ستایش از خود و انکار واقعیت؛ روایت ترامپ از آمریکا در سال ۲۰۲۵
روایت رئیسجمهور آمریکا از وضعیت کشور، فاصلهای معنادار با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی نشان میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ستایش از خود و انکار واقعیت؛ روایت ترامپ از آمریکا در سال ۲۰۲۵» نوشته هارولد مایرسون (Harold Meyerson) در امریکن پراسپکت (American Prospect) منتشر شده است. این یادداشت با نگاهی انتقادی و تحلیلی به سخنرانی دونالد ترامپ درباره نخستین سال بازگشتش به کاخ سفید میپردازد و نشان میدهد چگونه او با بزرگنمایی دستاوردها، حمله به رقبای سیاسی و نادیده گرفتن واقعیتهای عینی، تصویری دوگانه و اغراقآمیز از وضعیت آمریکا ترسیم میکند و این رویکرد چه پیامدهای سیاسی برای آینده دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ خطاب به ملت آمریکا با شتابی غیرمعمول و لحنی سرد ایراد شد، بهگونهای که این تصور را ایجاد میکرد که او تمایل چندانی به حضور در این موقعیت ندارد و صرفاً به انجام یک وظیفه تشریفاتی تن داده است. این احتمال مطرح میشود که انتشار خبرهای تازه درباره رئیس دفتر جدید او، سوزی وایلز و توصیه اطرافیان باعث شده باشد که او ناچار به ارائه توضیحی درباره نخستین سال بازگشتش به کاخ سفید شود. با این حال، بخش قابلتوجهی از سخنان او نه به تشریح عملکرد خود، بلکه به حمله و انتقاد تند از جو بایدن اختصاص یافت، امری که با الگوی رفتاری همیشگی او همخوانی داشت. هرچند ستایش از خود نیز جایگاه پررنگی در این سخنرانی داشت، اما تخریب رقیب سیاسی سهم بیشتری را به خود اختصاص داد.
در بخشهایی که به توصیف دستاوردهای خود میپرداخت، تصویری از آمریکا ترسیم شد که برای بخش بزرگی از جامعه قابل شناسایی نبود. کشور در این روایت، در بهترین وضعیت تاریخی خود قرار داشت، اقتصادی بیسابقه از نظر ایجاد شغل داشت و جایگاه بینالمللی آن بیش از هر زمان دیگری مورد احترام بود. این تصویر چنان یکدست و اغراقآمیز ارائه شد که این پرسش را برمیانگیخت آیا گوینده خود نیز به آن باور دارد یا نتیجه فضایی است که در آن اطلاعات فیلترشده و تأییدکننده به او منتقل میشود. در این چارچوب، نبود شواهد مشخص و دادههای قابل راستیآزمایی با سیلی از صفات کلی و شعارهای بزرگ جایگزین شد.
در توصیف وضعیت کشور، عباراتی مانند «شگفتانگیز»، «بزرگترین در تاریخ» و «بیسابقه در جهان» بارها تکرار شد. هر مشکلی که همچنان باقی مانده بود، بهطور کامل به دولت پیشین نسبت داده شد. دوران ریاستجمهوری بایدن در این روایت، بدترین دوره تاریخ آمریکا معرفی شد، بدتر از رکود بزرگ اقتصادی و حتی جنگ داخلی. این نگاه، جهانی را تصویر میکرد که در آن هیچ حد میانهای وجود ندارد و همهچیز یا در نهایت تاریکی است یا در اوج روشنایی. چنین دوگانهسازی شدیدی، ویژگی ثابت این نوع روایت بود.
در کنار محتوای سخنان، ظاهر ترامپ نیز مورد توجه قرار گرفت. رنگ چهره او بیش از گذشته به نارنجی میزد و موهایش نقرهایتر از معمول به نظر میرسید. این تغییرات ظاهری میتوانست نشانهای از گذر زمان یا ساعات طولانی صرفشده در زمین گلف باشد، هرچند در اینباره اظهارنظر قطعی ممکن نبود. این توصیف، بخشی از فضاسازی کلی سخنرانی را شکل میداد که ترکیبی از خودنمایی، اغراق و فاصله گرفتن از واقعیتهای ملموس بود.
الگوی رفتاری ترامپ در عرصه سیاست بار دیگر برجسته شد. او زمانی که خارج از قدرت قرار دارد، بهعنوان یک چهره معترض و مهاجم، قادر است رأیدهندگان ناراضی و کممشارکت را به صحنه بیاورد و به موفقیت جمهوریخواهان کمک کند. اما هنگامی که در مقام ریاستجمهوری قرار میگیرد و مسئولیت اداره امور را بر عهده دارد، همان سبک رفتاری موجب بسیج رأیدهندگانی میشود که از شیوه حکمرانی او ناخشنودند. تجربه انتخابات گذشته نشان داده است که این تفاوت نقش، تأثیر مستقیمی بر نتایج انتخاباتی دارد. اکنون که او دوباره در قدرت است، همین واقعیت بهعنوان یک مزیت بالقوه برای دموکراتها در انتخابات پیش رو مطرح میشود و میتواند معادلات سیاسی سال آینده را تحت تأثیر قرار دهد./ منبع



