ترامپ واقعاً قصد داشت نفت ونزوئلا را بگیرد
ترامپ پس از تغییر قدرت در ونزوئلا، سیاست نفتی خود را بر منافع مستقیم آمریکا بنا کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ واقعاً قصد داشت نفت ونزوئلا را بگیرد» نوشته جاناتان چِیت (Jonathan Chait) در آتلانتیک (Atlantic)، به بررسی سیاست آمریکا در قبال ونزوئلا پس از برکناری نیکلاس مادورو میپردازد و توافق نفتی جدید را جلوهای از رویکرد منفعتمحور و کماعتنا به ملاحظات اخلاقی و دموکراتیک ارزیابی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
دونالد ترامپ در ژانویه، هنگام اعلام عملیات برای دستگیری نیکلاس مادورو، از خارجکردن «ثروت عظیمی» از زیر زمین ونزوئلا سخن گفته بود، اکنون تحولات بعدی نشان داده است که این اظهارات را میتوان بهعنوان نشانهای از جهتگیری واقعی سیاست آمریکا در قبال منابع نفتی این کشور تلقی کرد. دولت ترامپ هفته گذشته از توافقی برای توسعه ذخایر نفت ونزوئلا خبر داد، توافقی که در روایت ارائهشده، بیش از آنکه یک قرارداد متعارف اقتصادی باشد، نتیجه فشار سیاسی و نظامی واشنگتن بر کاراکاس توصیف میشود.
اهمیت این تحول در آن است که نفت، از ابتدا در محاسبات راهبردی آمریکا درباره ونزوئلا جایگاه ویژهای داشته است. پس از عملیات علیه مادورو، دولت آمریکا عملاً در موقعیتی قرار گرفت که میتوانست درباره آینده منابع انرژی ونزوئلا نقش تعیینکنندهای ایفا کند. ترامپ نیز در شبکه اجتماعی خود نفت ونزوئلا را «هدیهای از ونزوئلا به مردم آمریکا» توصیف کرده است تعبیری که مرز میان همکاری اقتصادی، بهرهبرداری از منابع خارجی و انتقال منافع اقتصادی به آمریکا را بهشدت مبهم میکند.
تحولات سیاسی ونزوئلا نیز بر مناقشه درباره مشروعیت این ترتیبات افزوده است. پس از برکناری مادورو، دولت آمریکا دلسی رودریگز را در رأس ساختار سیاسی ونزوئلا قرار داد. در چنین شرایطی، تصمیمهای مربوط به منابع نفتی کشور نه از مسیر یک دولت منتخب و نه از طریق همهپرسی عمومی اتخاذ شدهاند. بنابراین، مسئله صرفاً مالکیت یا توسعه میادین نفتی نیست بلکه پرسش اصلی به مشروعیت سیاسی تصمیمگیری درباره ثروت ملی ونزوئلا بازمیگردد.
این وضعیت تصویری متفاوت از سیاست خارجی آمریکا ارائه میدهد سیاستی که در آن منافع مادی و راهبردی واشنگتن میتواند بر ملاحظات دموکراتیک، حاکمیت ملی و هنجارهای بینالمللی اولویت پیدا کند. در این چارچوب، تغییر حکومت ونزوئلا صرفاً یک تحول سیاسی نیست، بلکه میتواند به بازتنظیم مناسبات اقتصادی و انرژی این کشور به نفع آمریکا منجر شود.
پیامد گستردهتر این رویکرد، تغییر در برداشت سایر کشورها از نحوه استفاده واشنگتن از قدرت است. اگر منابع طبیعی یک کشور پس از مداخله نظامی و تغییر حکومت در معرض بهرهبرداری خارجی قرار گیرد، این تصور تقویت میشود که سیاست خارجی آمریکا بیش از گذشته بر قدرت، معامله و منافع مستقیم استوار شده است. در نتیجه، پرونده ونزوئلا میتواند به نمونهای شاخص از پیوند میان مداخله سیاسی، انرژی و سیاست خارجی منفعتمحور آمریکا تبدیل شود./ منبع



