آمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

ترامپ سناریوی جهانی را دگرگون می‌کند

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «ترامپ سناریوی جهانی را دگرگون می‌کند» به قلم والتر راسل مید (Walter Russell Mead) در وال استریت ژورنال  (Wall Street Journal) منتشر شده است. این مقاله رویدادها و راهبردهای هفته اخیر را از منظر تأثیرگذاری پررنگ دونالد ترامپ بر سیاست جهانی بررسی می‌کند. نویسنده معتقد است که ترامپ با اقدامات غیرمتعارف و نوآورانه، عرصه دیپلماسی را در اروپا و غرب آسیا به‌سود اهداف آمریکا تغییر داده، اما میزان موفقیت نهایی این رویکرد هنوز در هاله‌ای از ابهام است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


در روزهای اخیر، پهپادهای مشکوک روسیه پروازهای هوایی شمال اروپا را مختل کردند و مسکو حمله‌هایی بی‌سابقه به کی‌یف انجام داد. همزمان، شدت یافتن درگیری‌ها و دیپلماسی در غرب آسیا رخ داد؛ با این حال، ترامپ با رفتار غیرمرسوم خود، همچنان توجه رسانه‌ها و افکار عمومی جهان را به خود جلب کرد. در مسئله غزه، ترامپ به رهبران عرب وعده داد که اجازه نخواهد داد اسرائیل بخشی از کرانه باختری را ضمیمه کند و این موضع، مسیر جدیدی برای مذاکرات صلح و پایان جنگ گشود. درباره اوکراین، ترامپ با ارسال پیام‌هایی مبنی بر موضع ضدروسی قوی‌تر، اروپایی‌ها را به تشدید تحریم‌ها و ارسال سامانه‌های پیشرفته موشکی آمریکایی ترغیب کرد و محدودیت‌ها را برای حملات کی‌یف به عمق روسیه برداشت؛ این چرخش، نشانه‌ای از تغییر سیاست واشنگتن نسبت به رویکرد قبلی برای مصالحه با پوتین است.

این اقدامات، شیوه رایج ترامپ را نشان می‌دهد: با جذب توجه همگان، جایگاه خویش را در مرکز تحولات حفظ کرده، روایت‌ها را تغییر داده و رهبری قاطع خود را در برابر رفتار منفعل دیگر رهبران برجسته ساخته است؛ بی‌آنکه خود را متعهد به هزینه‌های سنگین کند. ترامپ توانست با حمایت قوی از اسرائیل، نتانیاهو را به کنار گذاشتن ایده الحاق سرزمین‌های فلسطینی و تماس با نخست‌وزیر قطر برای عذرخواهی بابت حملات هوایی متقاعد کند. همچنین طرح تازه‌ای برای صلح ارائه داد که اسرائیل، قوی‌ترین بازیگر منطقه پس از پیروزی‌ها در برابر ایران و نیروهای نیابتی‌اش، حاضر به پیروی از آن شده است.

اگرچه ترامپ ادعا دارد طرح‌اش می‌تواند به هزاران سال مناقشه غرب آسیا پایان دهد، اما موفقیت کامل آن امری خوش‌بینانه به‌نظر می‌رسد؛ در عین حال، جای انکار نیست که بیش از سایر سران دولت‌ها در مسیر حل بحران غزه پیش رفته است. ترامپ با تلفیق حمایت از اسرائیل و گوش فرادادن به رهبران عرب، دیپلماسی منطقه را تقویت و به ایجاد ثبات و توسعه اقتصادی کمک کرده است.

در موضوع اوکراین و روسیه نیز ترامپ با مانور سیاسی، مسیر دیپلماسی را تغییر داده، سیاست قبلی خود و دیگر رؤسای جمهور آمریکا را معترف به شکست دانسته و اکنون توپ را به زمین اروپایی‌ها انداخته است تا تحریم‌های سخت بر هند و چین بابت خرید نفت و گاز روسیه اعمال کنند. اگر اروپا انتظارات ترامپ را برآورده نکند، رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند آن‌ها را متهم به ضعف کند و خود را از مسئولیت رها کند.

نکته مهم آن است که این اقدامات هزینه‌ قابل توجهی برای ترامپ نداشته است؛ نه در غزه و نه در اروپا نیازی به اعزام نیرو یا صرف منابع مالی احساس نمی‌شود و دست رئیس‌جمهور برای انتخاب راهبردهای بعدی باز است. حرکات دیپلماتیک اخیر ترامپ در دو جبهه، نمونه‌ای از سیاست‌ورزی غیرمتعارف و دامنه‌دار اوست که با بهره‌گیری از نقش هژمونیک آمریکا در دو منطقه، هنوز نتیجه نهایی آن برای قدرت آمریکا مشخص نیست. جاه‌طلبی ترامپ برای تبدیل شدن به بزرگ‌ترین دولتمرد معاصر در دوره دوم ریاست‌جمهوری بیشتر نمایان شده و او چه‌بسا تأثیرات بیشتری از بسیاری از سیاست‌مداران مرسوم بر جهان گذاشته باشد. اما او برای فرارفتن از اخبار روز و رسیدن به جایگاه تاریخی، باید در مواجهه با چالش‌های بزرگ پیش‌روی قدرت آمریکا اقدامات مؤثرتری انجام دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا