آمریکاایالات متحدهداخلیسیاسی

چه کسی در کاخ سفید ترامپ قدرت دارد؟

در دوره دوم ترامپ، قدرت در کاخ سفید به‌صورت متمرکز و بر پایه وفاداری به رئیس‌جمهور اعمال می‌شود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چه کسی در کاخ سفید ترامپ قدرت دارد؟» نوشته ازرا کلاین (Ezra Klein)  و منتشرشده در نیویورک تایمز (New York Times)، به بررسی سازوکار توزیع و اعمال قدرت در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ می‌پردازد و با مقایسه آن با دوره نخست، نشان می‌دهد چگونه تغییر ترکیب نیروها از الگوی رقابتی و مهارکننده به ساختاری وفادارمحور و همسو با اراده رئیس‌جمهور انجامیده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، حجم گسترده‌ای از گزارش‌های روزانه درباره نحوه کار کاخ سفید منتشر می‌شد. یکی از دلایل اصلی این وضعیت، شکاف میان جناح‌های مختلف درون دولت بود که هرکدام علیه دیگری اطلاعات درز می‌دادند. نتیجه، ساختاری ناهماهنگ و فاقد انسجام درونی بود که هرچند کارآمدی محدودی داشت، اما اطلاعات فراوانی درباره تصمیم‌ها و اختلافات داخلی در اختیار افکار عمومی قرار می‌داد. در دوره دوم، این وضعیت تغییر کرده است. ترکیب نیروهای کاخ سفید بیش از گذشته بر مبنای وفاداری انتخاب شده و نشانه‌های کشمکش‌های جناحی کمتر به بیرون درز می‌کند، درحالی‌که دامنه اقدامات اجرایی افزایش یافته است. تمرکز پوشش رسانه‌ای نیز از اختلافات داخلی به پیامدهای تصمیم‌ها در عرصه عمومی معطوف شده است. بااین‌حال، پرسش‌هایی درباره سازوکار تصمیم‌گیری، میزان آگاهی رئیس‌جمهور از جزئیات، نحوه انتقال اخبار منفی و این‌که چه کسانی قدرت را اعمال می‌کنند و با چه هدفی مطرح است.

اشلی پارکر و مایکل شرر، نویسندگان آتلانتیک که پیش‌تر در واشنگتن پست فعالیت می‌کردند و پارکر سه جایزه پولیتزر دریافت کرده است، سال‌هاست ترامپ و اطرافیانش را پوشش داده‌اند. آنان ساختار کنونی کاخ سفید را بیش از آن‌که نهادی اداری بدانند، شبیه دربار سلطنتی توصیف می‌کنند. ترامپ در تحلیل خود از دوره نخست به این جمع‌بندی رسیده بود که اطرافیانش مانع اجرای خواسته‌هایش شده‌اند؛ افرادی چون رینس پریبس، جان کلی، جیمز متیس، بیل بار و گری کوهن در مقاطع مختلف تصمیم‌های او را متوقف کرده بودند. او به این نتیجه رسید که به افرادی نیاز دارد که راه اجرای خواسته‌هایش را هموار کنند.

در دوره اول، ترامپ بدون سابقه سیاسی وارد رقابت شد و با تیمی ناهمگون پیروز گردید. برخی از اعضای آن تیم تجربه جدی سیاسی نداشتند. نمونه‌ای از این وضعیت، هوپ هیکس بود که در آغاز حتی تصور می‌کرد پیشنهاد ترامپ مربوط به یک کارزار تبلیغاتی تجاری است. پس از پیروزی، ترامپ ناچار شد مناصب کلیدی را با افرادی پر کند که بسیاری‌شان را نمی‌شناخت یا به آن‌ها اعتماد نداشت و برخی نیز او را گزینه مطلوب خود نمی‌دانستند. شماری از این مقامات خود را «محافظان ساختار» تلقی می‌کردند و با استناد به هنجارهای دموکراتیک، تلاش می‌کردند تصمیم‌های او را تعدیل یا متوقف کنند؛ از برداشتن اسناد از روی میز برای جلوگیری از امضا گرفته تا تهدید به استعفا و ارائه دلایل متعدد برای رد یک اقدام.

در دوره دوم، به‌گفته یکی از منابع، قاعده‌ای غیررسمی شکل گرفته است: اگر رئیس‌جمهور درخواستی را دو بار تکرار کند، اجرا می‌شود. حتی اگر پیشنهادهایی چون برکناری هیئت‌مدیره مرکز کندی یا طرح حرکت به‌سوی گرینلند مطرح شود، تکرار آن نشانه جدیت تلقی می‌شود و تیم موظف به تحقق آن است. این تفاوت، شکافی آشکار میان دو دوره ایجاد کرده است. گفتگو در پایان با توصیه‌های کتاب‌خوانی مهمانان و اشاره به امکان شنیدن برنامه «نمایش ازرا کلاین» در اپلیکیشن نیویورک تایمز و دیگر پلتفرم‌ها به پایان می‌رسد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا