ویزا بهعنوان ابزار قدرت: شکاف برزیل و آمریکا و آینده سازمان ملل
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ویزا بهعنوان ابزار قدرت: شکاف برزیل و آمریکا و آینده سازمان ملل» به قلم راسم بشارت (Rassem Bisharat) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. این مقاله به بررسی بحران دیپلماتیک فزاینده میان برزیل و ایالات متحده و تأثیر آن بر نقش سازمان ملل در سایه هژمونی تکقطبی و ابزارهای اجبار مانند ویزا و تحریمها میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
بهتازگی، بحران دیپلماتیک میان برزیل و ایالات متحده شدت گرفته و از نظام بینالمللی تحت هژمونی تکقطبی و ابزارهای اجبار واشنگتن، بهویژه ویزا و تحریمهای فردی، تأثیر پذیرفته است. دولت دونالد ترامپ با اعمال محدودیتهای ویزا و تحریم علیه مقامات ارشد برزیلی، از جمله لغو ویزای ریکاردو لواندوفسکی، وزیر دادگستری، بهدلیل نقش آنها در محاکمه ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور پیشین، به اتهام تلاش برای براندازی نتایج انتخابات، فشار بر قوه قضائیه برزیل را افزایش داد. لولا داسیلوا، رئیسجمهور برزیل، این اقدام را «غیرقابلقبول» خواند و پروندهای داخلی را به رویارویی سیاسی و دیپلماتیک تبدیل کرد. این بحران با نزدیک شدن به نشستهای مجمع عمومی سازمان ملل ابعاد جدیدی یافت. گزارشهای فاششده از واشنگتن نشاندهنده قصد محدودکردن برخی هیئتها، از جمله هیئت برزیلی بود که نقض توافقنامه مقر سازمان ملل و سابقهای خطرناک برای دسترسی آزاد هیئتها محسوب میشود. این وضعیت، مشابه سیاستهای اخیر آمریکا در ممانعت از صدور ویزا برای رهبران فلسطینی، از جمله محمود عباس، است که نشاندهنده استانداردهای دوگانه در نظام بینالمللی است.
این تنش به حوزه اقتصادی نیز کشیده شد. واشنگتن تعرفههای واردات از برزیل را به ۵۰ درصد افزایش داد که نگرانی محافل تجاری را برانگیخت و برزیل را به اقدامات متقابل واداشت. بانکهای برزیلی نیز پس از تحریم الکساندر دو مورایس، قاضی دیوان عالی، بین تعهدات قانونی ملی و فشارهای نظام مالی تحت رهبری آمریکا گرفتار شدند. این موضوع نشاندهنده استفاده از ابزارهای اقتصادی بهعنوان اهرمهای سیاسی در تقابل شمال-جنوب است. از نظر سیاسی، ترامپ محاکمه بولسونارو را تهدیدی برای پروژه ایدئولوژیک فراملی خود میبیند و تلاشهای آشکارش برای تأثیر بر قوه قضائیه برزیل با مقاومت دیوان عالی مواجه شد که بر استقلال خود تأکید کرد.
این بحران با تنشهای برزیل و اسرائیل نیز مرتبط است. مواضع لولا در حمایت از فلسطین و رد سیاستهای اشغالگری، به درگیری بیسابقه با تلآویو و قطع روابط دیپلماتیک منجر شد. این موضوع، همراه با محدودیتهای احتمالی علیه هیئت برزیلی در سازمان ملل، دو الگو را نشان میدهد: استفاده از ابزارهای تنبیهی دیپلماتیک برای ساکتکردن مخالفان هژمونی آمریکا-اسرائیل و تضعیف سازمان ملل بهعنوان یک نهاد مستقل. برزیل احتمالاً با تأکید بر پروتکلهای بینالمللی، حاکمیت قضایی، اقدامات متقابل اقتصادی و تقویت اتحادهای منطقهای و جهانی پاسخ خواهد داد. این رویارویی به چرخهای از تشدید متقابل تنش تبدیل شده که اعتمادسازی را دشوار میکند.
این تحولات فراتر از یک اختلاف دوجانبه، بخشی از تغییر ساختاری در روابط بینالملل است. ویزاها به دیوارهای سیاسی و تحریمها به ابزار اجبار نظامهای ملی برای ادغام در چارچوب سرمایهداری جهانی تبدیل شدهاند. ممانعت از سخنرانی لولا یا عباس در سازمان ملل، تلاشی برای بازسازی این نهاد به سیستمی ناتوان از پذیرش چندصدایی و صدای جنوب جهانی است./ منبع



