آمریکانظام بین‌الملل و نهادها

چرخش ترامپ، حاشیۀ اقیانوس آرام را به کانون جابه‌جایی قدرت جهانی بدل می‌کند

راهبرد آمریکا در حال شتاب‌بخشیدن به جابه‌جایی ژئوپلیتیکی مرکز ثقل نفوذ از اقیانوس اطلس به اقیانوس آرام است؛ جایی که رقابت آمریکا و چین محرک اصلی آن به‌شمار می‌رود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرخش ترامپ، حاشیۀ اقیانوس آرام را به کانون جابه‌جایی قدرت جهانی بدل می‌کند» به قلم نینگ‌رونگ لیو (Ningrong Liu) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله به واکاوی راهبرد جدید امنیت ملی ایالات متحده می‌پردازد که در آن، واشنگتن با اتخاذ لحنی ملایم‌تر اما رویکردی عمل‌گرایانه‌تر، چین را از یک «رقیب راهبردی» به یک «رقیب اقتصادی» بازتعریف کرده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

سال ۲۰۲۶ با دو نشست سرنوشت‌ساز میان سران چین و آمریکا -ماه آوریل در پکن و ماه دسامبر در فلوریدا- آغاز می‌شود؛ دورانی که در آن دولت ترامپ برای تضمین پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، به‌دنبال ثباتی تاکتیکی در روابط با پکن است. راهبرد جدید امنیت ملی ترامپ با به‌رسمیت‌شناختن چین به‌عنوان یک رقیب «هم‌تراز»، تمرکز خود را از تقابل ایدئولوژیک به‌سمت «امنیت اقتصادی به‌مثابه امنیت ملی» تغییر داده است. این راهبرد که یادآور عقب‌نشینی راهبردی نیکسون در دهه ۱۹۷۰ است، به‌دنبال کاهش مداخله‌های نظامی غیرضروری و تمرکز بر بازسازی بنیان‌های اقتصادی آمریکا از طریق «جداسازی» (Decoupling) هدفمند در بخش‌های فناوری پیشرفته است. پکن نیز در واکنش، با بی‌تفاوتی نسبت به مفاهیمی نظیر «G2»، بر تقویت حاکمیت فناورانه خود پافشاری می‌کند.

در لایه دفاعی، پنتاگون در حال طراحی یک بازنگری ساختاری عظیم است که نفوذ جهانی را از اقیانوس اطلس به‌سمت اقیانوس آرام منتقل می‌کند. طرح ادغام فرماندهی‌های شمالی و جنوبی در قالب «فرماندهی قاره آمریکا» و تجمیع فرماندهی‌های اروپا، آفریقا و مرکزی تحت یک «فرماندهی بین‌المللی»، نشان‌دهنده احیای دکترین مونرو با هدفی جدید است: زدودن نفوذ چین از نیم‌کره غربی. در این میان، تنها «فرماندهی هند-آرام» بدون تغییر باقی مانده که تأکیدی بر اولویت مطلق این منطقه است. واشنگتن با پیشنهاد تشکیل گروه «C5» (شامل آمریکا، چین، روسیه، ژاپن و هند)، به‌دنبال ایجاد یک موازنه قدرت جدید است که در آن هند نقشی کلیدی در مهار چین ایفا کند، در حالی که متحدانی نظیر ژاپن و کره جنوبی تحت فشار قرار دارند تا مسئولیت بیشتری در دفاع از تایوان و دریای جنوبی چین بر عهده بگیرند.

پیامد نهایی این چرخش راهبردی، بسته‌شدن قطعی فصل «عصر اطلس» و طلوع «قرن آسیایی» است. دکترین ترامپ با تمرکز بر حاشیه اقیانوس آرام، عملاً به پنج قرن سلطه مسیرهای دریایی اروپا بر نظم جهانی پایان می‌دهد. در این نظم نوین، رقابت میان چین و آمریکا نه بر سر صدور دموکراسی، بلکه بر سر کنترل زنجیره‌های تأمین، زیرساخت‌های دیجیتال و برتری دریایی در اقیانوس آرام تعریف می‌شود. در حالی که واشنگتن تلاش می‌کند تا با ایجاد یک دیوار آتش در بخش‌های فناوری پیشرفته، استقلال اقتصادی خود را بازیابد، تاریخ به شکلی گریزناپذیر به‌سمت شرق سنگینی می‌کند. سال ۲۰۲۶ نه‌تنها سال دیپلماسی سران، بلکه سال تثبیت جابجایی بزرگ قدرت از آتلانتیک به پاسیفیک خواهد بود؛ تغییری که احتمالاً برای نیم قرن آینده، نقشه ژئوپلیتیک جهان را بازمهندسی خواهد کرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا