حمایت از ایران در جام جهانی؟ موضوعی پیچیده است
تقابل نظامی واشنگتن و تهران، هواداری از تیم ملی فوتبال ایران را دچار دوقطبی شدید کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت حاضر با عنوان «حمایت از ایران در جام جهانی؟ موضوع پیچیده است» به قلم بیل ساپوریتو (Bill Saporito) در روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز (The New York Times) منتشر شده است. این مقاله با نگاهی تحلیلی به بررسی چالشها و دوقطبیهای بیسابقه در میان جامعه ایرانیان آمریکا همزمان با مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ میپردازد؛ رویدادی ورزشی که تحت تأثیر شدید سایه جنگ میان دولت میزبان و جمهوری اسلامی قرار گرفته و مرزهای سنتی میان جدایی ورزش از سیاست را در هم نوردیده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال در سال ۲۰۲۶ با یک بحران دیپلماسی و ژئوپلیتیک بیسابقه همزمان شده است؛ چرا که یکی از کشورهای میزبان این رویداد ورزشی بزرگ، درگیر یک مواجهه و تقابل نظامی مستقیم با یکی از تیمهای شرکتکننده در مسابقات است. این وضعیت، اصول سنتی ناظر بر بازی جوانمردانه و استقلال ورزش از سیاست را به شدت مخدوش کرده است. در دورههای گذشته، رویکرد حاکم بر جوامع مهاجر بر پایه فرمول «حمایت از تیم ملی و مخالفت با ساختار سیاسی حاکم» استوار بود، اما تشدید بحرانهای نظامی و اعمال محدودیتهای دولتی گسترده از سوی دولت ایالات متحده بر روند تمرینات و سفرهای تیم ورزشی ایران، این مرزبندی قدیمی را کاملاً از بین برده است.
در فضای کنونی، رویکرد بخشی از جامعه مهاجران دچار چرخش اساسی شده و شعار «تیم ملی همان حکومت است» جایگزین دیدگاههای پیشین شده است. این دوقطبی شدید سیاسی خود را در قالب تجمعات اعتراضی گسترده در اطراف استادیومهای محل برگزاری مسابقات، هو کردن سرود رسمی و نمایش نمادهای دوران پیش از انقلاب نشان میدهد؛ اقداماتی که حتی با وجود ممنوعیتهای انضباطی نهادهای بینالمللی فوتبال، در ورزشگاهها و محافل تجمعی به چشم میخورد. این در حالی است که در گذشته، لایههایی از بدنه تیم ورزشی به عنوان نمادهای مقاومت مدنی یا همراهی با مطالبات اجتماعی شناخته میشدند، اما تبارشناسی رفتاری حاکمیت در جهت تشدید رفتارهای انقباضی و حذفی علیه چهرههای مشهور ورزشی منتقد، این فضای میانه را به طور کامل نابود کرده است.
از سوی دیگر، لفاظیهای سیاسی و ادعاهای تغییر ساختار در واشنگتن، در عمل به بنبست رسیده و در مواجهه با واقعیتهای سخت میدانی به عقبنشینیهای اجباری منجر شده است؛ امری که تحلیلگران ورزشی و سیاسی آن را یک ناکامی راهبردی برای دولت میزبان قلمداد میکنند. نسلهای جدیدتر مهاجران در میان حس وفاداری به کشور محل سکونت و دلبستگی به سرزمین مادری خود دچار تعارض و دوگانگی عمیق هویتی شدهاند. در نهایت، تلفیق بحرانهای نظامی بینالمللی با نمادهای ورزشی در این دوره از مسابقات، نشان میدهد که میدان فوتبال دیگر یک حریم امن برای همگرایی نیست، بلکه به بازتابی عینی و پیچیده از تضادهای ژئوپلیتیک تبدیل شده که هدایت افکار عمومی آن از دست هر دو طرف خارج شده است./منبع



