ایالات متحده و چین باید خطر هوش مصنوعی را جدی بگیرند
دیپلماسی در لبه تیغ هوش مصنوعی؛ ضرورت مدیریت ریسک میان دو ابرقدرت در عصر ترامپ معنا پیدا کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ایالات متحده و چین باید خطر هوش مصنوعی را جدی بگیرند» به قلم جیک سالیوان (Jake Sullivan)، مشاور امنیت ملی دولت بایدن، در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله با نگاهی به تحولات دسامبر ۲۰۲۵، هشدار میدهد که بهرغم تغییر دولت در واشنگتن، رقابت شدید برای رهبری هوش مصنوعی نباید مانع از دیپلماسی سطح بالا برای مهار خطرات وجودی این فناوری، از حملات بیولوژیک تا سقوط بازارهای مالی، شود. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
توافق نوامبر ۲۰۲۴ میان واشنگتن و پکن درباره عدم واگذاری کنترل سلاحهای هستهای به هوش مصنوعی، اگرچه در ظاهر بدیهی بهنظر میرسد، اما در فضای بیاعتمادی ژئوپلیتیک دسامبر ۲۰۲۵ یک دستاورد بزرگ محسوب میشود. چین بهطور سنتی نسبت به پیشنهادات کاهش ریسک آمریکا بدبین است و روسیه نیز با هرگونه زبانی که شکاف میان پکن و مسکو را در موضوعات امنیتی نشان دهد، مخالفت میکند. با این حال، پذیرش این اصل نشان داد که حتی در اوج رقابت راهبردی، امکان مدیریت ریسکهای فاجعهبار وجود دارد. چالش اصلی در سال ۲۰۲۶ این است که با سرعت گرفتن چرخه تصمیمگیریهای نظامی توسط هوش مصنوعی، خطر «تشدید ناخواسته» درگیریها افزایش مییابد. علاوه بر این، نفوذ هوش مصنوعی در سامانههای بانکی جهانی میتواند به سقوطهای آنی بازار منجر شود که فراتر از توان مدیریت سنتی دولتهاست.
تفاوت بنیادین هوش مصنوعی با کنترل تسلیحات هستهای در قرن بیستم، در پنج لایه پیچیدگی خلاصه میشود. نخست، برخلاف موشکها، الگوریتمها امضای فیزیکی ندارند و «راستیآزمایی» آنها تقریباً غیرممکن است. دوم، ماهیت «دومنظوره» بودن هوش مصنوعی باعث میشود مدلی که برای تحقیقات علمی ساخته شده، بهراحتی برای ایجاد اثرات مرگبار تغییر کاربری دهد. سوم، خطرات هوش مصنوعی فقط محدود به دولتها نیست؛ بازیگران غیردولتی میتوانند از طریق پهپادهای خودران و کارزارهای اطلاعاتی، امنیت هر دو ابرقدرت را تهدید کنند. چهارم، در آمریکا برخلاف چین، توسعه هوش مصنوعی نه در دست دولت، که در اختیار بخش خصوصی است که رقابت میان شرکتها را به لایه دیگری از پیچیدگی دیپلماتیک تبدیل میکند. در نهایت، ابهام درباره سرعت رسیدن به «هوش جامع عمومی» (AGI) باعث شده تا برخلاف سلاح هستهای، تعریف دقیق تهدید دشوار باشد.
در حالی که دولت ترامپ در واشنگتن بر رهبری مطلق در هوش مصنوعی و استفاده از آن برای تقویت دفاع ملی تأکید دارد، رها کردن دیپلماسی «دوجانبه» و تکیه صرف به رقابت، اقدامی عمیقاً غیرمسئولانه است. تجربه دهههای گذشته نشان داده که ایجاد پروتکلها و نردههای محافظ (Guardrails) برای فناوریهای قدرتمند، فرآیندی زمانبر است که نمیتوان آن را به لحظه بحران موکول کرد. همکاری در زمینههای فراملی مانند تغییرات اقلیمی و سلامت عمومی از طریق هوش مصنوعی میتواند بهعنوان پلی برای کاهش تنشهای نظامی عمل کند. در پایان سال ۲۰۲۵، پیام من روشن است: جهان نمیتواند منتظر بماند تا انفجار هوش فوقالعاده رخ دهد؛ مدیریت ریسک باید همزمان با مسابقه قدرت پیش برود تا اطمینان حاصل شود که فناوری در خدمت بشریت باقی میماند، نه علیه آن./ منبع



