خلف وعدههای اقتصادی پایگاه کارگری ترامپ را متزلزل کرد.
وعدههای اقتصادی محققنشده ترامپ, پایگاه سنتی کارگری او در اوهایو را متزلزل کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان « خلف وعدههای اقتصادی پایگاه کارگری ترامپ را متزلزل کرد.» نوشته گرگ سارجنت (Greg Sargent) در نشریه نیو ریپابلیک (The New Republic) منتشر شده است. این مطلب با رویکردی تحلیلی نشان میدهد که چگونه نارضایتیهای معیشتی و خلف وعدههای اقتصادی, طبقه کارگر در پایگاههای نمادین جمهوریخواهان در ایالت اوهایو را از ترامپیسم دلسرد کرده و فرصتی راهبردی برای بازگشت دموکراتها فراهم آورده است. در ادامه, چکیده این یادداشت را میخوانید.
منطقه یانگزتاون و شهرستان ماهونینگ در ایالت اوهایو سالهاست که به عنوان نماد افول پساصنعتی کمربند زنگار شناخته میشوند و چرخش طبقه کارگر سفیدپوست آن به سوی جریان راستگرا از سال ۲۰۱۶, این منطقه را به الگویی شاخص در رسانهها برای تحلیل نفوذ جنبش محافظهکار در میان کارگران یقه آبی تبدیل کرده است. با این حال, گردهمایی تبلیغاتی اخیر که در سالنی با حضور کمرمق هواداران برگزار شد, نه تنها نشانهای از شور پیشین نداشت, بلکه بازتابدهنده شکافهای عمیق میان انتظارات عمومی و وعدههای حاکمیت بود. در شرایطی که ادعای جهش چشمگیر محبوبیت نامزد محافظهکار سنا مطرح میشود, شواهد میدانی و دادههای آماری حاکی از روندی کاملاً معکوس در این پایگاه سنتی است.
نظرسنجیهای درونی و جدید انجامشده در بازارهای رسانهای سه شهرستان کلیدی این حوزه نشان میدهد که ضریب محبوبیت رهبری این جریان با افتی معنادار به منفی ۱۱ رسیده است؛ آماری شگفتانگیز برای مناطقی که در دورههای پیشین با اختلافهای قاطع به سود محافظهکاران رأی داده بودند. علت بنیادین این فرسایش شدید پایگاه اجتماعی, عدم تحقق وعدههای دادهشده در خصوص مهار تورم, کاهش هزینههای زندگی و بازگرداندن رونق پایدار تولیدی است. کارگرانی که سالها پیش فریب شعارهای حمایتگرایانه اقتصادی را خورده بودند, اکنون با فشارهای معیشتی سنگین و پیامدهای تعطیلی مراکز بزرگ صنعتی دست و پنجه نرم میکنند و اقتصاد حمایتیِ وعدهدادهشده را پروژهای توخالی و فاقد پشتوانه مییابند.
در مقابل, نامزدهای رقیب با تمرکز بر پیوندهای محلی و بازتعریف گفتمان حامی کارگران, موقعیت مناسبی برای بازپسگیری این شهرستان حساس به دست آوردهاند. تاکید بر ایمنی زیرساختها, مقابله با رانتخواری مدیران ارشد شرکتها و دفاع از حقوق صنفی, توانسته بخشی از کارگران سرخوردهای را که وابستگی هویتی عمیقی به این جریان سیاسی ندارند جذب کند. همزمان, اتکای طرف مقابل به چهرههای تکنوکرات و مدافع منافع شرکتهای بزرگ که ارتباط ملموسی با دغدغههای معیشتی طبقه کارگر ندارند, به پاشنه آشیلی آشکار تبدیل شده است. گزارشهای تشکلهای کارگری منطقه حاکی از آن است که بسیاری از اعضای اتحادیهها که در گذشته از جریان حاکم حمایت میکردند, اکنون یا به سوی گزینههای رقیب گرایش یافتهاند یا در اثر سرخوردگی, در پای صندوقهای رأی حاضر نخواهند شد.
سیر تحولات این منطقه تاریخی, آینهای از نوسانات سیاسی کلان کشور است؛ جایی که روزگاری سنگر مستحکم چپ میانه بود و سپس به دژ محافظهکاری بدل شد, اکنون بار دیگر در آستانه تغییر جهت قرار گرفته است. اگر این منطقه نمادین در انتخابات آتی رفتار متفاوتی نشان دهد, این رویداد پایانی نمادین بر بهرهبرداری سیاسی از بحرانهای پساصنعتی و نشانهای آشکار از افول گفتمان حاکم در کانونهای صنعتی خواهد بود./ منبع