آمریکانظام بین‌الملل و نهادها

آمریکا در مسیر لغزش به سوی جنگ با چین است

سوءبرداشت‌های تاریخی آمریکا از چین می‌تواند تنش‌های کنونی دو کشور را به رویارویی خطرناکی سوق دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آمریکا در مسیر لغزش به سوی جنگ با چین است» نوشته رابرت دی. کاپلان (Robert D. Kaplan) در نیویورک‌تایمز (The New York Times) است که با مرور خطاهای تاریخی واشنگتن در شناخت چین، نسبت به تکرار محاسبات نادرست در روابط کنونی دو قدرت هشدار می‌دهد و بر ضرورت مدیریت دقیق رقابت و پرهیز از برداشت‌های ساده‌انگارانه از توان و اهداف پکن تأکید دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

روابط آمریکا و چین در آستانه دیدار دونالد ترامپ و شی جین پینگ در شرایطی حساس قرار دارد؛ شرایطی که در آن، سابقه طولانی سوءبرداشت‌های واشنگتن از چین می‌تواند برای سیاست خارجی امروز آمریکا اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که آمریکا در دوره‌های مختلف، توان، ماهیت سیاسی و ظرفیت اثرگذاری چین را به‌درستی ارزیابی نکرده و برخی از این خطاها پیامدهای گسترده‌ای برای سیاست خارجی آمریکا داشته‌اند.

در جریان جنگ جهانی دوم، آمریکا از دولت چیانگ کای‌شک در برابر ژاپن حمایت کرد و واشنگتن انتظار داشت چین پس از جنگ یکی از قدرت‌های اصلی جهان باشد. اما پیروزی کمونیست‌ها به رهبری مائو زدونگ در جنگ داخلی ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹، آمریکا را غافلگیر کرد. این تحول به شکل‌گیری بحث معروف «چه کسی چین را از دست داد؟» انجامید و برخی مقام‌های وزارت خارجه آمریکا مسئول این شکست معرفی شدند. در این برداشت، قدرت واشنگتن برای جلوگیری از پیروزی کمونیست‌ها بیش از اندازه برآورد شده بود.

با این حال، بخشی از دیپلمات‌های آمریکایی نیز در ارزیابی ماهیت حکومت مائو دچار خطا شدند. آنان که شناخت نزدیکی از اقتدارگرایی دولت چیانگ کای‌شک داشتند، در سفرهای محدود و کنترل‌شده خود به مناطق تحت کنترل کمونیست‌ها، انضباط و سازمان‌یافتگی آنان را مشاهده کردند و نتوانستند ماهیت تمامیت‌خواهانه حکومت آینده مائو را به‌درستی تشخیص دهند. این خطای تحلیلی در ادامه به یکی از نقاط ضعف مهم دستگاه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد.

پاک‌سازی کارشناسان چین در وزارت خارجه در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نیز پیامدهایی فراتر از پرونده چین داشت. با کنار رفتن بخشی از متخصصان منطقه آسیا، در جریان شکل‌گیری سیاست آمریکا در ویتنام، هشدارهای تخصصی درباره ماهیت جنگ‌های چریکی و پیچیدگی‌های سیاسی منطقه کمتر مورد توجه قرار گرفت. از این منظر، میان مناقشه «چه کسی چین را از دست داد؟» و برخی خطاهای سیاست آمریکا در ویتنام پیوند تاریخی برقرار شد.

چرخش مهم بعدی در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر روابط آمریکا و چین را گسترش دادند. چین از تهدیدی ایدئولوژیک به ابزاری ژئوپلیتیکی در برابر اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد و این رویکرد تا پایان دهه ۱۹۸۰ ادامه یافت. سرکوب میدان تیان‌آن‌من در سال ۱۹۸۹ و پایان جنگ سرد، نگاه آمریکا به چین را بار دیگر تغییر داد و پکن هم‌زمان به رقیبی سیاسی و قدرتی با اهمیت ژئوپلیتیکی تبدیل شد.

در شرایط کنونی، خطر اصلی در تکرار همان الگوی تاریخی نهفته است: تعریف ساده‌شده از چین، برآورد بیش از حد توان آمریکا یا تصور اینکه فشار واشنگتن می‌تواند رفتار پکن را به‌سادگی تغییر دهد. مدیریت رقابت آمریکا و چین نیازمند شناخت دقیق‌تر منافع، ظرفیت‌ها و محدودیت‌های هر دو طرف است. در غیر این صورت، مجموعه‌ای از محاسبات نادرست می‌تواند رقابت ژئوپلیتیکی را به بحران و رویارویی مستقیم نزدیک کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا