ترامپ و افول نظم لیبرال بینالمللی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ و افول نظم لیبرال بینالمللی» به قلم آلفرد مککوی (Alfred McCoy) در «کامن دریمز» (Common Dreams) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی سیاست خارجی «اول آمریکا» در دوران دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، نشان میدهد که رویکرد او به فروپاشی نظم لیبرال بینالمللیِ پساجنگ جهانی دوم و تضعیف جایگاه ایالات متحده در نظام جهانی منجر میشود. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
دونالد ترامپ سیاست خارجی خود را در دومین دوره ریاستجمهوری (از ژانویه سال ۲۰۲۵) بر اصل «اول آمریکا» استوار کرده که نهتنها جایگاه بینالمللی ایالات متحده را متزلزل میسازد، بلکه نظم لیبرال بینالمللی را که ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم برپا کرده بود، بهطور ریشهای تضعیف میکند. در این رویکرد، ائتلافهایی مانند ناتو، تجارت آزاد بدون تعرفه و احترام به حاکمیت مطلق کشورها بهچالش کشیده میشوند؛ ترامپ در عرض چند ماه اعتبار ناتو را زیر سؤال برده، تعرفههای تنبیهی فزاینده وضع کرده و تهدید به مصادره قلمرو کشورها کرده است.
در عرصه ژئوپولیتیک، ترامپ بهجای حفظ ائتلافهای امنیتی کلاسیک، جهان را به سه بلوک منطقهای تقسیم میکند: روسیه بر اروپا، چین بر آسیا و آمریکا بر نیمکره غربی (شامل گرینلند، کانال پاناما و حتی ادعای الحاق کانادا). این استراتژی به قیمت کنار گذاشتن متحدان سنتی و بهوجود آوردن تنشهای جدی با قدرتهای بزرگ مانند چین تمام میشود.
نظام بینالمللی لیبرال که از سال ۱۹۴۵ شکل گرفت و سه ستون اساسی داشت: ائتلافهای همپیمانانه با جایگاه همسان برای متحدان، تجارت آزاد، و تضمین حاکمیت مساوی تمامی کشورها، هماکنون در معرض خرابکاری سیستماتیک قرار دارد. تضعیف ناتو، تعرفههای گسترده و تهدید به مصادره، بخشی از این روند هستند که نهتنها بر کشورهای جهان تأثیر دارد، بلکه جایگاه آینده آمریکا را نیز به مخاطره میاندازد. بهعنوان مثال، محروم ساختن آفریقا و آسیا از کمکهای آمریکا به علت قطع بودجهی آژانس بینالمللی توسعه، ممکن است به مرگ چهارده میلیون نفر منجر شود، و ملتهای شرق اروپا در معرض تهدید روسیه قرار بگیرند.
نظام لیبرال بینالمللی، نسخهای نوین از نظم جهانیای است که قدرتمندان بزرگ از قرن پانزدهم تاکنون در قالب امپراتوریها بنا نهادهاند؛ چارچوبی که علاوه بر قدرت نظامی و قدرت اقتصادی، بر نفوذ فرهنگی و ایدئولوژیک استوار بود. دولتهایی چون اسپانیا، بریتانیا و اتحاد شوروی نیز با ترکیبی از قدرت سخت و قدرت نرم (دین، زبان، رسانهها، نهادهای مدنی) نظم جهانی ساختند که بر روابط بین کشورها، قوانین داخلی، تجارت و فرهنگ تأثیر گذاشت. نظم لیبرال آمریکا در پس از سال ۱۹۴۵ از طریق تأسیس سازمان ملل متحد و حمایت از حقوق بشر، تجارت آزاد و توسعه اقتصادی، به این نقش ادامه داد.
اگر ترامپ نظام بینالمللی لیبرال را منهدم نکند، ایالات متحده ممکن است همچنان رهبری جهانی را در مواجهه با بحرانهایی چون تغییرات اقلیمی بر عهده گیرد. اما اکنون آمریکا عملاً این نقش را به چین واگذار کرده است؛ ضمن انکار تغییرات اقلیمی، جلوی توسعه انرژیهای جایگزین را گرفته و اقتصاد خود را بر پایه سوختهای فسیلی نگه داشته است، راهی که صنایعش را در بلندمدت غیررقابتی خواهد کرد. حتی اگر قدرت آمریکا کم شود، نظم لیبرال بینالمللی همچنان با تأکید بر حکمرانی چندجانبه، بازار باز و احترام به حقوق بشر و حاکمیت ادامه خواهد یافت؛ اما اقدامات ترامپ موجب تخریب بنیاد نهادهایی چون آژانس توسعه آمریکا و سازمان ملل شده است.
سرانجام، آیا آمریکا مسیر انگلیس را در بازنشانی کنترلشده طی خواهد کرد یا به رؤیای مارک تواین درباره فروپاشی درونی خواهد رسید؟ آینده را باید تاریخنگاران روشن کنند. در هر صورت، نطق اخیر ترامپ در سازمان ملل، در محکوم کردن علم تغییرات اقلیمی بهعنوان یک «کلاهبرداری سبز»، نشانی آشکار از تلاشی برای تضعیف رهبری آمریکا در عرصه جهانی است./ منبع



