معاملهگری غیراخلاقی ترامپ با روسیه یا چین کارساز نخواهد بود
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «معاملهگری غیراخلاقی ترامپ با روسیه یا چین کارساز نخواهد بود» به قلم روایرید ج. براون (Ruairidh J. Brown) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله رویکرد دیپلماتیک ترامپ -مبتنی بر معاملهگری غیراخلاقی و فشار حداکثری بهمنظور کسب بهترین سود برای آمریکا- را بررسی میکند و استدلال میکند که این روش، هرچند در غرب آسیا موقتاً موفق بوده، اما در قبال روسیه و چین -بهدلیل نادیده گرفتن ارزشهای ذاتی دیدگاههای آنها- ناکام خواهد ماند و ممکن است به درگیریهای بیشتر منجر شود. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اجلاس صلح غزه گفت «تمام عمرم معامله کردم» و افزود: «شاید این بزرگترین معامله همه عمرم باشد». ترامپ خود را بهعنوان بزرگترین معاملهگر جهان معرفی کرده است؛ تصویری که از دوران تاجربودنش ریشه گرفته و اکنون پایه شهرت دیپلماتیک اوست. آتشبس غزه را بهعنوان دستاورد خود در اوج توصیف میکند: «ما آنچه همه میگفتند غیرممکن است را ممکن کردیم و سرانجام صلح در غرب آسیا داریم». حالا ترامپ میخواهد این موفقیت را با پایان دادن به تهاجم روسیه به اوکراین پشت سر بگذارد. تنها سه روز پس از سخنرانی در شرمالشیخ، اعلام کرد با ولادیمیر پوتین در بوداپست دیدار میکند تا اوضاع اوکراین را حل کند: «باید این یکی را هم تمام کنیم». اما آیا راهبرد غرب آسیا در مورد روسیه هم کار میکند؟ آیا در قبال چین -بزرگترین رقیب ژئوپلیتیک آمریکا- موفق خواهد بود؟
رویکرد دیپلماتیک ترامپ بازتاب دیدگاه «اول آمریکا» است. استثناگرایی آمریکایی -که آمریکا را موظف به دفاع از آزادی و دموکراسی جهانی میدانست- با ذهنیت تجاری غیراخلاقی جایگزین شده، که مسائل را بر اساس سود تجمعی میسنجد و ارزش ذاتی را نادیده میگیرد. این روش، ترامپ را از بند «مولفههای غیرقابل مذاکرهساز از حیث اخلاق» آزاد میکند و فشار حداکثری را برای پذیرش معاملهاش ممکن میسازد.
در مورد ایران، برجام را «بدترین معامله» خواند و با خروج از آن، تهران را به معاملهای بهنفع آمریکا واداشت، حتی با تهدید به زور: «معامله را بپذیر یا عواقبش را ببین». اما ترامپ همزمان اسرائیل را هم تحت فشار گذاشت؛ وقتی اسرائیل در آستانه نقض آتشبس با ایران بود، ترامپ در رسانههای اجتماعی خشمگینانه دستور داد هواپیماهایشان برگردند.
رویکرد ترامپ به درگیری اسرائیل-فلسطین نیز تجاری و غیراخلاقی است. پس از حملات روز ۷ اکتبر، ترامپ از محکومیت اخلاقی اجتناب کرد و حزبالله را «بسیار باهوش» و یوآو گالانت، وزیر دفاع وقت اسرائیل، را «احمق» خواند -رویکردی در تضاد با جو بایدن که حملات را «شر خالص» مینامید. ترامپ حتی یک مشاور املاک را بهعنوان فرستاده ویژه غرب آسیا منصوب کرد و پیشنهاد داد غزه را به «ریویرای غرب آسیا» تبدیل کنند. نقطه عطف دیپلماتیک، شکست حمله موشکی اسرائیل به رهبری حماس در دوحه بود که منافع نظامی و تجاری آمریکا را تهدید میکرد. ترامپ نتانیاهو را تحت فشار گذاشت و گفت: «اگر معاملهام را نپذیری، ما از تو دست میکشیم». برخلاف تعهد بایدن به اسرائیل، حمایت ترامپ مشروط به «بهترین معامله» است.
این رویکرد با روسیه با چالش فوری روبروست. جنبش «بازگرداندن بزرگی آمریکا» ترامپ نسبت به اوکراین کارکردی خصمانه دارد، چرا که بایدن کمکهای زیادی به کییف کرد. حمایت از اوکراین اکنون بهنظر خیانت به موضع قبلی ترامپ میرسد، اما او تهدید به ارسال موشکهای تاماهاوک به کییف را برای کشاندن پوتین به میز مذاکره مفید میداند. ترامپ در بازی دوسطحی گیر افتاده است: پیروزی در عرصه بینالمللی با فشار بر پوتین، بدون از دست دادن حمایت داخلی. در درگیری اسرائیل-ایران نیز، برخی حامیان ترامپ خشمگین بودند که او آنها را به جنگ دیگری میکشاند. آتشبس سریع بدون هزینه برای آمریکا، یک پیروزی تمیز به این کشور داد، اما فشار بر پوتین اجازه پیروزی سریع نمیدهد.
ترامپ و پوتین به زبانهای فلسفی متفاوتی سخن میگویند. ترامپ به تبادل مادی غیراخلاقی اعتقاد دارد؛ پوتین به امنیت وجودی و هویتی روسیه. مسکو گسترش سرمایهداری لیبرال را تهدیدی برای تمدن منحصربهفرد روسیه میبیند. معاملهگری مادی ترامپ این نگرانی را برطرف نمیکند. پذیرش صلح تحمیلی ترامپ، ضربهای به ادعاهای تمدنی روسیه است.
فشار بر پکن -با توجه به تابآوری اقتصاد چین در برابر تعرفههای آمریکا- حتی دشوارتر است. اما ترامپ بهتازگی از تایوان بهعنوان اهرم سخن گفته است: در سال ۲۰۱۶، او علناً با کارت رد سیاست «یک چین واحد» و حمایت از استقلال تایوان برای فشار بر پکن بازی کرد. اما تایوان برای پکن غیرقابل مذاکره است؛ اتحاد مجدد، لازمه احیای ملی است. استفاده از کارت تایوان، ترامپ را بهعنوان امپریالیستی جلوه میدهد که فارغ از نیت تجاریاش، از احیای چین جلوگیری میکند. این خطر مرکزی رویکرد ترامپ است: نادیده گرفتن ارزش ذاتی دیدگاههای دیگران، به سوءتفاهم و درگیری منجر میشود.
این محدودیتها توافق را رد نمیکنند، اما افراط معاملهگری ترامپ آن را مهار میکند. ترامپ باید بپذیرد همه چیز قابلمعامله نیست. حتی اگر در دیدگاه خودش ارزش ذاتی وجود نداشته باشد، باید آن را در دیدگاههای دیگران بهرسمیت بشناسد تا بتواند با روسیه و چین پیش برود./ منبع



