چه کسی در بازتوزیع حوزههای انتخاباتی پیروز شد؟
نبرد بازطراحی حوزههای انتخاباتی، اعتماد سیاسی و رقابت دموکراتیک آمریکا را تهدید میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چه کسی در بازتوزیع حوزههای انتخاباتی پیروز شد؟» نوشته جان آلساپ (Jon Allsop) در نشریه نیویورکر (The New Yorker)، به بررسی رقابت جمهوریخواهان و دموکراتها برای تغییر مرزهای انتخاباتی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا میپردازد. این مطلب نشان میدهد که تلاشهای حزبی برای مهندسی حوزهها، اگرچه ممکن است دستاوردهای کوتاهمدت انتخاباتی ایجاد کند، اما پیامدهای بلندمدتی برای نمایندگی سیاسی و اعتماد عمومی دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
نبرد بر سر بازطراحی حوزههای انتخاباتی در آمریکا به یکی از مهمترین مناقشات سیاسی پیش از انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ تبدیل شده است. جمهوریخواهان و دموکراتها در ایالتهای مختلف تلاش کردهاند با تغییر مرزهای حوزههای انتخاباتی، موقعیت خود را در مجلس نمایندگان تقویت کنند. این رقابت که بهطور سنتی با عنوان «جریمندری» یا مهندسی حزبی حوزهها شناخته میشود، اکنون به سطحی ملی رسیده و پیامدهای آن فراتر از نتیجه چند انتخابات است.
یکی از نمونههای برجسته این مناقشه در ایالت میزوری رخ داد. جمهوریخواهان این ایالت نقشه جدیدی برای حوزههای انتخاباتی تصویب کردند که به باور منتقدان، با هدف افزایش تعداد کرسیهای جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان طراحی شده بود. گروهی از فعالان مدنی با تشکیل ائتلاف «مردم نه سیاستمداران» تلاش کردند با استفاده از سازوکار همهپرسی، این تغییرات را لغو کنند. این حرکت یادآور تجربه سال ۱۹۲۲ بود؛ زمانی که رأیدهندگان میزوری یک نقشه انتخاباتی حزبی را رد کرده بودند.
در سال ۲۰۲۶، این روند به یک بحران حقوقی پیچیده تبدیل شد. مقامهای ایالتی درباره اعتبار همهپرسی، زمان اجرای نقشه جدید و تأثیر آن بر انتخابات اختلاف پیدا کردند. دادگاه عالی ایالت میزوری در نهایت اعتبار درخواست همهپرسی را تأیید کرد، اما همزمان دادگاههای فدرال و دیوان عالی آمریکا درگیر بررسی پیامدهای استفاده از نقشه جدید در انتخابات شدند. این اختلافات باعث سردرگمی مسئولان انتخاباتی و رأیدهندگان شد؛ بهگونهای که برخی شهروندان در انتخابات مقدماتی به نامزدهایی رأی داده بودند که بعدها حوزه انتخاباتی آنها تغییر کرده بود.
این بحران تنها محدود به میزوری نبود. پس از حمایت دونالد ترامپ از بازطراحی حوزهها در ایالتهایی مانند تگزاس، رقابتی گسترده میان دو حزب آغاز شد. جمهوریخواهان تلاش کردند با تغییر مرزها تعداد بیشتری کرسی مجلس را به دست آورند، در حالی که دموکراتها نیز در برخی ایالتهای تحت کنترل خود برای مقابله با این اقدامات به تغییرات مشابه روی آوردند. در کالیفرنیا، رأیدهندگان برای مدتی نقش کمیسیون مستقل تقسیمبندی حوزهها را محدود کردند تا امکان واکنش به اقدامات تگزاس فراهم شود.
یکی از تحولات مهم در این روند، تصمیم دیوان عالی آمریکا در پرونده «لوئیزیانا علیه کالایس» بود که محدودیتهای قانون حقوق رأیدهی در زمینه جلوگیری از برخی انواع تبعیض در طراحی حوزهها را کاهش داد. پس از این تصمیم، برخی ایالتهای جمهوریخواه توانستند حوزههای جدیدی طراحی کنند که احتمال افزایش کرسیهای این حزب را بیشتر میکرد. منتقدان هشدار دادند که این روند میتواند به کاهش نمایندگی اقلیتهای قومی، بهویژه رأیدهندگان سیاهپوست، منجر شود.
با این حال، نتایج سیاسی این اقدامات هنوز قطعی نیست. شرایط انتخاباتی و واکنش رأیدهندگان باعث شده است که برخی پیشبینیهای اولیه درباره افزایش گسترده کرسیهای جمهوریخواهان کاهش یابد. در برخی حوزههایی که برای تغییر طراحی شدهاند، نامزدهای دموکرات همچنان شانس رقابت دارند و اثر واقعی بازطراحیها کمتر از انتظار اولیه ارزیابی شده است.
پیامد اصلی این جنگ انتخاباتی، فراتر از تعداد کرسیهای هر حزب است. تغییرات مکرر در مرزهای حوزهها میتواند باعث کاهش رقابت واقعی، افزایش قطبیشدن سیاسی و تضعیف ارتباط میان نمایندگان و رأیدهندگان شود. وقتی حوزهها به شکلی طراحی شوند که نتیجه انتخابات عمومی تقریباً قابل پیشبینی باشد، انتخابات مقدماتی اهمیت بیشتری پیدا میکند و گروههای سیاسی افراطیتر میتوانند نقش بیشتری در انتخاب نامزدها ایفا کنند.
در نهایت، این روند بحثهای گستردهتری درباره اصلاح نظام انتخاباتی آمریکا ایجاد کرده است. برخی کارشناسان پیشنهاد کردهاند که استفاده از حوزههای چندنمایندهای و نظامهای انتخاباتی تناسبی میتواند وابستگی به جریمندری را کاهش دهد. هرچند اجرای چنین اصلاحاتی دشوار است، اما افزایش بحران اعتماد عمومی نشان میدهد که مسئله بازطراحی حوزهها دیگر تنها یک اختلاف حزبی نیست، بلکه به مسئلهای درباره آینده ساختار دموکراسی انتخاباتی آمریکا تبدیل شده است./ منبع