداند. لغو پژوهش در رابطه با واکسن آنفلوانزای mRNA نیز خطر پاندمی جدید را افزایش میدهد.
من بر این باورم که آمریکا به دلیل نهادهای قدرتمندش، مانند امپراتوری روم پس از نرون یا آمریکا پس از جنگ داخلی، میتواند در داخل پس از دوران ترامپ دوباره بهبود یابد. اما در عرصه بینالمللی، آسیبها عمیقترند. آیا کانادا در دو دهه آینده به آمریکا اعتماد خواهد کرد؟ آیا ناتو از تردیدهای ایجادشده توسط دونالد ترامپ نجات مییابد؟ آیا معماری مالی مبتنی بر دلار پابرجا میماند؟ آیا نظم جهانی مبتنی بر قوانین، چتر هستهای آمریکا، یا ائتلافهای اقیانوس آرام احیا میشوند؟ آیا نظارت جهانی سلامت برای مقابله با ابولا یا ایمنی هوش مصنوعی بازسازی میشود؟ اما من در رابطه با این موارد بدبین هستم و معتقدم سیاستهای ترامپ خطر جنگ، اشاعه هستهای و پاندمی را افزایش داده و جهان را برای دههها ناامنتر کرده است.
با این حال، باید به این نکته توجه داشت که فیلیپین با شجاعت ماریا رسا از اقتدارگرایی رهایی یافت. من از آمریکاییها میخواهم بهجای مهاجرت، با «میهنپرستی لیبرال» برای آینده کشور و جهان مبارزه کنند و بر این موضوع تأکید دارم که با توجه به مخاطرات عظیم ناشی از عملکرد و سیاستهای ترامپ، اکنون زمان بازسازی و مقاومت است./ منبع



