آمریکاایالات متحدهداخلیسیاسی

سیاست اول آمریکا در قبال ایران چه معنایی دارد؟

ایالات متحده باید با سیاست بی‌طرفی و تمرکز بر حفاظت داخلی، از مداخله در ایران و غرب آسیا خودداری کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سیاست اول آمریکا در قبال ایران چه معنایی دارد؟» نوشته جوزایا لیپینکات (Josiah Lippincott) که در امریکن گریت‌نس (American Greatness) منتشر شده، با تبیین برداشتی محدود و سرزمینی از منافع ملی ایالات متحده، خواستار پرهیز کامل از مداخله در ایران و منطقه غرب آسیا و تمرکز انحصاری دولت آمریکا بر حفاظت از جان و مال شهروندان در داخل مرزهای خود است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

در این دیدگاه، دولت ایالات متحده نباید وارد جنگ با ایران شود، زیرا برنامه هسته‌ای ایران تهدید معناداری برای آمریکا محسوب نمی‌شود و نحوه حکمرانی، رفتار حکومت با مردم و روابط تجاری آن کشور ارتباطی با منافع آمریکا ندارد. راهبردی که حقیقتاً با شعار «اول آمریکا» سازگار باشد مستلزم بی‌اعتنایی به ایران و به‌طور کلی منطقه غرب آسیاست، چراکه دولت آمریکا هیچ منفعت اساسی در خشکی قاره آسیا ندارد. بر این اساس، باید همه تحریم‌های تجاری علیه حکومت ایران لغو، هر نظام حاکم به‌رسمیت شناخته شود و هرگونه تلاش برای مدیریت یا مهار برنامه هسته‌ای ایران متوقف شود. همچنین درگیری‌های ایران با اسرائیل و دولت‌های عربی مسئله آمریکا نیست.

در حالی‌که رئیس‌جمهور در پی توافق هسته‌ای با ایران و اعزام تجهیزات نظامی گسترده به منطقه است و گزینه‌هایی از حملات محدود تا جنگ زمینی را بررسی می‌کند، تأکید می‌شود که هرگونه جنگ، حتی بمباران، دستورکار داخلی را تضعیف می‌کند. مسئله اصلی برای رأی‌دهندگان آمریکایی اقتصاد، تورم و قدرت خرید است، نه سیاست خارجی یا تغییر حکومت در ایران. تجربه جنگ‌های عراق و افغانستان بی‌اعتمادی و سرخوردگی عمیقی ایجاد کرده و برای بسیاری، منطقه غرب آسیا نقشی در امنیت و رفاه آمریکا ندارد.

مبنای این رویکرد، برداشتی محدود از منافع ملی و بازگشت به اصول بنیان‌گذاران آمریکاست: حفاظت از جان، آزادی و خوشبختی شهروندان و اتکای حکومت به رضایت حکومت‌شوندگان. حفاظت و رضایت دو اصل بنیادین و جدایی‌ناپذیرند. قرارداد اجتماعی باید بر انتخاب آگاهانه شهروندان برای پذیرش وظایف در برابر صیانت از حقوق‌شان استوار باشد. اما در وضع کنونی، دولت می‌تواند شرایط را یک‌جانبه تغییر دهد و با اجبار مالیاتی آن را تحمیل کند؛ امری که به بی‌ثباتی و گسست سیاسی انجامیده است.

از این منظر، آمریکا هیچ منفعت اساسی خارج از خاک خود ندارد. با وجود سلاح‌های هسته‌ای و نیروی دریایی قدرتمند، نیازی به ارتش گسترده برای دفاع از سرزمین نیست و هیچ قدرتی قادر به تهاجم مستقیم بدون نابودی متقابل نخواهد بود. تهدید جدی تنها از پذیرش داوطلبانه دشمنان از طریق مهاجرت ناشی می‌شود. سیاست صلح و عدم‌مداخله دشمنان را کاهش می‌دهد و دولت نباید مالیات شهروندان را صرف دفاع از خارجی‌ها کند. شهروند آمریکایی مشتری خدمات دفاعی و سهامدار حکومت است و منابع دولت صرفاً به او تعلق دارد.

وظیفه اصلی حکومت دفاع از اشخاص و اموال در خاک حاکمیتی است و سایر امور فرعی‌اند. حضور نظامی یا نفوذ نرم در آفریقا، آسیا یا اروپا ضرورتی ندارد. جنگ‌ها و مدیریت جهانی پرهزینه‌اند، رفاه داخلی را تضعیف می‌کنند و نتیجه‌بخش نبوده‌اند. حتی افزایش بهای نفت بحران حیاتی محسوب نمی‌شود. ایران نسبت به ایالات متحده کشوری ضعیف و فقیر است و با بازدارندگی هسته‌ای قادر به اقدام مؤثر علیه آمریکا نیست. اتخاذ سیاست بی‌طرفی، حفاظت و رضایت واقعی شهروندان می‌تواند آمریکا را امن‌تر، ثروتمندتر و شادتر سازد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا