آسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

نشست سازمان همکاری شانگهای و غرب آسیا در جهانی چندقطبی

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «نشست سازمان همکاری شانگهای و غرب آسیا در جهانی چندقطبی» به قلم پیمان صالحی در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. این مقاله به نشست سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۲۵ در پکن و پیامدهای آن برای غرب آسیا در چارچوب نظم جهانی چندقطبی می‌پردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


نشست اخیر سازمان همکاری شانگهای در پکن، همراه با رژه نظامی چشمگیر و پیشنهادهای اقتصادی بلندپروازانه، نشانه‌ای از انتقال سلطه از آمریکا به چین نبود، بلکه گواهی بر تثبیت جهانی چندقطبی است که در آن هیچ کشوری هژمونی بلامنازع نخواهد داشت. برای غرب آسیا، این تحول اثری عمیق بر حاکمیت، توسعه و رهایی از سلطه خارجی دارد. دهه‌ها هژمونی آمریکا، با اتحاد با اسرائیل و پادشاهی‌های حاشیه خلیج فارس، از طریق حضور نظامی گسترده و استفاده از ابزارهای مالی، سیاست منطقه را شکل داده است. تحریم‌ها علیه ایران، سوریه و لبنان نشان‌دهنده استفاده واشنگتن از سلطه دلار و نهادهای بین‌المللی برای تحمیل انطباق است. نهادهای مالی تحت حمایت غرب، مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، با شرایطی که حمایت‌های اجتماعی را تضعیف و اقتصادها را وابسته کرده‌اند، آسیب‌پذیری را افزایش داده‌اند. پیشنهادهای نشست سازمان همکاری شانگهای، از جمله بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای و استفاده از ارزهای محلی در تجارت، گزینه‌های جایگزینی را نشان می‌دهد.

این به‌معنای رهایی غرب آسیا از سوی چین یا روسیه نیست. چین به‌دنبال امنیت انرژی و دسترسی به بازارهاست و روسیه از حضور نظامی در سوریه و شراکت‌های منطقه‌ای بهره می‌برد. اما چندقطبی‌بودن، سلطه آمریکا را به‌چالش می‌کشد و به کشورهای غرب آسیا امکان متنوع‌سازی شراکت‌ها، کاهش وابستگی به اقتصاد غرب و مذاکره با حفظ خودمختاری بیشتر را می‌دهد. چالش این است که آیا دولت‌های منطقه از این فرصت استفاده می‌کنند یا به وابستگی‌های جدید گرفتار می‌شوند. ایران با تجارت تهاتری و معاملات با ارزهای محلی با شرکای آسیایی، راه‌هایی برای مقاومت در برابر فشارها نشان داده است. ترکیه با مبادلات ارزی و توافق‌های منطقه‌ای اقتصاد خود را تثبیت کرده و کشورهای حاشیه خلیج فارس از سرمایه‌گذاری چین استقبال کرده‌اند. اما نبود راهبرد منسجم منطقه‌ای، غرب آسیا را در معرض بازی قدرت‌های رقیب قرار می‌دهد.

تأکید سازمان همکاری شانگهای بر سازوکارهای مالی جدید در منطقه‌ای که دسترسی به اعتبار اغلب با تسلیم سیاسی همراه بوده، اهمیت دارد. بانک سازمان همکاری شانگهای، حتی در شکل ابتدایی، جهانی را نشان می‌دهد که کشورها بدون واگذاری حاکمیت وام می‌گیرند. روند دلارزدایی، که در روابط روسیه-چین و بی‌ثباتی سیاست پولی آمریکا دیده می‌شود، برای جوامعی که از جنگ، ریاضت اقتصادی و وابستگی خسته‌اند، معنادار است. اما چندقطبی‌بودن عدالت را تضمین نمی‌کند. انتقال وابستگی از واشنگتن به پکن یا مسکو، منطق وابستگی را حفظ می‌کند. حاکمیت واقعی نیازمند راهبرد، هماهنگی و چشم‌انداز است. بازیگران منطقه‌ای باید توسعه اجتماعی، تاب‌آوری و رشد عادلانه را در اولویت قرار دهند. جامعه مدنی نیز باید دولت‌ها را به‌سوی شرایط عادلانه‌تر، شفافیت و استقلال واقعی در تعامل با قدرت‌های غیرغربی سوق دهد. بدون این، چندقطبی‌بودن ممکن است سلسله‌مراتب آشنایی را با برچسب‌های جدید بازتولید کند.

نشست سازمان همکاری شانگهای، به گفته آمیتاو آچاریا، دانشمند علوم سیاسی، تحول به‌سوی «مجمع‌الجزایری از قدرت‌ها» را نشان می‌دهد. این برای غرب آسیا فرصتی است تا از انتخاب‌های دوگانه فرار کند، اما بدون وحدت و راهبرد، منطقه در معرض سرگردانی میان جزایر قدرت است. غرب آسیا باید به‌جای تماشاچی‌بودن، بازیگری فعال در شکل‌دهی به نظم نوین جهانی باشد. اهمیت واقعی نشست در شکاف‌هایی است که در هژمونی غرب ایجاد کرد و امکاناتی که برای منطقه گشود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا