پیام تهران به تروئیکای اروپایی: تغییر مسیر به نفع خودتان است
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پیام تهران به تروئیکای اروپایی: تغییر مسیر به نفع خودتان است» به قلم سیدعباس عراقچی در نشریه گاردین (Guardian) منتشر شده است. این یادداشت، نقش انگلیس، فرانسه و آلمان در بحران برنامه هستهای ایران و ناکامی آنها در اجرای تعهدات برجام را بررسی کرده و بر لزوم بازگشت به دیپلماسی واقعبینانه تأکید میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در دو دهه گذشته، اروپا در مرکز بحران ساختگی پیرامون برنامه هستهای صلحآمیز ایران قرار داشته و نقش آن بازتابدهنده روابط قدرت جهانی بوده است. زمانی اروپا بهعنوان نیرویی معتدل در برابر آمریکا عمل میکرد، اما اکنون در مسیر دنبالهروی از سیاستهای افراطی واشنگتن قرار دارد. هفته گذشته، انگلیس، فرانسه و آلمان (تروئیکای اروپا) اعلام کردند که سازوکار بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را فعال کردهاند. این سازوکار برای مجازات عدم اجرای تعهدات برجام طراحی شده بود که میان ایران، تروئیکای اروپا، آمریکا، چین و روسیه امضا شد. اما اقدام تروئیکای اروپا فاقد وجاهت قانونی است، زیرا توالی وقایع منجر به اقدامات قانونی ایران را نادیده میگیرد. این سه کشور فراموش کردهاند که آمریکا، نه ایران، بهصورت یکجانبه از برجام خارج شد و تروئیکای اروپا نیز به تعهدات خود عمل نکردند و حتی از حمله ژوئن به ایران استقبال کردند.
تروئیکای اروپا ظاهراً از روی کینه عمل نمیکنند، بلکه با این تصور که این اقدامات، آنها را در مسائل دیگر به بازیگری مهم تبدیل میکند، مسیری خطرناک را دنبال میکنند. این محاسبه اشتباه است، زیرا ترامپ، تروئیکای اروپا را بازیگرانی حاشیهای میبیند، همانطور که در مسائل حیاتی مانند جنگ روسیه و اوکراین کنار گذاشته شدهاند. پیام واشنگتن روشن است: تروئیکای اروپا برای کسب اهمیت باید وفاداری بیچونوچرا نشان دهند. در سال ۲۰۰۳، تروئیکای اروپا برای مهار دولت بوش پس از تهاجم به افغانستان و عراق شکل گرفت و ایران از این تلاش استقبال کرد، اما مذاکرات بهدلیل ناتوانی اروپا در ارائه پیشنهادات اساسی و ایستادگی در برابر آمریکا شکست خورد. در آن زمان، ایران خواستار حفظ دویست سانتریفیوژ برای غنیسازی محدود بود، اما با حداکثرگرایی آمریکا مواجه شد. جنگ رخ نداد، زیرا آمریکا هزینه سنگین اشغال همسایگان ایران را درک کرد.
پس از هشت سال رقابت تحریمها و سانتریفیوژها، ایران به بیست هزار سانتریفیوژ رسید. دو تحول کلیدی، گفتوگوهای بیسابقهای را ممکن ساخت: پذیرش غنیسازی در ایران توسط تروئیکای اروپا و آمریکا، و بهرسمیتشناختن آمریکا بهعنوان شریک مذاکره توسط ایران. این منجر به امضای برجام شد که توافقی ساده دربرداشت: نظارت بیسابقه و محدودیت بر غنیسازی ایران در ازای لغو تحریمها. این فرمول کارآمد بود. اما یک دهه بعد، خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ و بازگرداندن تحریمها، زنجیرهای از رویدادهای قابل اجتناب را آغاز کرد. تروئیکای اروپا ابتدا از تخریب این توافق برجسته ابراز ناراحتی کردند و قول جبران دادند. برونو لومر، وزیر دارایی فرانسه، اعلام کرد که اروپا «وابسته» نیست و رهبران اروپا بر خودمختاری راهبردی خود تأکید کردند، اما وعدههای تجارت با ایران، از جمله فروش نفت و گاز و تراکنشهای بانکی، محقق نشد.
تروئیکای اروپا در حالی که به تعهدات خود عمل نکردند، انتظار داشتند ایران بهتنهایی همه محدودیتها را بپذیرد. آنها حمله ماه ژوئن آمریکا به ایران را محکوم نکردند و اکنون خواستار تحریمهای سازمان ملل علیه ایران به بهانه رد گفتوگو هستند. این اقدام نتیجه مطلوب را نخواهد داشت و تنها تروئیکای اروپا را از دیپلماسی آینده کنار میزند و اعتبار جهانی اروپا را کاهش میدهد. هنوز فرصت برای گفتوگوی صادقانه وجود دارد. ادعای تروئیکای اروپا مبنی بر مشارکت در توافقی مبتنی بر غنیسازی در ایران، در حالی که از ایران میخواهند این توانایی را کنار بگذارد، منطقی نیست. حمایت آشکار از حملات غیرقانونی به تأسیسات هستهای ایران، مانند اظهارات صدراعظم آلمان، مشارکت نیست. ایران همچنان نسبت به دیپلماسی مشتاق است و آماده توافقی واقعبینانه و پایدار با نظارت دقیق و محدودیت بر غنیسازی در ازای لغو تحریمها است. نادیدهگرفتن این فرصت ممکن است پیامدهای ویرانگری برای منطقه و فراتر از آن داشته باشد. اسرائیل شاید خود را قادر به جنگ از طرف غرب بداند، اما همانطور که در ماه ژوئن نشان داده شد، نیروهای مسلح قدرتمند ایران آماده پاسخگویی هستند. این اقدام اسرائیل میلیاردها دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشت و واشنگتن را بازیگری بیپروا نشان داد. اگر اروپا و ترامپ خواهان راهحل دیپلماتیک هستند، باید به دیپلماسی زمان و فضا بدهند. گزینه دیگر احتمالاً خوشایند نخواهد بود./ منبع



