اهمیت ارزهای دیجیتال در انتخابات میاندورهای
نفوذ سیاسی ارزهای دیجیتال در انتخابات آمریکا باعث هزینه ۲۰۰ میلیون دلاری صنعت رمزارز برای تصاحب کرسیهای کنگره شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، اهمیت ارزهای دیجیتال در انتخابات میاندورهای(Cryptocurrency Industry) نوشته ویل گاتسگن (Will Gottsegen) در نشریه آتلانتیک (The Atlantic)، این یادداشت به بررسی نقش و نفوذ سیاسی بیسابقه صنعت رمزارز در انتخابات میاندورهای پرداخته و تحلیل میکند که چگونه شرکتهای فعال در این حوزه با هزینهکرد صدها میلیون دلار و حمایت از نامزدهای همسو، تلاش میکنند جایگاه خود را در ساختار قدرت ایالات متحده حفظ کنند؛ در حالی که افکار عمومی و توجه رسانهها به چالشهای فناوری دیگری معطوف شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
بازار ارزهای دیجیتال طی سالهای اخیر همواره در میان چرخههای متوالی از رونقهای سوداگرانه و رکودهای عمیق و فرساینده در نوسان بوده است. اگرچه بیتکوین و سایر داراییهای دیجیتال در مقایسه با قلههای قیمتی گذشته خود با کاهش ارزش مواجه شدهاند و سرمایهگذاران خرد و کلان تا حد زیادی به سوی نوآوریهای جذابتر مانند هوش مصنوعی متمایل گشتهاند، اما این ساختار مالی همچنان به حیات خود ادامه میدهد. ارزش کل بازار رمزارزها فراتر از تریلیونها دلار تخمین زده میشود و مهمتر اینکه، افول نسبی این صنعت در کانون توجه عمومی، به معنای کاهش تحرکات سیاسی آن نبوده است. شرکتها و بازیگران اصلی این عرصه با تخصیص بودجههای کلان و کمسابقه، اهداف انتخاباتی خود را با دقتی فزاینده پیگیری میکنند.
بر اساس تحلیلهای نهادهای نظارتی مستقل از دادههای کمیسیون انتخاباتی فدرال، صنعت رمزارز به یکی از پیشتازترین بخشهای شرکتی در تأمین مالی رقابتهای انتخاباتی میاندورهای تبدیل شده است. کمیتههای اقدام سیاسی مرتبط با این حوزه، نظیر کمیته برجسته «فرشیک»، از پشتیبانی مالی کلانی برخوردارند و با استراتژی هدفمند خود، از نامزدهایی با گرایشهای مساعد نسبت به فناوری بلاکچین در هر دو حزب سیاسی حمایت میکنند. این گروه ها با صرف دهها میلیون دلار برای ارتقای جایگاه چهرههای حامی رمزارز، توانستهاند نرخ موفقیت چشمگیری را در رقابتهای مقدماتی و عمومی به ثبت برسانند. این حمایتها صرفاً به نامزدهای فاقد پایگاه محدود نمیشود، بلکه شامل چهرههای شاخصی است که حضورشان در مجالس قانونگذاری میتواند منافع بلندمدت این صنعت را تضمین کند.
در سوی مقابل، این مداخله مالی گسترده بدون واکنش نمانده است و نامزدهای انتخاباتی تلاش میکنند تا از این جریان به عنوان اهرمی علیه رقبا استفاده کنند. بسیاری از سیاستمداران، رقیبان همسو با صنایع مالی و رمزارز را به وابستگی به منافع خاص متهم میکنند و تلاش دارند تا با برجسته کردن این موضوع، رأیدهندگان نگران از نفوذ ثروتهای کلان را با خود همراه سازند. گزارشهای رسانهای نشان میدهد که واژگان مرتبط با رمزارزها بیش از هر زمان دیگری در تبلیغات انتخاباتی و بیانیههای نامزدها به کار میرود که این امر گویای حساسیت فزاینده افکار عمومی و سیاسیون نسبت به نقش پول در سیاست است.
با این وجود، اولویتهای جامعه ایالات متحده در شرایط کنونی دستخوش تغییر شده است. رأیدهندگان در مقایسه با دورههای پیشین، دغدغههای مبرمتری همچون گسترش مراکز داده، مسائل مربوط به حریم خصوصی، نظارتهای دیجیتال و پروندههای حقوقی کلان شرکتهای بزرگ فناوری را در کانون توجه قرار دادهاند. در حالی که افکار عمومی همچنان نسبت به ماهیت نوسانی و خطرات احتمالی ارزهای دیجیتال بیاعتماد است، اما اعتراض فراگیر یا جنبش اجتماعی همهگیری علیه نفوذ سیاسی این بخش شکل نگرفته است. رهبران سیاسی حامی این فناوری نیز تأکید میکنند که دغدغه اصلی عموم مردم در روزمرگیهایشان الزاماً مسائل مربوط به رمزارز نیست، اما این واقعیت چیزی از قدرت لابیگری و تأثیرگذاری پشتپرده آن نمیکاهد.
بررسی روند تاریخی این صنعت نشان میدهد که پس از دورههای بحرانزده و سقوطهای مهیب سالهای گذشته که با رسواییهای کلان مدیران اجرایی و محاکمات قضایی همراه بود، داراییهای دیجیتال به تدریج چهرهای نظاممندتر به خود گرفتهاند. ورود چهرههای سیاسی سطح بالا به دایره حامیان این صنعت و تصویب چارچوبهای قانونی جدید، به مشروعیتبخشی بیشتر به این حوزه انجامیده است. هرچند هیجانات فرهنگی سالهای گذشته فروکش کرده و رمزارزها جای خود را به ابزارهای مالی مرسومتر، برنامههای کاربردی پرداخت و صندوقهای سرمایهگذاری دادهاند، اما این بازار غولپیکر همچنان از ابزار قدرت اقتصادی برای حفظ منافع خود بهره میبرد. فعالان این حوزه با تداوم هزینهکرد سنگین مالی، به دنبال اثبات این واقعیت هستند که ساختار رمزارز علیرغم کاهش ضریب نفوذ رسانهای، همچنان یک بازیگر تعیینکننده در عرصه قدرت باقی مانده است./ منبع



