اقدامات ایالات متحده مهمتر از راهبرد جدید آن است
راهبرد امنیت ملی جدید ترامپ با تمرکز بر اولویتهای محدود، بیش از آنکه نقشه راه برای سیاستگذاری باشد، بازتابی از دیدگاههای شخصی اوست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «اقدامات ایالات متحده مهمتر از راهبرد جدید آن است» به قلم لوک کافی (Luke Coffey) در اندیشکده هادسون (Hudson) منتشر شده است. این مقاله به واکاوی سند راهبرد امنیت ملی دولت دوم ترامپ پرداخته و با اشاره به غیبت موضوعات کلیدی نظیر روسیه و افغانستان، تأکید میکند که در این دوره، کنشهای شخصی ترامپ بسیار تعیینکنندهتر از اسناد مکتوب رسمی خواهد بود. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دولت دوم ترامپ در نخستین سال فعالیت خود، سند راهبرد امنیت ملی را به شکلی غیرمنتظره و بدون تشریفات معمول منتشر کرد. برخلاف سنتهای گذشته که رؤسایجمهور با سخنرانیهای کلیدی از این اسناد برای تبیین چشمانداز خود استفاده میکردند، این متن ۳۳ صفحهای بی سروصدا در وبسایت کاخ سفید قرار گرفت. این راهبرد با تمرکزی محدود، تنها بر چهار منطقه نیمکره غربی، اروپا، غرب آسیا و سایر نقاط آسیا تمرکز کرده و بخش مربوط به آفریقا در آن بسیار ناچیز است. نکته چالشبرانگیز در بخش اروپا، عدم معرفی روسیه بهعنوان رقیب یا دشمن است که انحراف آشکاری از راهبرد سال ۲۰۱۸ ترامپ محسوب میشود. در مقابل، حفاظت از میهن و امنیت نیمکره غربی بهعنوان اولویت نخست دولت معرفی شده است.
بررسی دقیق این سند نشاندهنده نادیدهگرفتهشدن بخشهای راهبردی مهمی است که پیش از این در کانون توجه بودهاند. با وجود تلاشهای دیپلماتیک ترامپ برای میانجیگری میان ارمنستان و آذربایجان و میزبانی از رهبران آسیای مرکزی در قالب C5+1، هیچ نامی از قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی در این سند دیده نمیشود؛ مناطقی که پل ارتباطی اروپا و آسیا هستند. همچنین قطب شمال بهعنوان بخشی از امنیت نیمکره غربی کاملاً نادیده گرفته شده است، در حالی که ترامپ پیشتر مواضع تندی درباره گرینلند اتخاذ کرده بود. این خلأها نشان میدهد که راهبرد مکتوب با واقعیات دیپلماتیک و اولویتهای میدانی دولت همخوانی کاملی ندارد.
علاوه بر این، برای نخستین بار در ۳۰ سال گذشته، نامی از افغانستان در راهبرد امنیت ملی آمریکا نیامده است؛ گویی دو دهه سرمایهگذاری و جنگ در این کشور به فراموشی سپرده شده است. موضوع مبارزه با تروریسم نیز که همواره از دغدغههای اصلی مردم آمریکا بوده، در این سند تنها در حاشیه «تروریسم ناشی از قاچاق مواد مخدر» در نیمکره غربی مطرح شده است. این در حالی است که در دوره نخست ترامپ، تروریسم فراملی جایگاه ویژهای در اسناد راهبردی داشت. این تغییرات نشاندهنده رویکردی است که اولویتهای خود را صرفاً بر اساس تهدیدات مستقیم علیه مرزهای فیزیکی ایالات متحده بازتعریف کرده است. در نهایت، اسناد راهبرد امنیت ملی بیش از آنکه نقشه راهی دقیق برای سیاستگذاران باشند، ابزارهای روابط عمومی برای ابلاغ اولویتهای کلی به عموم هستند. با توجه به تعدد مراکز قدرت در واشنگتن، از پنتاگون و جامعه اطلاعاتی تا کنگره، این اسناد بهندرت فرآیند واقعی سیاستگذاری را هدایت میکنند. تجربه دوره نخست ترامپ ثابت کرد که آنچه در نهایت اهمیت دارد، نه متن این اسناد، بلکه تصمیمات لحظهای و کنشهای شخصی رئیسجمهور است. بنابراین، برای درک جهتگیری واقعی آمریکا در جهان، باید بهجای تحلیل کاغذهای رسمی، به اقدامات و انتخابهای مستقیم دونالد ترامپ چشم دوخت./ منبع



