آمادگی جنگی آمریکا برای مقابله همزمان با چین و روسیه؛ راهبرد دوجبههای جدید
آمریکا باید از جهت سیاسی و لجستیکی برای مبارزهای طولانی و فرسایشی با قدرتهای بزرگ آماده شود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آمادگی جنگی؛ راهبردی دوجبههای برای مقابله با چین و روسیه» نوشته ست جی. جونز (Seth G. Jones) و سیموس پی. دنیلز (Seamus P. Daniels) در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (Center for Strategic and International Studies) منتشر شده است. آمریکا و متحدانش با محیط امنیتی جدیدی مواجهاند که در آن فشار همزمان چین و روسیه، واشنگتن را به سمت آمادگی برای مدیریت و بازدارندگی دو جنگ عمده در اروپا و هند-آرام سوق میدهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
محیط امنیتی کنونی ناشی از همگرایی فزاینده و پایدار میان چین و روسیه توصیف میشود؛ وضعیتی که آمریکا و متحدانش را با چالشی ساختاری و همزمان در اروپا و منطقه هند-اقیانوس آرام روبهرو کرده است. در این چارچوب، فرض اصلی آن است که واشنگتن دیگر نمیتواند بحرانها را بهصورت جداگانه یا منطقهای مدیریت کند، بلکه باید خود را برای احتمال وقوع همزمان درگیریهای بزرگ آماده سازد. چین تحت رهبری شی جینپینگ در حال آمادهسازی توانمندیهای نظامی و عملیاتی لازم برای استفاده احتمالی از زور علیه تایوان است و سال ۲۰۲۷ بیشتر بهعنوان نقطه آمادگی نظامی مطرح میشود تا زمان قطعی تصمیمگیری برای جنگ. همزمان، روسیه علاوه بر ادامه جنگ در اوکراین، فعالیتهای ترکیبی گستردهای را در اروپا دنبال میکند که شامل خرابکاری، ترور، بمبگذاری و اقدامات سیاسی برای تضعیف انسجام ناتو و اتحادیه اروپا است.
این وضعیت نه مجموعهای از بحرانهای جداگانه، بلکه یک محیط راهبردی بههمپیوسته است که در آن دو قدرت تجدیدنظرطلب میتوانند با هماهنگی یا فشار موازی، ظرفیت نظامی، اقتصادی و صنعتی آمریکا را تحت فشار قرار دهند. ادامه این روند ممکن است به فرسایش تدریجی قدرت جهانی آمریکا منجر شود، مگر آنکه سیاست دفاعی این کشور با شرایط جدید سازگار شود.
راهبرد پیشنهادی بر مبنای «تعامل انعطافپذیر» و الگوی برنامهریزی برای دو جنگ همزمان طراحی شده است. این الگو فرض میکند که آمریکا باید هم توان بازدارندگی همزمان در چند جبهه و هم توان جنگیدن و پیروزی در صورت شکست بازدارندگی را داشته باشد. برخلاف چارچوبهای دفاعی پیشین که بر یک جبهه اصلی تمرکز داشتند، این رویکرد مدیریت همزمان بحرانهای شدید در اروپا و هند-اقیانوس آرام را در بر میگیرد. در این میان، منطقه هند-اقیانوس آرام بهدلیل ابعاد چالش چین و پیامدهای احتمالی جنگ بر سر تایوان در اولویت قرار دارد، اما اروپا نیز بهسبب تهدید مداوم روسیه همچنان جبههای حیاتی تلقی میشود.
آمریکا بهتنهایی قادر به حفظ جنگهای طولانی و همزمان در سطح شدت بالا نیست و ناگزیر باید بر تقسیم بار، هماهنگی عملیاتی و همکاری صنعتی با متحدان ناتو و شرکای آسیایی تکیه کند. این همکاری شامل تقویت قابلیتهای مشترک، بهبود هماهنگی لجستیکی و گسترش همکاری صنعتی برای مشارکت مؤثر در بازدارندگی و عملیات جنگی است.
ظرفیت کنونی تولیدات دفاعی آمریکا و متحدانش برای پشتیبانی از جنگهای طولانی و فرسایشی کافی نیست. بنابراین افزایش تولید تسلیحات، توسعه زنجیرههای تأمین، افزایش ذخایر مهمات و کاهش موانع بوروکراتیک در فرایند تأمین تجهیزات ضروری دانسته میشود. رقابت قدرتهای بزرگ در دوره جدید، نیازمند آمادگی برای بحرانهای همزمان، انسجام بیشتر ائتلافها و اصلاح ساختاری در سامانههای تولید دفاعی است./ منبع



