چرا علیه کشور خودم شدم
در شرایط کنونی، حمایت از کشورهای پایبند به دموکراسی و ارزشهای لیبرال، حتی در مواجهه با سیاستهای تهاجمی ایالات متحده ضروری است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا علیه کشور خودم شدم» نوشته مت جانسون (Matt Johnson) در پرسوئیشن (Persuasion) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل چالشهای اخلاقی و سیاسی ناشی از سیاستهای دولت ایالات متحده تحت ریاستجمهوری ترامپ و تضاد آن با اصول دموکراتیک و لیبرال در سطح جهانی میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
آخر هفته، دونالد ترامپ تهدید کرد که در صورت عدم الحاق گرینلند به ایالات متحده، تعرفههای بیشتری بر متحدان نزدیک اروپایی اعمال خواهد کرد. او اعلام کرد که تعرفهها را به میزان ۱۰ درصد افزایش داده و در صورت عدم تصاحب این منطقه تا ماه ژوئن، تعرفهها به ۲۵ درصد خواهند رسید. رهبران اروپایی به این تهدیدات واکنش نشان داده و آنها را محکوم کردند. همچنین، نیروهای نظامی اروپایی به گرینلند وارد شدند و پارلمان اروپا نیز با توقف مذاکرات تجاری بزرگ با ایالات متحده، به این تهدیدات پاسخ داد. در نهایت، ترامپ عقبنشینی کرده و از توافقی برای آینده درباره گرینلند خبر داد، که در آن این سرزمین هنوز تحت کنترل دانمارک باقی ماند.
در این لحظه، احساس همبستگی بیشتری با دانمارک، فرانسه، آلمان و دیگر کشورهای اروپایی نسبت به دولت خودم در ایالات متحده داشتم. این احساس بهویژه زمانی شدت گرفت که ترامپ و معاونش، جیدی ونس، در دیدار با رئیسجمهور اوکراین ولادیمیر زلنسکی، او را تهدید و تحقیر کردند. زلنسکی که در برابر تهاجم روسیه به کییف مقاومت میکرد، مورد بیاحترامی و تهدید قرار گرفت، و این صحنه برای بسیاری از آمریکاییها نیز شرمآور بود.
در یک سال گذشته، ایالات متحده دیگر آن نقش پیشین خود را در رهبری دنیای آزاد ندارد. نخستوزیر کانادا، مارک کارنی، در اجلاس اقتصادی جهانی به این موضوع اشاره کرد که نظم بینالمللی لیبرال دچار شکاف شده است، که به نظر میرسید اشاره به کنار رفتن ایالات متحده از نقش خود در حفظ این نظم است. با توجه به رفتارهای بیثبات و تهاجمی ترامپ، اروپا باید مسئولیت دفاع از اصول ناتو و نظم جهانی که ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم به آن پایبند بوده، به دوش بگیرد.
این دیدگاه انزواگرایانه نسبت به هویت آمریکایی، جای کمتری برای همبستگی با دیگر دموکراسیها باقی میگذارد. در حالی که در مقابل، بنیانگذاران ایالات متحده همواره بر جهانی بودن اصول ایالات متحده تأکید داشتند. الکساندر هملیتون انقلاب آمریکایی را دفاع از حقوق انسانها میدانست و معتقد بود که این اصول باید در تمام جهان گسترش یابد. برای میلیونها آمریکایی، وطنپرستی به اصول آزادی و حکمرانی قانون مربوط است نه به اینکه نسلهای چندم از افراد در خاک آمریکا دفن شدهاند.
با این حال، در مقابل رفتارهای دولت ترامپ، کشورهای اروپایی نشان دادند که میتوانند بهعنوان یک نیروی بازدارنده در مقابل دولت ایالات متحده عمل کنند. اروپا نشان داد که قادر به مقابله با تهاجمات ترامپ است و به او در موضوع گرینلند عقبنشینی داد. این به معنای آن است که اروپا به سوی خودمختاری راهبردی حرکت خواهد کرد و در طول زمان به وزنهای سنگینتر در برابر ایالات متحده تبدیل خواهد شد.
بهعنوان یک آمریکایی، دیدن تبدیل شدن کشورم از دموکراسی به یک قدرت تهاجمی و طماع ناامیدکننده است، اما بهعنوان یک فرد لیبرال، خوشحالم که دیگر دموکراسیها همچنان از ارزشهایی که ایالات متحده زمانی از آنها دفاع میکرد، حمایت میکنند./ منبع



