آمریکاسیاست داخلی و جامعه

دو قهرمان دموکراسی در آمریکا

مدافعان دموکراسی در غرب‌آسیا، آمریکایی‌ها را به دفاع فعال‌تر از نهادهای دموکراتیک فرا می‌خوانند.

به گزارش اطلس دیپلماسی،‌ یادداشتی با عنوان «دو قهرمان دموکراسی در آمریکا» به قلم توماس ال. فریدمن (Thomas L. Friedman) در نیویورک‌تایمز (New York Times) منتشر شده است. یادداشت با اشاره به تجربه فعالان دموکراسی در غرب‌آسیا نسبت به عادی‌شدن فشار بر رسانه‌ها، نهادهای مدنی و حاکمیت قانون در آمریکا هشدار داده و بر ضرورت دفاع فعالانه جامعه آمریکا از سازوکارهای دموکراتیک تأکید کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

بحث درباره وضعیت دموکراسی آمریکا در این یادداشت از زاویه تجربه دو فعال سیاسی غرب‌آسیا دنبال می‌شود؛ افرادی که برای دستیابی به انتخابات آزاد، آزادی بیان و محدود کردن قدرت حکومت‌های اقتدارگرا هزینه‌های شخصی سنگینی پرداخته‌اند. نقطه عزیمت این نگاه، تجربه تاریخی جوامعی است که فرسایش دموکراسی را نه به‌صورت ناگهانی، بلکه از طریق تضعیف تدریجی قواعد، نهادها و هنجارهای سیاسی تجربه کرده‌اند.

یکی از این چهره‌ها، توکل کرمان، فعال یمنی و برنده جایزه صلح نوبل، است که در اعتراضات مسالمت‌آمیز بهار عربی در یمن نقشی محوری داشت. مبارزات او بر دموکراسی، حقوق زنان و آزادی بیان متمرکز بود و در نهایت به برکناری علی عبدالله صالح، حاکم دیرپای یمن، کمک کرد. تجربه چنین فعالانی باعث شده تحولات سیاسی آمریکا از منظری متفاوت و حساس‌تر نسبت به نشانه‌های اقتدارگرایی ارزیابی شود.

نگرانی اصلی به نحوه واکنش جامعه آمریکا در برابر تلاش‌های دولت برای افزایش نفوذ بر نهادهای مستقل بازمی‌گردد. از این منظر، زمانی که رسانه‌ها تحت فشار قرار می‌گیرند، اعتبار آن‌ها با اتهام دروغ‌گویی زیر سؤال می‌رود و نهادهای عمومی یا خصوصی برای جلوگیری از رویارویی با قدرت سیاسی حاضر به عقب‌نشینی می‌شوند، بنیان‌های دموکراسی با خطر فرسایش مواجه می‌شوند.

تجربه کشورهای غرب‌آسیا نشان می‌دهد تضعیف حاکمیت قانون الزاماً با لغو رسمی نهادهای دموکراتیک آغاز نمی‌شود. کنترل یا بی‌اعتبار کردن رسانه‌ها، تضعیف استقلال نهادها، شخصی‌شدن قدرت و ترجیح منافع رهبران و نزدیکان آنان بر قواعد عمومی می‌تواند به‌تدریج فضای سیاسی را تغییر دهد. از همین رو، نگرانی درباره آینده دموکراسی تنها به نتیجه انتخابات محدود نیست، بلکه به توانایی نهادها و جامعه مدنی برای مقاومت در برابر فشار سیاسی نیز مربوط می‌شود.

در این چارچوب، رفتار شرکت‌های حقوقی، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. عقب‌نشینی این نهادها در برابر فشار سیاسی ممکن است در کوتاه‌مدت از هزینه‌های مستقیم رویارویی با دولت بکاهد، اما در بلندمدت می‌تواند به عادی‌شدن مداخله سیاسی در حوزه‌های مستقل منجر شود. سکوت یا انفعال نیز در این نگاه، صرفاً بی‌طرفی تلقی نمی‌شود و می‌تواند به تضعیف تدریجی موازین دموکراتیک کمک کند.

پیام محوری بحث آن است که دموکراسی برای حفظ خود به مشارکت فعال شهروندان و نهادهای مستقل نیاز دارد. تجربه فعالان غرب‌آسیا نشان می‌دهد دفاع از آزادی و حاکمیت قانون معمولاً زمانی پرهزینه می‌شود که جامعه در برابر نخستین نشانه‌های فرسایش نهادی واکنش نشان ندهد. بنابراین، چالش آمریکا صرفاً مقابله با یک سیاست یا تصمیم مشخص نیست، بلکه حفظ قواعد و نهادهایی است که انتقال مسالمت‌آمیز قدرت و محدودیت اختیارات حکومت را تضمین می‌کنند./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا