خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

اهرم فشار ایران ناشی از جنگ است، نه توافق صلح

موقعیت راهبردی و اهرم‌های چانه‌زنی ایران پس از جنگ اخیر به‌شدت تقویت شده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اهرم فشار ایران ناشی از جنگ است، نه توافق صلح» نوشته تد اسنایدر (Ted Snider) در آمریکن کانسروتیو (American Conservative) منتشر شده است. این یادداشت با رویکردی واقع‌گرایانه و بی‌طرفانه استدلال می‌کند که برآیند جنگ اخیر و مفاد پیش‌نویس توافق، موقعیت ژئوپلیتیکی، نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را در برابر ایالات متحده و متحدانش به سطحی بی‌سابقه و قدرتمندتر از دوران برجام ارتقا داده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

مذاکرات دیپلماتیک جاری میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران پیرامون یادداشت تفاهم اخیر، با چالش‌های جدی مواجه شده است. تداوم عملیات نظامی اسرائیل در لبنان و تهدیدهای کلامی تند واشنگتن درباره انسداد تنگه هرمز، بندهای مربوط به حاکمیت ملی و عدم تهدید به زور را نقض کرده و فرآیند گفت‌وگوها را در همان ابتدا تا آستانه بن‌بست پیش برده است. اگرچه مقامات آمریکایی پذیرش بالاترین سطح بازرسی‌های هسته‌ای از سوی تهران را یک دستاورد بزرگ برای خود قلمداد می‌کنند، اما مقامات ایرانی اعلام کرده‌اند که اجازه بازرسی از سایت‌های آسیب‌دیده در حملات هوایی سال گذشته را نخواهند داد. واقعیت این است که ایران به‌عنوان عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، پیش از این نیز سخت‌ترین حکومت بازرسی‌ها را پذیرفته بود و تعلیق همکاری‌ها صرفاً واکنشی به خروج آمریکا از برجام و حملات نظامی به تاسیسات هسته‌ای بوده است؛ بنابراین، توافق جدید دستاورد هسته‌ای فراتر از برجام برای واشنگتن به همراه ندارد.

در بعد اقتصادی، توافق برای آزادسازی گام‌به‌گام دارایی‌های مسدودشده ایران آغاز شده که در مرحله نخست شامل ۱۲ میلیارد دلار می‌شود. بر خلاف ادعای واشنگتن مبنی بر الزام ایران به خرید انحصاری کالاهای کشاورزی آمریکایی، تهران تعهدی در این زمینه ندارد و بر اساس متن تفاهم‌نامه، مجاز است این منابع را در هر مسیری که بانک مرکزی تعیین کند، هزینه کند. علاوه بر این، تعلیق موقت تحریم‌های نفتی از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا در طول دوره مذاکرات، فرصت تنفس اقتصادی بزرگی برای ایران فراهم کرده است. در حوزه هسته‌ای نیز تعدیل غنی‌سازی ۶۰ درصدی، به‌عنوان ابزار فشاری که تهران دقیقاً برای رسیدن به چنین توافقی ایجاد کرده بود، مزیتی پایدار برای غرب محسوب نمی‌شود؛ چرا که ایران برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده از جنگ، خود به یک دوره تنفس چند ساله نیاز دارد.

مهم‌ترین پیامد راهبردی این تحولات، تغییر ابزار کلیدی قدرت ایران از سانتریفیوژها به کنترل تنگه هرمز است. جنگ اخیر ثابت کرد که توانایی بستن این آبراه حیاتی، اهرم فشاری به مراتب قدرتمندتر از انباشت اورانیوم است. مفاد تفاهم‌نامه نشان می‌دهد که مدیریت آینده این تنگه با مشارکت ایران و عمان بازتعریف خواهد شد و تهران احتمالاً حق دریافت هزینه‌های خدمات و زیست‌محیطی را به دست می‌آورد، امری که وضعیت این شاهراه بین‌المللی را نسبت به دوران پیش از جنگ کاملاً دگرگون می‌سازد. از سوی دیگر، توانمندی موشکی و دفاعی ایران به‌عنوان خط قرمز قطعی تعیین شده و هرگونه مذاکره درباره آن رد شده است، چرا که از دیدگاه تهران، همین تسلیحات مانع از نابودی کامل کشور در جریان حملات بوده‌اند.

در نهایت، تلاش دولت ترامپ برای دفاع از این تفاهم‌نامه صرفاً به دلیل پایان‌دادن به جنگی مخرب قابل توجیه است، اما این توافق دستاوردی بهتر از برجام ندارد. جمهوری اسلامی با رهایی از سیاست فشار حداکثری و اثبات قدرت دفاعی و منطقه‌ای خود، اکنون در قدرتمندترین موقعیت تاریخی خود قرار گرفته است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا