آیا چین جهان پساآمریکایی را رهبری خواهد کرد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، پادکستی شنیداری با عنوان «آیا چین جهان پساآمریکایی را رهبری خواهد کرد؟» با میزبانی برونوئن مدوکس (Bronwen Maddox) و حضور جیمز کینگ (James Kynge)، روزنامهنگار سابق فایننشال تایمز و پژوهشگر ارشد جدید چتم هاوس، و سمیر پوری (Samri Puri)، مدیر مرکز حکمرانی و امنیت جهانی چتم هاوس (Chatham House)، در این اندیشکده منتشر شده است. کارشناس در این پادکست به بررسی نقش رو به رشد چین در تنظیم قواعد جهانی در برابر عقبنشینی آمریکا میپردازد و استدلال میکند که چین با ابتکارهای اقتصادی و فناوری، بهدنبال ایجاد نظمی منصفانهتر است، اما جهان بهسمت تفرقه و بلوکبندی پیش میرود. در ادامه، چکیده گفتوگوی آنها را میخوانید.
رژه پیروزی چین با حضور شی جینپینگ، ولادیمیر پوتین و کیم جونگ اون، و نمایش فناوریهای پیشرفته مانند گرگهای رباتیک و سلاحهای هستهای، نشاندهنده برتری چین در فناوریهای کلیدی است. فناوری سرنوشت ژئوپلیتیک است و چین در بیشتر حوزهها، از جمله تولید صنعتی و تجارت، پیشتاز یا همتراز آمریکاست.
در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در پکن، شی جینپینگ از ایجاد نظمی سیاسی و اقتصادی عادلانهتر سخن گفت. این فراتر از شعار است و به تأسیس بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای اشاره میکند که در سال جاری دو میلیارد یوان (معادل ۲۷۷ میلیون دلار) به اعضا قرض میدهد. این بانک، سومین بانک توسعه چین پس از بانک توسعه جدید بریکس و بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیا، قرضها را به یوان اعطا میکند و بر حوزههای انرژی سبز و تحول دیجیتال تمرکز دارد؛ جایی که چین تولیدکننده ارزانترینها و برترین تولیدکننده جهانی است. این رویکرد، کشورها را به خرید فناوری چینی و ایجاد وابستگیهای زیرساختی بلندمدت سوق میدهد و چالشی برای سلطه دلار آمریکاست.
اقدام اخیر شی جینپینگ، اقدامی در برابر عقبنشینی آمریکا از نهادهای چندجانبه بود. ترامپ با بهچالش کشیدن ماده ۵ ناتو، جنگ تعرفهای و تهدید به قطع حمایت از اوکراین، متحدان را ناامن کرده است. چین، در مقابل، تعهد به سیستم سازمان ملل را تکرار میکند و ابتکارهایی مانند ابتکار حکمرانی جهانی را پیشنهاد میدهد، که ترکیبی از حفظ نهادهای موجود و نوآوریهای جدید است. این امر، نفوذ چین را نهتنها در آسیا، که در جنوب جهانی افزایش میدهد. عقبنشینی ترامپ از فناوری سبز – مانند جذب صنایع به آمریکا در دوران بایدن – به چین کمک کرده تا ۸۰ درصد پنلهای خورشیدی و ۷۰ درصد توربینهای بادی جهان را تولید کند.
اروپا (از جمله انگلیس) با دوگانگی روبهروست: توربینهای بادی چینی ۳۰ تا ۴۰ درصد ارزانترند، اما نگرانیهای امنیتی مانند جمعآوری داده از شبکههای برق یا وابستگی وجود دارد. آلمان تلاش میکند صنعت خود را حفظ کند، در حالی که اروپا بهتازگی از وابستگی به گاز روسیه رها شده است. رژه نظامی چین را باید نمادی از اتحادهای متفاوت دانست: پیمان دوستی چین-کره شمالی از سال ۱۹۶۱ پابرجاست و پیمان بین روسیه-کره شمالی بهتازگی امضا شده است، اما هیچ پیمان نظامی آشکاری میان چین و روسیه نیست. هند، با خرید انرژی و تسلیحات روسی، تعادل را حفظ میکند و تعرفههای ۵۰درصدی ترامپ، این کشور را بهسمت برزیل سوق داده است.
چین بهدنبال ثروتمندسازی مردم خود، تبدیلشدن به قدرت برتر نظامی، تجاری و حاکمیتی و بازپسگیری تایوان است. چالش فرهنگی و ایدئولوژیک چین، ما را به یاد امپراتوریهای غربی میاندازد. آمریکا، با تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ، بر بازدارندگی در هند-آرام تمرکز کرده، اما قدرتهای جهانی را نمیتواند همزمان مدیریت کند. چین جنگ فناوری را برده و ممکن است آمریکا را در فضای ژئوپلیتیک بهچالش بکشد؛ همانطور که آمریکا انگلیس را در قرن بیستم کنار زد.
در جهان پساآمریکایی، کشورها نقش دارند: ژاپن و استرالیا روابط هند-آرام را عمیق میکنند و اروپا بهدنبال حضور مستقل است. بریکس، با اعضای جدید مانند اندونزی و مصر، تعاملات جنوب جهانی را افزایش میدهد. چین عمدتاً از طریق توافقهای تجاری و ابتکار کمربند و جاده، دوجانبه عمل میکند، نه مانند «پکس امریکانا». اروپا ممکن است به شریک کوچک چندجانبه چین تبدیل شود، اما بر قواعد جهانی اصرار دارد.
جنگ مستقیم آمریکا-چین بر سر تایوان بعید است؛ هر دو از آن اجتناب میکنند. چین ترجیح میدهد با نمایش قدرت و نفوذ سیاسی در تایوان، جایی که حزب ملیگرا هنوز محبوب است، بدون جنگ پیروز شود. وانگهی، پای درگیریهای نیابتی احتمالی نیز در میان است. در نهایت، جهان بهسمت تفرقه پیش میرود، نه نظم نوین: بلوکهای مبهم حول چین با تجارت یوانی و فناوری چینی در یکسو، و بلوکهای آمریکایی در سوی دیگر. این فرآیند دههها طول میکشد و به بینظمی پساآمریکایی منجر میشود./ منبع



