آمریکا باید نگران سیاست خارجی کانادا باشد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آمریکا باید نگران سیاست خارجی کانادا باشد» نوشتهی جان دویل (John Doyle) که در نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است، به بررسی رویکردهای اخیر سیاست خارجی کانادا و تأثیرات آن بر روابط این کشور با ایالات متحده و دیگر قدرتهای جهانی میپردازد. نویسنده در این مقاله با انتقاد از ضعفهای استراتژیک کانادا در مواجهه با بحرانها و چالشهای جهانی، همچون روابط با هند، اسرائیل و چین، استدلال میکند که سیاستهای نامنسجم و غیرقابل پیشبینی کانادا میتواند تبعات جدی برای امنیت و منافع آمریکا داشته باشد. با وجود این، مقاله در نقد سیاستهای کانادا بیشتر بر جنبههای منفی تمرکز کرده و از پیچیدگیهای دیپلماسی و ملاحظات داخلی این کشور غافل میماند. این مقاله، که در ظاهر بر ضعفها و آسیبپذیریهای کانادا تأکید دارد، نیازمند بررسی و تحلیل دقیقتری است تا ابعاد مختلف سیاست خارجی این کشور و تبعات آن برای آمریکا بهطور جامعتر مورد ارزیابی قرار گیرد. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
کانادای سردرگم، باری است که آمریکا دیگر تاب تحملش را ندارد؛ من دیگر نمیتوانم کانادا را یک کشور جدی در عرصه سیاست خارجی بدانم—حداقل نه وقتی صحبت از شجاعت اخلاقی و انسجام راهبردی در مسائل جهانی است. در طول سالهای اخیر، سیاستگذاران در اتاوا نهتنها از تدوین یک استراتژی منسجم عاجز بودهاند، بلکه با مواضع پراکنده و واکنشی، برخی از مهمترین روابط دیپلماتیک ما را نیز تخریب کردهاند. و این دیگر فقط مشکل خود ما نیست؛ این روند باید در واشنگتن زنگ خطر را به صدا درآورد.
فقدان اصول در بحرانیترین لحظات از دیگر مشکلات موجود است؛ زمانی که اسرائیل در ۷ اکتبر با حملات بیرحمانه حماس مواجه شد، دولت کانادا در ابتدا واکنش درستی نشان داد و آن را محکوم کرد. اما این موضع اخلاقی و استراتژیک خیلی زود در هم شکست. تحت فشار فزاینده اعتراضات داخلی، کمپینهای فعالان و بازیهای انتخاباتی، سیاست خارجی ما بدل به چیزی شد شبیه یک موجود بیاستخوان—پر از مواضع متناقض، رأیگیریهای نامفهوم در سازمان ملل، و بیمیلی به تأیید سادهترین اصول مانند حق اسرائیل برای دفاع از خود.
بدتر اینکه نخستوزیر جدید، مارک کارنی، صراحتاً ادعای نسلکشی را علیه اسرائیل مطرح کرده؛ موضعی که نهتنها بیاساس، بلکه برای روابط با تنها دموکراسی پایدار خاورمیانه و شریک امنیتی کلیدی ما، فاجعهبار است.
در برابر چین نیز، عملکرد کانادا چیزی جز بیعملی، تردید و گاه تسلیم نبوده است. در حالی که رژیم پکن آزادانه به عملیات مداخله در سیاست داخلی ما، جاسوسی، و حتی اعدام شهروندان کانادایی دست میزند، مقامات ما ترجیح میدهند روی «تحولات مثبت» بین دو کشور تمرکز کنند.
در مورد تایوان، ما بهجای ایستادن کنار یک دموکراسی تحت تهدید، موضعی سست و مبهم اتخاذ کردهایم. ما حتی آخرین عضو اتحاد اطلاعاتی «Five Eyes» بودیم که شرکتهای مرتبط با دولت چین (هواوی وZTE) را از زیرساختهای5G حذف کردیم.
در مورد اوکراین، دولت کانادا دائماً بیانیههایی بلندبالا در حمایت از حاکمیت کییف صادر میکند، اما این حمایت در عمل هیچ نمود واقعی ندارد. کمکهای مالی و نظامی ما ناچیز است و هنوز هیچ راهبرد بلندمدتی برای آینده این منطقه از سوی ما ارائه نشده. ما که زمانی به صلحسازی، میانجیگری و ارسال حافظان صلح معروف بودیم، حالا در یکی از حساسترین بحرانهای جهانی تقریباً غایب هستیم.
پیامدها برای روابط کانادا با آمریکا
اگر ما نتوانیم در بزنگاههایی چون جنگ اسرائیل موضعی صریح اتخاذ کنیم، آمریکا باید بپرسد: آیا میتوان همچنان روی کانادا بهعنوان شریک امنیتی حساب کرد؟ اگر ما شهامت ایستادن در برابر چین را نداریم، واشنگتن حق دارد همه چیز را بازنگری کند، از روابط اقتصادی گرفته تا همکاریهای اطلاعاتی و دفاعی.
ما فقط در سیاستهای جهانی شکست نمیخوریم، بلکه بهوضوح در زمینههای مالی و نظامی نیز از تعهدات خود شانه خالی کردهایم.
دیگر نمیتوان پشت آمریکا پنهان شد
بر کسی پوشیده نیست که ایالات متحده، بهویژه در دوران ریاستجمهوری ترامپ، اشتباهات بزرگی در تعامل با متحدانش مرتکب شده است. اما این موضوع هیچگاه نمیتواند توجیهی برای ناتوانی راهبردی کشوری مانند کانادا باشد. برعکس، در جهانی که نظم لیبرال با تهدیداتی بیسابقه روبهرو است، کشورهایی مثل ما باید بیش از گذشته پیشقدم باشند، نه اینکه در حاشیه بایستند و تماشا کنند./ منبع



