افسران نظامی دیگر نمیتوانند از این موضوع چشمپوشی کنند
فرماندهان ارتش آمریکا باید در برابر اقدامات غیرمتعارف دولت ترامپ مسئولیت حرفهای و قانونی خود را جدی بگیرند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشی با عنوان «افسران نظامی دیگر نمیتوانند از این موضوع چشمپوشی کنند» نوشته فرانک کندال (Frank Kendall)، وزیر نیروی هوایی دولت بایدن، در نیویورک تایمز (New York Times)، نقش فرماندهان ارشد نظامی آمریکا در قبال تصمیمهای دولت ترامپ را بررسی میکند و هشدار میدهد که تفکیک کامل میان امکان اجرای یک دستور و مسئولیت درباره ضرورت و مشروعیت آن، میتواند به تضعیف پاسخگویی نظامی و افزایش مخاطرات برای دموکراسی منجر شود. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
بحث درباره نقش ارتش آمریکا در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ وارد مرحلهای حساس شده است، مرحلهای که در آن فرماندهان ارشد نظامی با این پرسش روبهرو هستند که حدود مسئولیت حرفهای آنان در برابر تصمیمهای بحثبرانگیز دولت تا کجاست. در یک مراسم بازنشستگی نظامی، فضای حاکم بر جمعی از فرماندهان ارشد چنان عادی توصیف شده که گویی هیچ تحول غیرمعمولی در ساختار سیاسی و نظامی کشور رخ نداده است. این وضعیت نشانه نوعی تلاش سازمانی برای عادیسازی شرایطی است که از منظر برخی ناظران، با هنجارهای معمول حکمرانی آمریکا فاصله گرفته است.
یکی از مهمترین استدلالهای مطرحشده از سوی فرماندهان نظامی، تفکیک میان دو پرسش «آیا ارتش میتواند کاری را انجام دهد؟» و «آیا ارتش باید آن کار را انجام دهد؟» است. بر اساس این نگاه، تشخیص امکان عملیاتی اجرای یک اقدام در حوزه مسئولیت نظامیان قرار دارد، اما تعیین ضرورت و مطلوبیت آن تصمیمی سیاسی است که به مقامهای غیرنظامی واگذار میشود.
بااینحال، چنین تفکیکی در شرایطی که تصمیمهای اجرایی میتوانند پیامدهای حقوقی، اخلاقی و نهادی جدی داشته باشند، کافی تلقی نمیشود. فرماندهان ارشد نظامی صرفاً مجری دستورات نیستند و در برابر نحوه استفاده از نیروهای مسلح نیز مسئولیتهایی حرفهای دارند. بهویژه زمانی که اقدامات موردنظر با اصول حقوقی، سنتهای نظامی یا سازوکارهای قانونی استفاده از قدرت نظامی در تعارض قرار گیرند، سکوت نمیتواند لزوماً بهعنوان بیطرفی حرفهای تلقی شود.
در دوره اخیر، نیروهای نظامی آمریکا در اقداماتی درگیر شدهاند که شامل کشتارهای فراقضایی افراد متهم به قاچاق مواد مخدر در دریا، عملیات علیه رهبران سیاسی خارجی و دستگیری یک رئیس دولت بوده است. همچنین جنگی آغاز شده که بدون طیشدن روند معمول اخذ مجوز از کنگره انجام گرفته است. استقرار نیروهای گارد ملی در شهرهای تحت مدیریت دموکراتها، بدون درخواست یا رضایت مقامهای محلی، نیز نگرانیهای بیشتری درباره حدود استفاده از قدرت فدرال و نقش نیروهای نظامی در مسائل داخلی ایجاد کرده است.
در سطح نیروهای پایینتر، نگرانی خصوصی درباره این تحولات وجود دارد، اما ترس از پیامدهای شغلی مانع اعتراض علنی شده است. نگرانی از برکناری، تنزل رتبه، بازنشستگی اجباری یا حذف از فهرست ارتقا میتواند سکوت سازمانی را تقویت کند. در نتیجه، مسئله اصلی فقط تصمیمهای یک دولت نیست، بلکه خطر شکلگیری فرهنگی است که در آن حفظ موقعیت حرفهای بر مسئولیت نهادی و دفاع از قواعد دموکراتیک غلبه کند.
چالش پیشرو برای ارتش آمریکا، حفظ اصل کنترل غیرنظامی بر نیروهای مسلح بدون تبدیلشدن این اصل به توجیهی برای چشمپوشی از دستورات غیرقانونی یا غیرقابلقبول است. اگر فرماندهان نتوانند میان اطاعت مشروع و مسئولیت حرفهای تمایز قائل شوند، تضعیف سازوکارهای نظارت بر قدرت نظامی میتواند به یکی از جدیترین تهدیدهای نهادی برای دموکراسی آمریکا تبدیل شود./ منبع



