آمریکاایالات متحدهداخلیسیاست داخلی و جامعهسیاسی

جمهوری‌خواهان و ناکارآمدی رویکرد خشونت‌آمیز و بی‌رحمانه

اشتباهات ترامپ و ضعف نامزدهای جمهوری‌خواه، شانس دموکرات‌ها را در انتخابات میان‌دوره‌ای افزایش داده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «جمهوری‌خواهان و ناکارآمدی رویکرد خشونت‌آمیز و بی‌رحمانه» به قلم جمل بویی (Jamelle Bouie) در نیویورک تایمز (New York Times) منتشر شده است که با تمرکز بر انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، تأثیر تصمیم‌های دونالد ترامپ، افزایش فشارهای اقتصادی و تفاوت کیفیت نامزدهای دو حزب را بر تغییر موازنه رقابت‌های انتخاباتی بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب را می‌خوانید.

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در شرایطی به عرصه رقابت جدی میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان تبدیل شده است که پیش‌بینی‌های اولیه از برتری نسبتاً مطمئن جمهوری‌خواهان در رقابت برای کنترل سنا حکایت داشت. در آغاز چرخه انتخاباتی، انتظار می‌رفت این حزب بتواند اکثریت خود را حفظ کند و حتی در صورت مساعد بودن شرایط، شمار کرسی‌هایش را افزایش دهد. در مقابل، دموکرات‌ها برای تغییر موازنه قدرت با موانع قابل‌توجهی روبه‌رو بودند؛ زیرا باید از کرسی‌های نمایندگانی در ایالت‌هایی دفاع می‌کردند که دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری در آن‌ها با اختلاف چشمگیری پیروز شده بود. دستیابی به اکثریت نیز مستلزم شکست دادن دست‌کم یک سناتور جمهوری‌خواه مستقر و غلبه بر مزیت انتخاباتی این حزب در چند ایالت بود.

با این حال، تحولات سیاسی و تصمیم‌های دولت ترامپ به تغییر چشم‌انداز رقابت‌ها کمک کرده است. رویکرد اقتدارگرایانه در مدیریت شهرهای آمریکا، اعتراض و نارضایتی بخشی از رأی‌دهندگان لیبرال را برانگیخته است. هم‌زمان، جنگ با ایران و پیامدهای اقتصادی آن، به‌ویژه افزایش تورم و بالا رفتن قیمت‌ها، موجب نارضایتی رأی‌دهندگان مستقل و گروه‌های مردد شده است. این تحولات برای دموکرات‌ها فرصتی فراهم کرده تا رقابت در سنا را از موقعیتی دشوار به مسابقه‌ای واقعاً رقابتی تبدیل کنند و حتی به کسب اکثریتی قابل‌توجه امیدوار باشند.

با وجود اهمیت شرایط کلان اقتصادی و سیاسی، نتیجه نهایی انتخابات صرفاً تابع عملکرد دولت مستقر یا فضای عمومی جامعه نیست. کیفیت نامزدها، توانایی آن‌ها در ارتباط با رأی‌دهندگان و عملکرد ستادهای انتخاباتی نیز می‌تواند در تعیین نتیجه نقشی اساسی داشته باشد. در این زمینه، یکی از تفاوت‌های برجسته رقابت جاری، فاصله میان کیفیت و آمادگی نامزدهای دو حزب عنوان می‌شود. دموکرات‌ها توانسته‌اند افرادی را وارد رقابت کنند که با شرایط متغیر سیاسی سازگارند و ظرفیت بهره‌برداری از نارضایتی عمومی را دارند.

رقابت انتخاباتی در تگزاس نمونه‌ای از این وضعیت است. جیمز تالاریکو، نامزد دموکرات، از توانایی ارتباطی بالا، پیشینه تحصیل در حوزه الهیات و باورهای مذهبی خود برای جلب اعتماد رأی‌دهندگان بهره می‌برد. او همچنین توانسته است در برابر کن پاکستون، رقیب جمهوری‌خواه خود، موضعی فعال و تهاجمی اتخاذ کند و عملکرد او را به چالش بکشد. این رقابت در شرایطی دنبال می‌شود که پاکستون از حمایت مالی گسترده گروه‌های بیرونی، از جمله بازیگران بانفوذی مانند ایلان ماسک، برخوردار است. با این وجود، منابع مالی به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت انتخاباتی نیستند و توانایی نامزد در اقناع افکار عمومی همچنان اهمیت دارد.

در کانزاس نیز آدام همیلتون، رهبر مذهبی و کشیش ارشد یکی از بزرگ‌ترین کلیساهای متدیست متحد در آمریکا، توانسته است رقابتی جدی با راجر مارشال، سناتور جمهوری‌خواه مستقر، ایجاد کند. مواضع میانه‌روانه و تصویر فراجناحی همیلتون، حمایت برخی جمهوری‌خواهان بانفوذ این ایالت را نیز برای او به همراه داشته است. در مقابل، مارشال با انتقادهایی درباره برخوردهای سخت‌گیرانه با بیماران و کشاندن آن‌ها به دادگاه بر سر مبالغ ناچیز مواجه شده است؛ موضوعی که می‌تواند بر اعتبار سیاسی او اثر منفی بگذارد.

در مجموع، رقابت‌های پیش‌رو نشان می‌دهد که ترکیب نارضایتی اقتصادی، تصمیم‌های مناقشه‌برانگیز دولت و تفاوت در توانمندی نامزدها می‌تواند معادلات انتخاباتی را تغییر دهد. هرچند این عوامل به معنای پیروزی قطعی دموکرات‌ها نیست، اما نشان می‌دهد که برتری اولیه جمهوری‌خواهان دیگر تضمین‌شده نیست و نتیجه انتخابات به میزان توانایی هر حزب در تبدیل نارضایتی عمومی به حمایت انتخاباتی بستگی خواهد داشت./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا