تنشهای لفظی اخیر میان رهبران آمریکا و اسرائیل ریشهای تاریخی در روابط دو متحد دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دوستی ایالات متحده و اسرائیل موضوع جدیدی نیست» نوشته فردریک جی. فرومر (Frederic J. Frommer) در دیسپچ (Dispatch) منتشر شده است. این یادداشت به این موضوع میپردازد که اصطکاکها و تنشهای لفظی اخیر میان رؤسای جمهور آمریکا و نخستوزیر اسرائیل برخلاف تصور عموم، پدیدهای بیسابقه نبوده و واجد ریشهها و نمونههای متعدد تاریخی در طول دهههای گذشته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
روابط راهبردی میان ایالات متحده آمریکا و اسرائیل همواره به عنوان یکی از پایدارترین اتحادهای ژئوپلیتیک در جهان شناخته شده است، اما این پیوند عمیق هرگز به معنای همپوشانی کامل مواضع یا نبود اختلافات جدی میان رهبران دو کشور نبوده است. بروز تنشهای شدید مکرر و حتی مواضع تند مقامات کاخ سفید علیه رفتارهای نظامی و سیاسی تلآویو، پدیدهای کاملاً مسبوق به سابقه است. در جدیدترین نمونه از این دست اصطکاکها، گزارشهای منتشره نشان میدهند که در پی حملات گسترده نظامی اسرائیل به خاک لبنان، مقامات ارشد واشنگتن بهشدت ابراز ناامیدی کردهاند. این نگرانیها تا جایی پیش رفته است که رئیسجمهور آمریکا در اظهاراتی تند، برآوردها و تصمیمات نخستوزیر اسرائیل را مورد بازخواست قرار داده و ابراز عقیده کرده است که اینگونه اقدامات تهاجمی و یکجانبه میتواند بستر توافق صلح نوپا با ایران را به طور کامل نابود کند و زحمات دیپلماتیک واشنگتن را به باد دهد.
اگرچه این سطح از تقابل لفظی در فضای رسانهای معاصر ممکن است نشانهای از فروپاشی احتمالی یا تغییر بنیادین در روابط دوجانبه به نظر برسد، اما نگاهی به تاریخ نشان میدهد که دو کشور بارها بحرانهای مشابهی را تجربه کردهاند. از زمان تأسیس اسرائیل، رؤسای جمهور مختلف آمریکا اعم از دموکرات و جمهوریخواه، در مقاطع کلیدی به دلیل به خطر افتادن منافع کلان ایالات متحده در خاورمیانه یا هراس از برافروخته شدن یک جنگ منطقهای مهارناپذیر، در برابر تصمیمات تلآویو ایستادگی کردهاند. این اختلافات معمولاً زمانی اوج میگیرد که اسرائیل مایل است برای تأمین امنیت مطلق خود دست به اقدامات پیشدستانه یا تلافیجویانه گسترده بزند، در حالی که واشنگتن به دنبال مدیریت کلان بحران و حفظ کانالهای دیپلماتیک با سایر بازیگران منطقهای است.
با وجود این پیشینه، وضعیت کنونی واجد یک ابهام راهبردی جدید است که تفاوت قابلتوجهی با گذشته دارد. در دورههای پیشین، حتی در اوج اختلافات میان رهبران دو کشور، چتر حمایتی نهادهای قانونگذاری آمریکا نظیر کنگره از امنیت اسرائیل همواره بدون تزلزل و فراتر از تفاوتهای حزبی باقی میماند. اما در فضای سیاسی امروز، به وضوح مشخص نیست که آیا در صورت تشدید بحران و به خطر افتادن جدی منافع این متحد سنتی، کنگره آمریکا همچنان تمایل و اجماع لازم را برای دفاع همهجانبه و بیقیدوشرط از اقدامات اسرائیل خواهد داشت یا خیر. این تردیدها بازتابدهنده تغییرات عمیقتر در اولویتهای سیاست خارجی آمریکا و خستگی مفرط افکار عمومی و نخبگان سیاسی از جنگهای بیپایان در منطقه خاورمیانه است که میتواند در بلندمدت نحوه مدیریت بحرانها را میان این دو متحد دگرگون سازد./منبع



